از عشق و شیاطین دیگر به کجا پناه ببریم؟

154
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

لحظه‌ای می‌رسد که هر گزاشگر کارکشته‌ای در هیاهوی یک موضوع جدیِ اجتماعی یا سیاسی ردی از قصه‌های کودکیش را می‌یابد. اگر آن خبرنگار به‌اندازهٔ کافی حرفه‌ای باشد، افسانه‌های کودکی را حرام واقعیت سفت و محکم روزانه نمی‌کند. اما اگر آن خبرنگار به‌اندازهٔ گابریل گارسیا مارکز حرفه‌ای باشد، با آن چیزی خواندنی‌تر و ماندگارتر از گزارش‌های خبری می‌سازد؛ از عشق و شیاطین دیگر این‌گونه به دنیا آمد. وقتی مارکز برای گزارشگری از روندِ ویران کردن یک معبد تاریخی و ساختن هتلی پنج ستاره بر زمین آن می‌رود، از دلِ خاکِ جادویی آمریکای لاتینْ جنازه دختربچه‌ای بیرون می‌آید که طولِ موهایش بیست و دو متر و یازده سانتی‌متر بوده است.

 

هر تعریفی از رئالیسم جادویی را که اصل قرار دهیم باز یک چیز ثابت است؛ این سبک با آب و خاک مردم آمریکای لاتین درهم‌آمیخته است. این‌قدر که وقتی جنازه‌ای با ۲۲ متر مو پیدا شد، بنایی که مشغول به‌کار بود تعجب نکرد و باخونسردی به بقیه گفت:

موی انسان حتی پس از مرگ، ماهانه یک سانتی‌متر رشد می‌کند و بیست و دو متر طول مو پس از گذشت دویست  سال {کاملاً طبیعی است}.

همین حادثه یاد افسانه‌ای را در ذهن مارکز روشن می‌کند. طبق آن افسانه که مارکزِ کوچک از مادربزرگش شنیده بود، سال‌ها پیش دخترک اشراف‌زاده‌ای بر اثر بیماری هاری می‌میرد اما به خاطر معجزه‌های فراوانش یاد او زنده و محترم می‌ماند. بنابراین شخصیت اصلی کتاب عشق و شیاطین دیگر یعنی سیروا ماریا خالق همکاری مارکز با مردم عادی است. مارکز پلات اصلی داستان را از افسانه‌ای محلی می‌گیرد و با زبان و تخیل منحصر به فردش آن را می‌پروراند: سگی که مبتلا به هاری بوده است، سیروا ماریا را گاز می‌گیرد اما برخلاف انتظار او نمی‌میرد و نشانی از بیماری بروز نمی‌دهد. همین باعث می‌شود تا سراغ بیماری را در روح او بگیرند و درنهایت دختر ۱۲ ساله را راهی معبد ‌کنند. او آن‌جا عاشق یکی از اصحاب کلیسا می‌شود و در نهایت آن‌چه او را می‌کشد، نه بیماری که عشق است.

از عشق و شیاطین دیگر در حال و هوایی اتفاق می‌افتد که چندان هم از روزگار ما دور نیست. مخصوصاً اگر در سال کرونا عاشق هم شده باشید، لذت خواندن این کتاب برایتان دو چندان می‌شود. بنابراین شاید این کتاب همان پناهگاهی باشد که بتوان از شر ترکیب «هاری و عشق» یا «کرونا و عشق» به آن پناه برد.

«از عشق و شیاطین دیگر» چگونه کتابی است؟

داستانی که براساس افسانه‌ای مردمی ساخته می‌شود با همان نگاه جادویی مردم آمریکای لاتین پیش می‌رود. مثلاً وقتی بیماری هاری در شهر رواج پیدا می‌کند، مردم آن را به هر شکلی می‌بینند جز در قامت بیماری!

هاری می‌توانست یک خانواده باآبرو را بی‌آبرو کند و نشانهٔ هزاران گناه باشد و حتی پس از مرگ بیمار هم سایه‌ شومش بر سر خانواده بماند. اما همهٔ این‌ها پس از گذراندن مرحلهٔ کشدار پذیرش اولیهٔ وجود این بیماری اتفاق می‌افتد:

من دلیلی برای شیوع این بیماری مسری نمی‌بینم، تا جایی که می‌دانم، نه از ماه‌گرفتگی خبر داده‌اند و نه از ستاره‌ای دنباله‌دار، و گناه ما هم آن‌قدر بزرگ نیست که خدا بخواهد به این بلیه گرفتارمان کند (ص: ۲۰).

 

در این داستان مسئله ایمان هم‌پای بیماری پیش می‌رود و همزمان با مردمانی که به قدیسه‌های گوناگون و جن‌گیران متوسل می‌شدند، سر و کله بی‌خدایان هم پیدا می‌شود و عشق هم مثل همیشه حضور نابهنگام خودش را اعلام می‌کند.

از عشق و شیاطین دیگر با ترجمهٔ جاهد جهانشاهی از سوی نشر نگاه منتشر شده است.

اگر این مطلب را پسندید، پیشنهاد چند کتاب عاشقانه را هم بخوانید.

 

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.