جوابیه‌ ای به روشنفکر فلسطینی

17
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

کتاب «شرق‌شناسی» ادوارد سعید سال ۱۹۷۸ نوشته شد اما هنوز هم کتاب مهم و اثرگذاری است تا آن جایی که حالا پس از ۳۰ سال مخاطب اصلی پژوهشی شده و البته پاسخی کوبنده‌ای دریافت کرده است. «دانش خطرناک» حاصل پژوهش رابرت اروین است که سال ۲۰۰۸ چاپ شد. کتاب هم تاریخ تحلیلی جامعی است از شرق شناسی و هم ادوارد سعید را به هماوردی می‌خواند. «دانش خطرناک» جریان‌های شرق شناسی را از آغاز تا قرن بیست و یکم بررسی و آن‌ها را نقد کرده است. با این حال نویسنده اذعان می‌کند که «ابدا نمی‌توان برای شرق شناسی گاهشماری واحدی در چارچوبی واضح و معین به دست داد.» (ص: ۲۴)

کتاب تنها به بررسی تاریخی و تبارشناسانه شرق‌شناسی بسنده نمی‌کند و مرتباً به نگاه ادوراد سعید ارجاع می‌دهد و آن را با خشم و عصبانیت رد و طرد می‌کند.  نقد اروین به ادوارد سعید این است که او شرق را معادل دنیای اسلام قرار داده و تازه به همین بسنده نکرده و این شرقِ اسلامی را در حد و قامت دنیایِ عرب کوچک کرده است. این نویسنده اروپایی تاکید دارد که برخلاف آن‌چه سعید گفته است شرق‌شناسی «توطئه‌ای از پیش اندیشیده شده» نیست. او در مقابل از جان‌فشانی‌های شرق‎شناسان غربی نوشته است؛ از آنانی که تکفیر شدند یا به زندان افتادند و آخر عمرشان را با بی‌پولی و تنهایی گذراندند. نام کتاب نیز  به همین نگاه نویسنده اشاره دارد و در تقابل کامل با نگاه سعید است و تلاش می‌کند تا از اقدامات پژوهشگران غربی اعاده حیثیت کند.

نویسنده مدعی است که مخالفت او با ادوارد سعید فراتر از نگاه سیاسی او یا مسئله فلسطین است و در این موارد «اختلاف عمده‌ای» با او ندارد اما با زبانی تند و آتشین «شرق شناسی» سعید را «حاصل شیادی شریرانه‌» می‌داند که از «سیاه‌نمایی‌های عامدانه» پر است.

کتاب چه می‌گوید؟

در فصل اول با عنوان «برخورد تمدن‌های کهن» نویسنده تلاش می‌کند تا برای شرق شناسی تاریخچه‌ای طولانی تدارک ببیند و آن را تا دوران یونان باستان دنبال کند. از همان دوران است که یونانی‌ها همهٔ غیریونانی‌ها از جمله ایرانی‌ها را «بربر» می‌خواندند و مفهوم دیگری برای یونانیان و ایرانیان متولد می‌شود و جای پایش در نمایشنامه‌ها و تاریخ‌نویسی‌ها به‌جا می‌ماند. علیرغم این تاریخچه طولانی، نویسنده از یک شکاف تاریخی یاد می‌کند و فاصلهٔ نگاه‌های شرق‌شناسان قرون وسطایی را با آرای یونانیان نشان می‌دهد:

«..تا قرن پانزدهم فقط معدودی از محققان در اروپای غربی می‌توانستند متون یونانی را بخوانند. وقتی به بررسی نوشته‌های بعضی از چهره‌های قرون وسطایی می‌پردازیم، به نظر نمی‌رسد اصلاً وامدار نوعی معلومات رده‌بندی شده باشند که متاثر از نمایشنامه‌نویسان و مورخان یونانی است. آنان پیشداوری‌های تازه‌ای داشتند که از مسیحیت قرون وسطا ریشه می‌گرفت (ص: ۳۷)

 

نام فصل دوم کتاب برگرفته از تصویر متفکران مسیحی دربارهٔ اسلام به مثابه بدعت است. «بدعت کهن یا کفر جدید» از «ظهور اسلام» آغاز می‌کند و به مجادلات مسیحیان و مسلمانان دربارهٔ اصول دینی و بیت‌المقدس می‌پردازد. کتاب به «نهضت ترجمه» و تاثیر دانشمندان مسلمانی مانند «جابر بن حیان» و «ابن سینا» و «ابن رشد» بر فرهنگ غربی اشاره می‌کند و باز به جدال‌ها و تصویر آن در ادبیات غرب بازمی‌گردد. نویسنده مدعی است که در دورهٔ قرون وسطا تصویر کلی غربیان از شرق با قبل و بعد از آن متفاوت است:

در نوشته‌های اروپایی قرون وسطا هیچ نشانی از این نکته نمی‌یابیم که خاورمیانه به لحاظ فنی، اقتصادی یا نظامی عقب مانده است و تازه بودند کسانی که اذعان داشتند فرهنگ عرب از برخی جنبه‌ها پیشرفته‌تر است (ص: ۷۷).

فصل سوم یا همان «شرق‌شناسی رنسانس» با «فرار از دانش عرب» و کاهش محبوبیت زبان عربی در میان اروپاییان شروع می‌کند و به قدرت گرفتن مسلمانان در قرن‌های پانزدهم و شانزدهم میلادی و کشف آمریکا و تبعات بعدی آن می‌پردازد. در این فصل «گیوم پوستل» که پدر شرق‌شناسی به حساب می‌آید، معرفی می‌شود:

این حقیقت که گیوم پوستل –نخستین شرق شناس واقعی- به کلی مجنون هم بود خود گویی نشانهٔ بدی برای آیندهٔ این رشتهٔ فکری به شمار می‌آمد (ص: ۹۲).

