داستان‌نویسی همگام با جمال میرصادقی

333
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بعضی معتقدند هر نویسنده‌ای باید اصول داستان‌نویسی را بداند اما مخالفان سرسختی هم هستند که فکر می‌کنند نویسندهٔ واقعی نیازی به مکتب رفتن و خط نوشتن ندارد چون نویسندگی استعداد ذاتی او است. این جدال ظاهراً تمام شدنی نیست اما یک اصل هست که می‌تواند دو سر این طیف را به یکدیگر نزدیک کند: دانستن اصول داستان‌نویسی باعث می‌شود تا فرق داستان‌نویس و مدعی داستان‌نویسی برای ما معلوم شود و دیگر هر کسی نتواند دل‌نوشته‌هایش را به نام داستان جا بزند. این دقیقاً همان جایی است که میرصادقی ایستاده است و خوانندگان را هم به سوی خودش می‌کشاند تا همان چشم‌اندازی را ببینند که او می‌بیند:

بسیاری از آثار جوان‌ها و حتی نویسنده‌هایی که سال‌ها قلم زده‌اند، داستان نیست، نوشته‌ها یا پیرنگ ندارد و قطعهٔ ادبی و انشاءنویسی است، یا پیرنگش ناقص است و گزارش و طرح است (فرهنگ داستان، ص: ۱۳)

جمال میرصادقی نویسنده و منتقد نام‌آشنایی است که خودش و کتاب‌هایش چراغ راه بسیاری از نویسندگان جوان‌تر شده است. حالا به سراغ سه کتاب او رفتیم که هر کدامش بدون اغراق کلاس درس داستان‌نویسی به حساب می‌آید:

زاویه دید در قصه‌ها و رمانس‌ها

انتخاب «زاویه دید» مثل انتخاب لنز است؛ باید معلوم باشد داستان‌نویس و قصه‌گو می‌خواهند چه چیزی را نشان بدهند و متناسب با آن هدفْ لنز را انتخاب کنند. یعنی فرمول ثابتی وجود ندارد و نمی‌توانیم بگوییم کدام لنز از همه بهتر است. بهتر و بدتری وجود ندارد، این نویسنده است که باید شهامت داشته باشد و در زمان مناسبْ لنز زوم یا تله یا واید را تنظیم و روایتگری را آغاز کند. انتخاب زاویه دید درست مثل انتخاب لنز است و بر همه چیز تاثیر می‌گذارد  و محدودیت‌هایی را هم پیش می‌آورد.

 

به طور کلی، زاویه دید در «داستان‌ها» متنوع‌تر از «قصه‌ها» است و قصه‌گوها در تنگناهای روایی بیشتری می‌افتند. به همین دلیل است که خواندن آن قصه‌ها و فهم زاویه دیدش هم می‌تواند‌ ما را در جادهٔ درست روایتگری بیاندازد و هم دریچه جدیدی برای فهم میراث ادبی گذشتگانمان باز کند. جمال میرصادقی در کتاب «زاویه دید در قصه‌ها و رمانس‌ها» چنین دریچه‌ پر رمز و رازی را باز کرده است.

این کتاب از دو بخش اصلی تشکیل شده است؛ نویسنده در بخش اول «زاویه دید در قصه‌ها» را بررسی می‌کند و در بخش دوم «زاویه دید در رمانس‌ها» را.

نویسنده ابتدا تعریفی از «قصه» ارائه می‌کند و تفاوت آن با «داستان» را توضیح می‌دهد. پس از آن، ویژگی‌های معنایی و ساختاری قصه‌ها را برمی‌شمارد و در نهایت به طبقه‌بندی انواع قصه‌های منثور فارسی متعلق به دوران پیش از مشروطه می‌پردازد و برای هر کدام دو تا سه قصه را به عنوان شاهد می‌آورد. نویسنده میان انواع قصه‌های ایرانی مانند قصه‌های «اساطیری»، «فانتزی»، «خرافی و وهمی»، «جادوگری»، «عاشقانه»، «هراس‌انگیز»، «اخلاقی» و «عرفانی» تمایز قائل می‌شود و پس از توضیح کوتاهی دربارهٔ هر کدامْ برجسته‌ترین نمونه‌هایش را هم به شکل خلاصه شده یا منقطع می‌آورد. مثلاً دربارهٔ «قصهٔ خرافی و وهمی» این چنین می‌خوانیم:

قصه‌های خرافی و وهمی بر اثر جهل و نادانی اعتقادات مردم شکل می‌گیرد و حادثه‌هایی که دلیل وقوع آن‌ها را درنمی‌یابند و گرفتاری‌هایی که برای حل آن‌ها به نیروهای غیرعقلانی پناه می‌برند، باورهایی که برای آن‌ها هیچ بنیان علمی وجود ندارد…

کتاب برای فهماندن بهتر ویژگی‌های «قصهٔ خرافی و وهمی» نمونه‌هایی را هم آورده است. یک مورد آن، قصه «وضع حمل» از کتاب «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» است که در آن قصه، دختری زاهد بر اثر خوردن برگی صاحب فرزند می‌شود:

…«این دختر من حامله شده است، و من او را به شوهر نداده‌ام. حکم وی چیست؟»

«چون حمل ظاهر است، هر آینه از زنا بود و حد زنا سنگسار باشد.»

