جرات داشته باش: راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس

331
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اعتماد به‌ نفس دغدغۀ بسیاری از ماست. عدم توانایی در نه گفتن، ابراز عقیده و مخالفت، دفاع از خود و …. از همین اعتماد‌به‌نفسِ نداشته می‌آید.

در ضرورت و اهمیتِ داشتن اعتماد‌ به‌ نفس سخن‌ها رفته است و این داستان سر دراز دارد و از منظر علم و نظریه می‌توان ساعت‌ها در موردش بحث کرد، اما اگر شما هم از کمبود اعتماد‌ به‌ نفس رنج می‌برید یا فردی در اطرافتان به این مشکل دچار است، کتاب‌های همه‌فهم و ساده‌خوانی وجود دارد که به شکلی کاربردی به ارائۀ توضیحات و راه‌حل‌هایی برای تقویت اعتماد‌ به‌ نفس پرداخته‌ است.

کتاب جرأت داشته باش از نشر شمعدونی از همین دست کتاب‌هاست.

کتاب را فردریک فانژه، عصب‌شناس و روان‌شناس فرانسوی نوشته است. اساس کارِ این کتاب، تجربیات مراجعینی است که روی کاناپۀ آقای روان‌شناس نشسته‌اند و عاقبت درمان‌ شده‌اند یا قدم در راه درمان گذاشته‌اند.

از فانژه علاوه بر کتاب، مقالات علمی متعدد در درمان استرس و افسردگی هم به چاپ رسیده است.

فانژه در مرحله‌ای از کارش پی برد که مشکل اصلی بیشتر مراجعینش در اصل کمبود اعتماد‌ به‌ نفس است و با درمان این درد بخش بزرگی از مشکلاتشان حل می‌شود. هدف کتاب حاضر ارائۀ یک نقشۀ راه به خواننده است تا میزان اعتماد‌ به‌ نفسش را محک بزند و به کمبودهایش واقف شود و سپس در پی حل مسئله برآید.

تصویر فردریک فانژه
علائم کمبود اعتماد به نفس چیست؟

زندگی فردی که از کمبود اعتماد‌ به‌ نفس رنج می‌برد هر روز به نوعی دچار اختلال می‌شود. در برابر خرده‌فرمایشات رئیس بی‌منطقی که به جای دیدن تلاش‌هایش ذره‌بین را روی نواقص می‌گذارد و او را به بی‌دقتی و بی‌مسئولیتی متهم می‌کند، زبانش بند می‌آید و دفاعیه‌ای ندارد. در برابر فرد بی‌ملاحظه‌ای که توقع کمک مالی بلاعوض دارد، جواب «نه» از دهانش بیرون نمی‌آید. گاهی وضع‌ بغرنج‌تر از این حرف‌هاست، شاید حتی از روی تعارف و رودروایسی پیشنهاد ازدواج کسی را هم قبول کند.

حس گناه و عذاب وجدان، حماقت، حسادت، ناکافی بودن و دوست‌داشتنی نبودن یک لحظه این عزیزان را رها نمی‌کند. آن‌ها نظر دیگران را ارجح می‌دانند و جرأت انجام کارهای جدید را ندارند. افکار منفی و آزار دهنده در سرشان غوغا می‌کند. ‌بعضی از آنها در ظاهر قوی به‌ نظر می‌رسند اما…

«می‌‌دانم که بی‌خاصیت نیستم اما نیاز دارم که کسی آن را به من بگوید.»

این ‌را البته باید در کودکی به ما می‌گفتند، باید تشویق می‌شدیم، حتی اگر شکست می‌خوردیم باید به خاطر تلاش‌هایمان تشویق می‌شدیم. شکست‌ها و اشتباهاتمان می‌بایست نسبی و کم‌اهمیت جلوه می‌یافت و با راهکاریی از جانب والدین تصحیح می‌شد. ما باید شفا یافتن بدون مقصر دانستن خودمان را یاد می‌گرفتیم.

خبر خوب آنکه حتی اگر در کودکی از این نعمت بی‌بهره بوده‌اید، همین حالا فرصت دارید تا در حق خودتان چنین محبتی را روا دارید.

