از ایلان ماسک چه می‌دانید؟

زندگی‌نامه ثروتمندترین مرد جهان

459
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

«دوست دارم در مریخ بمیرم!» این پایان مورد علاقهٔ ثروتمندترین مرد جهان یعنی ایلان ماسک است. او پنجاه سال پیش در آفریقای جنوبی به دنیا آمد اما رویاهایش او را تا کانادا کشاند و در آن‌جا به چیزی تبدیل شد که حالا می‌شناسیم: دارندهٔ شرکت‌های «تسلاموتورز»، «پی‌پل» و «سولارسیتی» و «اسپیس اکس». هر کدام از این شرکت‌ها در حوزه خاصی فعالیت می‌کنند و گسترهٔ فعالیت‌هایشان از تولید ماشین برقی و پنل خورشیدی گرفته تا لباس‌های فضانوردان و تجارت الکترونیک را شامل می‌شود اما وجه اشتراک همهٔ آن‌ها یک چیز است: آن‌ها امیدبخش فناوری‌ فردا هستند. به عبارت دیگر، ماسک با آن ثروت هنگفتش هم امروز را دارد و هم احتمالاً فردا را. حالا خبرنگاری پیدا شده است تا با یکی از سازندگان اصلی امروز و فردای جهان ما گفت‌و‌گو کند و تصویر جدیدی از او نشانمان دهد. حاصل تلاش او کتابی شده است با نام اصلی «ایلان ماسک» و عنوان فرعی «تسلا، اسپیس‌اکس و فتح آینده‌ای رویایی»

 

این کتاب کامل‌ترین زندگی‌نامه ایلان ماسک به حساب می‌آید. چون نویسندهٔ کتاب با شم خبرنگاریش هم ساعت‌ها با ایلان ماسک حرف زده و هم به سراغ اطرافیان و خانواده‌اش رفته است. با این حال، کتاب چیزی بیشتر از مجموعه پرسش و پاسخ‌های یکنواخت و ملال‌آور است؛ نویسنده کتاب با دقت هر چه تمام‌تر ماسک و رفتارهایش را تحلیل و توصیف و آن را داستان‌وار بازگو می‌کند. مثلاً روایت کتاب در رستورانی شروع می‌شود که نویسندهٔ کتاب با ماسک آن‌جا قرار گذاشته است اما ماسک «طبق معمول» با تاخیر می‌رسد. نویسندهٔ کتاب با دقت هر چه تمام‌تر جزئیات را توصیف می‌کند. گاهی این جزئیات مربوط به قد و بالای ماسک است و گاهی هم شامل رژیم غذایی کم‌کربوهیدرات او می‌شود.

 

کتاب از دوران نوجوانی و زندگی خانوادگی ماسک شروع می‌کند و سیر پیشرفت و تغییرات شخصیتی و حرفه‌ای او را نشان می‌دهد: او از نوجوانی بی‌دست و پا و کدنویسی خودآموخته به ثروتمندترین مرد جهان تبدیل شد. هر چند حالا همه چشم‌ها به دهان ماسک دوخته شده است اما اوضاع همیشه هم این‌طور نبوده است.در واقع، ماسک روزگاری را به یاد می‌آورد که با وجود درخشش در سیلکون‌ولی هنوز کسی ایده‌هایش را چندان جدی نمی‌گرفت. ایدهٔ شرکت «پی پل» یا همان سامانهٔ انتقال وجه و بانک آنلاین «از نظر خوش‌بین‌ها مشکل بزرگی بود و بدیین‌ها آن را غیرممکن می‌دانستند»:

ماسک جوان سمیناری ارائه داد که درباره اجتناب‌ناپذیر بودن پذیرش مباحث مالی اینترنتی و آنلاین در سال‌های پیش‌رو بود، اما کسی چندان اعتنایی نکرد. دلیل آن‌ها این بود که سال‌ها زمان نیاز است تا سیستم امنیتی اینترنتی به جایی برسد که مشتری‌ها به بانک‌داری آنلاین اعتماد کنند (ص: ۱۱۵)

 

تمرکز اصلی کتاب بر زندگی حرفه‌ای ماسک است اما گریزهایی هم به زندگی شخصی او زده می‌شود تا شخصیت و منش او را بیشتر بشناسیم. مثلاً همسر اول ماسک  در مقاله‌ای این چنین نوشت:

ایلان مدام نقاط ضعفم را به من گوشزد می‌کرد. من به او گفتم که کارمندت نیستم بلکه همسرت هستم و جواب ماسک این بود که اگر کارمندم بودی حتماً اخراجت می‌کردم (ص: ۱۳۶).

کتاب با عکس‌هایی از زندگی خصوصی و حرفه‌ای ایلان ماسک به پایان می‌رسد. کتاب «ایلان ماسک» با ترجمهٔ شروین صولتی از سوی انتشارات گوتنبرگ منتشر شده است.

 

بعد از مرگ استیو جابر بود که تازه حرف‌هایی از اینکه او قهرمان نیست به میان آمد!

انسان بی‌اهمیت: خاطرات دختر استیو جابز از پدرش

آیا ممکن است در آینده، چنین مطالب و کتاب‌هایی دربارۀ ایلان ماسک بخوانیم؟

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.