ترس ها و مزخرفات ذهنی به روایت شوپنهاور

807
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

دو مجسمهٔ برنزی «کانت» و «بودا» در اتاق کار شوپنهاور پنهان نماندند و خودشان را به آرا و موضوعات مورد علاقهٔ او هم رساندند. شوپنهاور نیز مانند این دو چهرهٔ برنزی بزرگ به تفکر و تامل دربارهٔ اخلاقیات و دین پرداخت و فلسفه‌اش «جهان و شیوهٔ نگاه ما را تغییر داد.» کتاب ترس ها و مزخرفات ذهنی برگزیده‌ای از آرای این فیلسوف تاثیرگذار قرن نوزدهم دربارهٔ دین و اخلاق و روان‌شناسی را گردآوری کرده است. این کتاب شامل پنج جستار مختلف است که اولین بار سال ۲۰۰۹ به این شکل و شمایل منتشر شد و حالا نشر روزگار آن را با ترجمهٔ مهدی احشمه به دست خوانندگان فارسی‌زبان رسانده است.

 

اولین بخش کتاب با همان سنت سقراطی گفت‌وگو شروع می‌شود و در واقع درخشان‌ترین جستار کتاب است. «فیلالتس» و «دموفلس» دربارهٔ ماهیت دین با یکدیگر جدل می‌کنند و در ۱۸ صفحه هر کدام از نگاه خاص خودشان به دین دفاع می‌کنند. این دو نگاه متضاد با هم بر سر ماهیت خیر یا شر دین بحث می‌کنند و در پایان به این نتیجه‌ می‌رسند:

فیلالتس: پشت هر صلیبی شیطانی ایستاده است.

دموفلس: دلم نمی‌خواهد که با طعن و کنایه از هم جدا شویم. بهتر است مانند ژانوس یا حتی بهتر از آن مانند یاما یا همان الههٔ مرگ برهمن که معتقد است دین دو چهره دارد، چهره‌ای بی‌اندازه مهربان و چهره‌ای بسیار غم‌افزا، این طور نتیجه‌گیری کنیم که تو به یکی از آن چهره‌ها می‌مانی و من به چهرهٔ دیگر.

فیلالتس: درست می‌گویی پیرمرد حق با توست!

 

پس از این بخش، خوانندگان با عناوین «اخلاقیات» و «روان‌شناسی» و «دین» و «موضوعات مختلف» مواجه می‌شوند و آرای شوپنهاور در این حوزه‌ها را می‌خوانند. هر کدام از این بخش‌ها به چند قطعه مجزا تقسیم شده است و زبان نسبتاً ساده و سرراستی دارد.

ترس ها و مزخرفات ذهنی کتاب مختصر و مفیدی است که در ۸۴ صفحه دروازه‌ای برای فهم نگاه شوپنهاور به دین و دیگر تعمق‌ورزی‌هایش می‌گشاید:

جدایی تمرینی است برای مرگ و وصال تمرینی است برای تولد. شاید دلیل خوشحالی دو نفر که بعد از بیست سال یکدیگر را می‌بینند همین باشد، فرقی هم نمی‌کند که آن‌ها در طول آشنایی خود نسبت به یکدیگر بی‌تفاوت بوده باشند یا خیر (ص: ۴۲)

 

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.