دور باطل شکست را بشکنید

عدم وجود اعتماد‌ به‌ نفس چگونه به شکست منجر می‌شود؟ فانژه دور باطل شکست را اینگونه توضیح می‌دهد:

به خودتان می‌گویید که موفق نمی‌شوید، شکست را پیش‌بینی می‌کنید، فکر شکست شما را می‌ترساند، ترجیح می‌دهید تلاش نکنید، عقب‌نشینی می‌کنید و کاری انجام نمی‌دهید، نمی‌توانید به آنچه می‌خواهید برسید، دیگر نه می‌توانید برای خودتان ارزش قائل شوید و نه می‌توانید به عملکردتان افتخار کنید، از اینکه کاری نکرده‌اید شرمنده‌اید، از درون خودتان را سرزنش می‌کنید و به خودتان می‌گویید که قادر به انجام کاری نیستید، این مسئله فرضیۀ ابتدایی شما را تقویت می‌کند: «هرگز موفق نمی‌شوم!»

راه حل از آنچه فکر می‌کنید ساده‌تر است، باید این دور باطل را از هرجا که می‌توانید بشکنید. برای شروع کار ساده‌ای را برای انجام انتخاب کنید که می‌دانید شانس موفقیت در آن زیاد است. مثلا به‌جای اینکه آشپزی خودتان را با پخت فسنجان محک بزنید، خوراک مرغ را امتحان کنید. بیشتر راه ‌حل‌ها به همین سادگی‌اند ولی ما برای رسیدن به آن‌ها به کمی راهنمایی نیاز داریم.

فانژه در این کتاب در سه بخش در پی حل مسئله برآمده است:

نخست: توضیح مکانیسم‌های اعتماد به‌ نفس
دوم: شناسایی پیش‌داوری‌ها و الگوهای غلطی که از کودکی شکل گرفته است
سوم: ارائۀ راهکار و درمان

فانژه اعتماد به‌ نفس را در سه بعد بررسی کرده است که عبارتند از:
عزت نفس
مهارت‌های شخص
مهارت‌های ارتباطی

عزت نفس پایۀ همه‌چیز است. این حس خودارزشمندپنداری دوای بیشتر دردهای بشری‌ است. عزت نفس یعنی فرق گذاشتن بین موجودیت و عملکردتان، یعنی اگر اشتباه‌ کردید و شکست خوردید، چیزی از ارزش‌هایتان کم نشود!

خب حالا که عزت نفستان را باز یافتید، نوبت به اعتماد‌سازی در مورد مهارت‌ها، عملکردها و تصمیم‌هایتان می‌رسد. چقدر به خودتان اعتماد دارید؟ چقدر حاضرید کار را به دست خودتان بسپارید و ریسک شکست خوردن را هم بپذیرید؟

و اگر موفق شدید آیا تحسین‌کننده‌ای دارید؟ روابط اجتماعی‌‌تان را گسترش بدهید.

بدون اثبات خود به دیگری، حتی با وجود عزت نفس و اعتماد به‌ نفس بازهم یک جای کار می‌لنگد. انسان به‌دور از مراوده با هم‌قطارانش رو به سوی پوچی و افسردگی می‌رود. بخشی از روان سالمِ ما هم وابسته به حضور در جمع دوستان سالمی است که حاضرند ما را تشویق و حمایت کنند. شنیدن تعریف و تمجیدهای آن‌ها بسیار چاره‌ساز است.

به گفتۀ متخصصین: «حمایت اجتماعی یعنی کمک کردن به دیگران و حمایت از آن‌ها بهترین راه برای جلوگیری از افسردگی است.»

برداشتن قدم‌های بزرگ، گرفتن تصمیمات مهم، بیان احساسات؛ در یک کلام زندگی‌کردن جرأت می‌خواهد و این جرأت در گرو داشتنِ اعتماد به خودتان است. مطالعه، تمرین و ممارست شما را به سر منزل مقصود می‌رساند.

 

کتاب جرات داشته باش را محیا احمدی پور ترجمه کرده است.

اگر تصمیم‌گرفتن برایتان سخت است و بر سر دوراهی مانده‌اید، شما را به مطالعۀ این مطلب: بمانم یا بروم؛ راهنمای نماندن بر سر دوراهی، دعوت می‌کنیم.
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.