 

فصل چهارم با عنوان «قداست مطالعات شرقی» به محبوبیت مطالعات شرقی در قرن هفدهم تمرکز می‌کند و آرای چندین شرق‌شناس را بررسی می‌کند. در همین دوره است که زبان عربی وارد دانشگاه‌های کمبریج و آکسفورد می‌شود. ‌

فصل پنجم با عنوان «روشنگری از لونی دیگری» از اواخر قرن هفدهم شروع به تحلیل می‌کند. یعنی همان زمانی که «علاقهٔ دنیای غرب به ترکان اغلب از سر ترس بود» و هدف اصلی‌شان از مطالعات شرق پیدا کردن جای دقیق فلسطین باستان و آشنایی با شیوه زندگی ابراهیم و موسی بوده است و نه چیز دیگری. در این فصل نیز نویسنده بر تنوع پژوهش‌های شرق‌شناسان و نتایج و اهداف آن متمرکز است. مثلاً دربارهٔ مطالعات شرق‌شناسانهٔ ولتر چنین می‌خوانیم:

ولتر برحسب اهداف سیاسی‌اش در عرصهٔ داخلی، به تناوب در نکوهش و ستایش پیامبر مطلب می‌نوشت. نمایشنامهٔ او، تحجر یا محمد پیامبر، از محمد با تعبیرات ناشایستی یاد می‌کرد. از سوی دیگر، در رساله دربارهٔ تاریخ عمومی، پیامبر را در کسوت رهبری بزرگ، هوشمند و بی‌پروا می‌ستود (ص: ۱۴۹)

 

فصل ششم یا همان «مطالعات شرقی در عصر بخار و سالوس» به «بنیادگذار شرق‌شناسی مدرن» در قرن هیجدهم می‌پردازد و تاریخچه نسبتاً مفصلی از «سیلوستر دوساسی» و میراث فکریش ارائه می‎کند. در این فصل پژوهشگر بار دیگر به نقد آرای ادوارد سعید می‌پردازد و در خلال آن از دو شرق‌شناس نژادپرست و تاثیرگذار به نام‌های رنان و گوبینو یاد می‌کند. در این فصل سنت شرق شناسی در آلمان و بریتانیا و آمریکا به صورت جداگانه بررسی می‌شود.

فصل هفتم با عنوان «دودستگی در میان شرق شناسان» به همان سبک و سیاق فصل پیشین نوشته شده اما به شرق‌شناسی در شوروی و آلمان نازی نیز پرداخته است. همچنین در این فصل از شرق‌شناس مشهوری به نام لویی ماسینیون یاد می‌کند که در کولژ دو فرانس جامعه شناسی اسلام درس می‌داد اما ما او را بیشتر به این دلیل می‌شناسیم که پیش‌نویس توافق سایکس‌ـ‌پیکو را نوشت. یعنی همان توافقی که خاورمیانه را میان قدرت‌های اروپایی تقسیم کرد:

ماسینیون از تشیع بیزار بود. عمدتاً به این دلیل که شیعیان را مسئول مرگ قهرمانانش می‌دانست. او تشیع را ظاهراً نمونه‌ای آغازین از جریان‌های توطئه‌گرایانه‌ای همچون فراماسونری یا کمونیسم می‌شمرد (ص: ۲۶۷)

رابرت اروین؛ نویسنده کتاب دانش خطرناک

فصل هشتم از «دولت مستعجل شرق‌شناسی» می‌گوید. دولتی که نقطهٔ اوج آن پس از جنگ جهانی دوم بود اما بعدها کسری بودجه دانشگاه‌ها و آن‌چنان که نویسنده می‌گوید «تاثیر زیان‌بار شرق‌شناسی سعید» باعث شد تا این رشته «به‌شکل حیرت‌انگیزی بی‌اعتبار و بدنام شود.»

فصل نهم با عنوان «کاوشی در ماهیت یک از مجادلات قرن بیستم» به بررسی آرا و افکار ادوارد سعید اختصاص دارد و لحن نویسنده در این فصل خشمگین و عصبانی می‌شود. او بار دیگر ارزش علمی کار سعید را زیر سوال می‌برد و علت محبوبیت او را خشم عمومی نسبت به اسرائیل و آمریکا می‌داند.

فصل دهم و پایانی کتاب به بررسی آرای دیگر «دشمنان شرق‌شناسی» می‌پردازد. یکی از این دشمنان به تعبیر نویسنده جلال آل احمد است. کتاب از او به عنوان «نابغه‌ای میان دو جهان» نام می‌برد:

آل احمد مردی خوش‌گذران و غوطه‌ور در فرهنگ غربی بود. زیاد مشروب می‌خورد و کم‌تر نماز می‌خواند. وقتی به حج رفت، از دست هم‌کاروانی‌هایش و از مقامات سعودی عصبانی شد. در نگاه نخست، به نظر نمی‌رسد که بتوان او را طلایه‌دار انقلاب اسلامی دانست. اما در واقع چنین بود (ص: ۳۶۷).

 

«دانش خطرناک» با ترجمهٔ محمد دهقانی از سوی نشر ماهی منتشر شده است.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.