خداینامگ؛ تاریخ گمشده ایران باستان

2,066
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

خداینامگ تاریخِ رسمیِ ساسانیان بود که بارها از زبان پهلوی به عربی ترجمه شد اما دیگر نه متن اصلی آن پیدا می‌شود و نه ترجمه‌ تمام و کمال آن به عربی. خداینامگ تاریخ ایرانْ از زمان باستان تا دورهٔ ساسانیان را روایت کرده بود و باید آن را یکی از معدود متن‌های غیر مذهبی این دوره دانست. در دسترس نبودن متن خداینامگ فقط فقدان یک متن تاریخی نیست بلکه جاهای خالی بسیاری را در صفحهٔ تاریخ‌نگاری باقی می‌گذارد. اگر خداینامگ در دستمان بود، احتمالاً خیلی از سوالاتمان بی‌جواب نمی‌ماند و می‌توانستیم دربارهٔ برخی از وقایع تاریخی دوره ساسانیان یا ارتباط شاهنامه فروسی با منابع مختلف و همینطور سنت تاریخ‌نگاری عربی بیشتر از این‌ها بدانیم.

حالا کتاب خداینامگ با عنوان فرعی «شاهنامهٔ فارسی میانه» تلاش کرده است تا به برخی از مهم‌ترین ابهام‌ها و پرسش‌ها دربارهٔ این متن تاریخی مهم و از دست‌رفته پاسخ دهد.

از نویسنده و مترجم چه می‌دانیم؟

نویسندهٔ کتاب یاکوهامین آنتیلا، اسلام‌شناس برجسته فنلاندی، است. او در دانشگاه ادینبورگ نیز کرسی استادی دارد و تاکنون قرآن و حماسه گیلگمش و شاهنامه فردوسی و اشعاری از خیام و عطار را به  زبان فنلاندی ترجمه کرده است.

این کتاب سال ۲۰۱۸ نوشته شده است و مهناز بابایی آن را به فارسی ترجمه کرده است. تاریخ ساسانیان حوزهٔ مطالعاتی مترجم است و پیش‎تر نیز کتاب «ساسانیان و اعراب» را از او خوانده بودیم.

کتاب چه می‌گوید؟

کتاب از ۷ فصل تشکیل شده است. فصل اول با عنوان «خداینامگ و زمینه‌های آن» از توضیح واژهٔ «خداینامگ» شروع می‌کند و در ادامه برخی از اصطلاحات را توضیح می‌دهد و اشتباهات متدوال را برطرف می‌کند:

یکی دیگر از اشتباهات مکرر این است که خداینامگ را با داستان‌های شفاهی اشتباهی بگیرند، در حقیقت این دو هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. این امکان وجود دارد که به عنوان مثال، فردوسی به عنوان روایاتی اضافی برای حماسهٔ خود از این سنت شفاهی استفاده کرده باشد، حتی ممکن است در شاهنامهٔ منثور نیز پیشتر چنین اتفاقی افتاده باشد (ص: ۱۹)

در این فصل به سایر متن‌های پهلوی با موضوعات تاریخی نیز اشاره می‌کند. مثلاً «کارنامهٔ اردشیر بابکان» و«آگاثیاس» نیز در این فصل بررسی شده است.

فصل دوم با عنوان «ترجمهٔ متون: گذر از یک مرز زبانی» از نهضت ترجمه به زبان عربی شروع می‌کند:

این نهضت ترجمه عربی با ترجمه چندین متن از زبان فارسی میانه در اواخر دوران اموی آغاز شد اما این نهضت در دورهٔ عباسی که به شکل متناقضی دارای فرهنگ بین‌المللی و عربی بودند، به اوج خود رسید(ص: ۴۲).

در این فصل نویسنده مروری کلی بر ترجمه‌های متون فارسی به عربی کرده است

فصل سوم به «ترجمه‌های عربی خداینامگ» اختصاص یافته است و فهرست بلندبالایی ارائه می‌کند.

فصل چهارم با عنوان «شاهنامه‌های فارسی کلاسیک» توضیح می‌دهد که «شاهنامه» نام عامی برای نامیدن آثار مرتبط با تاریخ ایران بوده است. در این فصل به شاهنامه‌های فارسی از جمله شاهنامه فردوسی می‌پردازد و گونهٔ ادبی نامه را نیز توضیح می‌دهد.

فصل پنجم با بررسی «دو مورد مطالعاتی» نشان می‌دهد که داستان‌ها چگونه در فرایند انتقال تغییر می‌کنند.

 

پس از بررسی زمینه‌های تاریخی و ترجمه‌های مختلف نویسنده در فصل ششم «بازگشتی به خداینامگ» می‌کند تا توضیح بدهد که محتوای احتمالی این کتاب چه بوده است:

خداینامگ به وضوح همان چیزی بود که عنوان آن می‌گوید، کتابی از پادشاهان، نه قهرمانان (ص: ۲۶۴)

در فصل هفتم «ترجمهٔ متون کلیدی درخصوص خداینامگ» با ترتیب زمانی پیش چشم خواننده گذاشته شده است. کتاب از  آگاثیاس شروع می‌کند و به مجمل التواریخ می‌رسد.

کتاب در نهایت با کتابنامه و نمایه به پایان می‌رسد. خداینامگ از سوی نشر مروارید منتشر شده است.

 

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.