تنبلی کار زشتی نیست

491
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

سرشلوغ بودن انسان امروزی یک جور شان و منزلت اجتماعی شده‌‌است. زمان روی دور تند است. آدمیزاد باید تند و تند کار کند و پیش برود چون زندگی جریان دارد و برای کسی صبر نمی‌کند.

پس باید کار کرد و کار کرد و کار کرد تا نتیجه‌ای که انسان جامعه مدرن لیاقتش را دارد به دست بیاورد.

اما دست آخر چه چیز نصیبش می‌شود؟

ال جینی، نویسنده کتاب «اندر مزایای تنبلی» خودش یک معتاد به کار است. این را در کتاب اعتراف کرده. اما کتابی نوشته تا توضیح دهد که این همه کار کردن حقیقتا لازم نیست. خوب است که آدمیزاد یک جاهایی تنبلی کند.

اما چه نوعی از تنبلی و چرا؟

در فصل اول کتاب «روی دیگر تفریح؛ لعنت به کار!» آمده که انسان امروز نسبت به گذشته کمتر کار می‌کند اما بیشتر مشغول است. انسان امروزی یک معتاد به کار است «معتادان به کار تنها معتاد به شغلشان نیستند…..معتاد به کار هیچ حد و حدودی نمی‌شناسد. همه چیز را به چشم کار می‌بیند.کار از شرکت و اداره به خانه، بستر و تعطیلات آخر هفته و مسافرت هم کشیده می‌شود. معتاد به کار هیچ وقت بیکار نیست چون کار ملکه ذهنش شده.» (صفحه ۳۹) و همه آدم‌ها در جوامع مدرن به نوعی درگیر این معضل هستند.

در فصل «تفریح و فرهنگ، اندر اهمیت کاهلی» که دومین فصل کتاب است از قول آلبرت اشپیر، وزیر فن‌آوری و تسلیحات رایش سوم، کار و فشار بیش از حد و فرسودگی دوران جنگ باعث شد تا هیتلر مسائل را آن طور که هست نبیند. در واقع کار ممتد باعث می‌شود تا ادامه کار امکان‌پذیر نباشد. آدم‌ها نیاز به روزی دارند تا در آن دست به هیچ کاری نزنند. به همین خاطر ۵ یا ۶ روز در هفته برای کار است و یک روز برای استراحت.

یک راه استراحت کردن رفتن به «تعطیلات و سفر» است. ولی همین یک کار هم را درست و حسابی انجام نمی‌دهیم. ال جینی در فصل سوم نشان می‌دهد که سبک کار و زندگی در دنیای مدرن چطور مفهوم سفر و تعطیلات را نیز تغییر داده‌است.

«خرده تعطیلات، تعطیلات آخر هفته»، فصل چهارم کتاب، عنوانی است که اختراع شده تا «خوش باشیم، تفریح کنیم و بر بیگانگی و بی معنایی و ملال کار فائق آییم.» اما اشکال اینجاست که درگیری با کار و مشغله موجب شده تا این روزها به چیزی تبدیل شوند که نباید باشند.

اگر کودکان بازی کردن را دوست دارند تا بزرگ شوند، انسان معاصر هم به بازی جدیدی روی آورده و آن ورزش است. در فصل «ورزش و بازی»  کلی مثال و نمونه‌های ورزشی دارد تا روند چرایی اقبال به این ماجرا را نشان دهد.

اما ایستگاه نهایی کار کردن، ایستگاه «بازنشستگی» است. نویسنده می گوید که این ایستگاه می‌تواند حد اعلای تعطیلات باشد اما دست‌ها و مواردی در کار است که نمی‌گذارند چنین اتفاقی بیافتد.

فصل آخر جمع‌بندی حرف‌های یک نویسنده معتاد به کار است. حرفی که سال‌ها قبل سعدی آن را بیان کرده بود: «اندازه نگه دار که اندازه نکوست.»

 

اگر این سبک کتاب را می‌پسندید، پیشنهاد می‌کنیم این دو مطلب را مطالعه کنید.

 

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.