افشا تاریخ امیدبخش نوع بشر

نگاهی تازه به مصیبت‌های کهنه

770
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

مکتب‌ها و نظریه‌های اجتماعی و سیاسی را می‌توان براساس نوع نگاهشان به «انسان» تقسیم‌بندی کرد. مثلاً نگاه لیبرالی بر مبنای بدبینی به انسان و ایدهٔ هابزی «انسان گرگ انسان است» شکل گرفته است. لیبرال‌ها برای اشاره به خشونت و آشفتگی که مدعی هستند در غیاب تمدن پیش می‌آید از عبارت «وضع طبیعی» استفاده می‌کنند که در واقع چیزی نیست جز همان «جنگ همه علیه همه» و آشوب مطلق. حالا دنیا را لیبرال‌ها گرفتند و این پیش‌فرضشان هم پشت شکل‌گیری نهادهای ریز و درشت است اما کتاب «تاریخ امیدبخش نوع بشر» به مصاف چنین نگاه بدبینانه‌ای می‌رود. نویسنده معتقد است برخلاف آن چیزهایی که مرتباً می‌شنویم، سرشت آدم‌ها بد و پلشت نیست. آن‌قدر شواهد خلاف این ادعا زیاد است که احتمالاً شگفت‌زدگی واکنش اولیه هر خواننده‌ای است و بعد متعجبانه این سوال پرسیده می‌شود که «مگر نویسنده تاریخ این همه نسل‌کشی را نخوانده است؟»

 

نویسنده از آن‌ طرفداران تئوری‌های توطئه نیست و نمی‌خواهد بگوید آشوویتس دروغ بوده یا در بوسنی  جوی خون راه نیفتاده است. او به همهٔ این فجایع واقف است اما به جای این‌که جنایتکاران نقطهٔ تحلیلش باشند از آدم‌های عادی شروع می‌کند و روی دیگر جنگ‌ها و بحران‌ها را هم نشان می‌دهد. او البته جنایتکاران را کاملاً از تحلیلش بیرون نمی‌گذرارد. به سراغ آن‌ها می‌رود و نشان می‌دهد که برخلاف تصور ما، حتی آن‌ها هم هیولا نیستند و مشکل از ذاتشان نیست حتی در بیشتر مواقع از نگاه اطرافیانشان آدم‌های «خوب و مهربانی» هم هستند:

کارشناسان می‌گویند اگر یک ویژگی مشترک در تروریست‌ها وجود داشته باشد، این است که آن‌ها به راحتی گول می‌خورند…تروریست‌ها ذاتاً انسان‌هایی افراطی نیستند، بلکه به خاطر همراهی با دوستان و عشق‌هایشان افراطی می‌شوند (ص: ۲۰۸ و ۲۰۹)

شاید بپذیریم تروریست‌ها و قاتلان هیولا نیستند اما همچنان چیزی ترسناک دربارهٔ آن‌ها وجود دارد. ما بعد از هر خبری که می‌شنویم و می‌خوانیم، شوکه‌شده و نگران می‌پرسیم چطور چنین چیزی ممکن است؟ چگونه آدمیزاد به چنین موجودی بدل می‌شود؟ خیلی‌ها از روان‌شناس و فیلسوف به این سوالات پاسخ دادند و اکثریت هم ریشه را در سرشت خشونت‌طلب آدمیزاد دیدند. نویسنده مرتباً به صحبت‌های آنان ارجاع می‌دهد اما می‌گوید ما قرن‌ها است که راه را اشتباه رفتیم چون پاسخی که به فرمان «خودت را بشناس» داده‌ایم، از پایه و اساس غلط بوده است. از نظر نویسنده، ما به‌گونهٔ دیگری تکامل یافتیم و موجوداتی آشوب‌طلب نیستیم. همین بحث‌ها باعث شده است تا نویسنده جنجالی مانند یووال نوح هراری درباره‌اش این چنین بگوید:

این کتاب دیدگاه‌های مرا به چالش کشید و باعث شد تا نوع بشر را از منظری تازه ببینم.

نویسنده مفصلاً استدلال می‌کند که بخش عمده‌ای از نگاه بدبینانه‌ای که حالا همهٔ ما به خودمان و دیگران داریم نشئت گرفته از عملکرد رسانه‌ها است. اما باید یادمان باشد که سیاهی هر چه بیشتر روزنامه‌ها به معنای این نیست که زندگی و واقعیت هم به همان اندازه سیاه است. او به پژوهشی استناد می‌کند که نشان می‌دهد «در مواقعی که مهاجرت یا خشونت کاهش یافته بود، روزنامه‌ها پوشش بیشتری به آن‌ها می‌دهند»(ص: ۳۴).  

نویسنده تاریخ امیدبخش نوع بشر کیست؟

روتخر برخمان مورخ و نویسنده و روزنامه‌نگار جوان هلندی است. از چهار کتابی که تاکنون نوشته است، «آرمانشهر برای واقع‌گرایان: چگونه می‌توانیم جهانی آرمانی بسازیم» در ایران خوانندگان بسیاری پیدا کرده و حالا نشر کتاب پارسه آخرین اثر او را به‌دست کتابخوانان ایرانی ‌رسانده است. برخمان چهره شناخته‌شده‌ای در سرتاسر اروپا به‌حساب می‌آید و آن را می‌توان از انبوه معرفی‌ها و نقدهایی که بر کتاب‌هایش نوشته شده است، فهمید.

چرا باید تاریخ امیدبخش نوع بشر را خواند؟

اهمیت کتاب تاریخ امیدبخش نوع بشر فقط در طرح نگاهی تازه به سرشت انسان نیست. مسئله فقط این نیست که انسان را از لیست «بدها» دربیاوریم و به لیست «خوب‌ها» اضافه کنیم. نگاه ما به انسان پایه و اساس شکل‌گیری همهٔ نهادهای اجتماعی و سیاسی است و اگر بفهمیم تا الان بنیاد را اشتباه گذاشته بودیم باید دوباره آن را بکوبیم و از نو بسازیم.

در پایان کتاب نویسنده براساس یافته‌های سال‌های اخیرش ۱۰ قانون زندگی را افشا می‌کند که بی‌شباهت به ۱۰ فرمان موسی نیست:

  • ۱.در وضعیت تردید بهترین حالت را در نظر بگیرید.
  • ۲.به شرایط برد-برد فکر کنید.
  • ۳.پرسش‌های بیشتری بپرسید.
  • ۴.همدردی‌تان را تعدیل کنید، دلسوزی‌تان را رشد دهید.
  • ۵.سعی کنید دیگران را درک کنید حتی اگر نمی‌دانید چه کسی هستند.
  • ۶.خود را همان قدر دوست بدارید که دیگران خود را دوست دارند.
  • ۷.از شنیدن اخبار اجتناب کنید.
  • ۸.خشونت به خرج نده
  • ۹.از پستو بیرون بیایید: از کار خوب شرمنده نباشید.
  • ۱۰.واقع‌گرا باشید.

 

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.