اگر مرگ داد است، بیداد چیست؟

معرفی کتاب «لنگرگاهی در شن روان»

185
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

خیال‌پردازی‌هایمان برای عمر جاودانه بی‌نتیجه مانده و می‌دانیم که مرگ در انتظارمان است اما نمی‌توانیم باور کنیم که مرگ در انتظارِ کودک چند ماهه و همسر شادابمان هم باشد. حتی وقتی انتظار پیدا شدن مرگ را هم داریم، باز با حیرت و اندوهی عمیق برجا می‌مانیم. فقط پس از تجربه‌ی سوگ است که می‌فهمیم هیچ‌وقت نمی‌توان برای مواجهه با مرگ کاملاً آماده بود. هر مرگی تجربه‌ی جدید و سهمناکی است که شبیه هیچ چیز دیگری نیست.
وقتی مغز و قلب با هم از کار بیفتد، مرگ سر می‌رسد. پس از آنْ سوگواران می‌مانند و زبانی از کارافتاده. اولین مشکل در حرف زدن از سوگ وقتی پیدا می‌شود که می‌فهمیم باید به فعل‌های گذشته بیاویزیم و بپذیریم که از این پسْ زندگی ما به دو بخش «قبل» و «بعد» تقسیم شده است و هیچ راهی برای بازگشت به «قبل» نیست. قطعیت مرگ و بازگشت ناپذیریِ مسیر جدیدی که به آن رانده شده‌ایم فقط یکی از دردهای ناسوری است که با مرگ عزیرانمان حس می‌کنیم. با این حال، هر سوگی جشن بزرگداشت عشق است چون «آن‌هایی که می‌توانند سوگ واقعی را حس کنند، خوش‌اقبال بودند که کسی را دوست داشته‌اند.» این خوش‌اقبالی مربوط به زمان گذشته است و انگار با تجربه‌ی سوگ، دود می‌شود و به هوا می‌رود:

نمی‌خواهم بگویم زندگی غنی، شگفت‌انگیز، زیبا، رنگارنگ، پیوسته حیرت‌آور و ارزشمند نیست. حرفم فقط این است که من دیگر راهی به این زندگی ندارم. نمی‌خواهم بگویم جهان زیبا نیست؛ چیزهای زیبا هم در جهان هستند. اما این جهان برای من، دور و دسترسی‌ناپذیر شده است.

در ساحل میان آوارهای باقی‌مانده از طوفان، ایستاده‌ای. کرجی، قایقی یا کشتی تفریحی‌ای از ساحل دور می‌شود. تو ایستاده‌ای و دور شدنش را تماشا می‌کنی؛ چراغ‌های سوسوزن، موسیقی، صداها، خنده‌ها. برای مسافرانش دست تکان بدهی یا دست تکان ندهی، فرقی نمی‌کند: کسی تو را نمی‌بیند و کشتی به دل دریا می‌رود (ص: ۱۶۶)

شاهدان مرگ، کاشفان احساسات جدید نیز هستند اما زبانی برای بیان آن و توانی برای فهمش ندارند. لنگرگاهی در شن روان تلاش سوگوارن است برای فهمیدن و فهماندن آن چه از سر می‌گذرانند و گذرانده‌اند.

لنگرگاهی در شن روان از ۶ نوشته‌ی پراکنده تشکیل شده که مرگ موضوع محوری همه‌ی آن‌ها است. هر کدام از این نوشته‌ها در جایی منتشر شده اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها این است که هر کدام بارها خوانده و تحسین شده‌اند. شاید نام همه نویسندگان این مجموعه برای خواننده‌ ایرانی آشنا نباشد اما زبان و موضوع کتاب آشنا و خواندنی است.

اولین یادداشت از تجربه‌ی سوگ در دوران همه‌گیری کرونا می‌گوید. طعم سوگواری در دوران کرونا از هر زمان دیگر تلخ‌تر است؛ سوگواران در انزوای خود تنها می‌مانند و دردشان در هیاهوی اعلام مرگ‌ها به فراموشی سپرده می‌شود.

نوشته بعدی چند نامه‌ از ریلکه درباره مرگ است که چندان با نوشته‌های امروزی دیگر کتاب هماهنگ نیست اما در نوع خودْ خواندنی به حساب می‌آید. پس از آن خوانندگان چهار جستار درخشان درباره‌ی مرگ همسر و سوگ فرزند می‌خوانند.

لنگرگاهی در شن روان با ترجمه‌ی الهام شوشتری‌زاده به‌تازگی از سوی نشر اطراف منتشر شده است.

 

مواجهه‌ی متفکران با مرگ را نیز بخوانید.
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.