خواستند دختر را سنگسار کنند، اما یکی از قضات که بصارت علم او بیش بود، گفت: «صبر باید کرد تا این فرزند متولد شود. اگر چنان است که از زنا بود، هر آینه از محل معهود متولد شود و اگر چنان است که به سبب آن برگ بود که دختر از راه دهان خورده است، باید که برخلاف عادت، ولادت از راه دهان باشد.

چون مدت نه ماه تمام شد، زنان معتمد را به محافظت و مراقبت آن دختر نامزد کردند، تا وضع حمل او از راه دهان اتفاق افتاد. و از مرغان گویند مرغی است که بچه از راه دهان می‌آورد (ص: ۱۹۲)

 

منبع هر قصه در پایان آن ذکر شده و در ابتدای آن نیز سه ویژگی اصلی آن یعنی «کانون تمرکز» و «زاویه دید» و نوع روایت مشخص شده است. مطالب بخش دوم کتاب یعنی «زاویه دید در رمانس» نیز دقیقاً با همین منطق در کنار هم قرار گرفته‌اند.

زاویه دید در قصه‌ها و رمانس‌ها نوشتهٔ جمال میرصادقی است که با تلاش انسیه ملکان و همت انتشارات صدای معاصر در ۴۴۰ صفحه منتشر شده است.

فرهنگ داستان

کتاب «فرهنگ داستان» نیز مانند اثر قبلی میرصادقی تلاشی است برای فهم هر چه بهتر آن چیزهایی که می‌خوانیم و سودای فراتر رفتن از آن‌ها و بهتر نوشتن را داریم. این کتاب با توضیح مفهوم «داستان» شروع می‌کند تا نشان دهد که میان «داستان» تا «داستان» فاصله زیاد است و باید بیش از هر چیز انواع داستان‌ها را بشناسیم. به عبارت دیگر، بعضی ارکان‌ در همهٔ داستان‌ها مشترک است اما چیزهایی هم هست که مختص به بعضی ژانرهای داستانی است.

 

در این کتاب هم نویسنده برای توضیحاتش مثال‌های داستانی می‌آورد اما برخلاف کتاب پیشینْ منبع بریده‌های داستانیش را مشخص نمی‌کند. به عبارت دیگر، همهٔ داستان‌ها به غیر از دو سه مورد استثنایی نوشتهٔ خود میرصادقی هستند اما زمان انتشار یا نگارش آن‌ها مشخص نشده است.

میرصادقی برای توضیح مفاهیم از داستان‌ها استفاده می‌کند؛ یعنی ابتدا بخشی از داستانی را می‌آورد و بعد در بخشی به نام «تفسیر» ابزارهای لازم برای فهمیدن داستان‌ها را به خوانندگان عرضه می‌کند. مثلاً در تفسیر داستان «نره غول» چنین می‌خوانیم:

داستان‌های مزدوج، ترکیبی از قصه با همه مفروضاتش و داستان کوتاه با کلیهٔ ویژگی‌هایش است و البته دامنهٔ این جدایی‌ها گسترده و بسیار متنوع است و من در این جا به چند مورد آن اشاره می‌کنم و ویژگی‌های قصه‌های سنتی در تقابل با داستان‌های نوین امروزی را برمی‌شمرم…(ص: ۳۹۵)

فرهنگ داستان نوشتهٔ جمال میرصادقی است که با تلاش انسیه ملکان و همت انتشارات صدای معاصر در ۵۴۸ صفحه منتشر شده است

عاشقانه‌ها و سراب‌ها

کتاب «عاشقانه‌ها و سراب‌ها» مجموعه‌ای از ۵۱ داستان است که «عشق» نقطهٔ ثقل همهٔ آن‌ها به حساب می‌آید. هر داستان با زاویه دیدی متفاوت به قدیمی‌ترین کشاکش جهان یعنی عشق پرداخته است. این ۵۱ داستانِ جمال میرصادقی هر کدام متعلق به یک مکتب ادبی است و زمان حوادث و شخصیت‌ها نیز مکرراً تغییر می‌کند. به عبارت دیگر، عشق تنها عنصر ثابت میان این داستان‌ها است.

در این کتاب برخلاف دو کتاب پیشین دیگری خبری از تحلیل و تفسیر نیست و فقط داستان‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند و بار تحلیل و تبین آن بر دوش خواننده است. زمان انتشار و منبع داستان‌ها نیز مشخص نشده است.

عاشقانه‌ها و سراب‌ها نوشتهٔ جمال میرصادقی است که با تلاش انسیه ملکان و همت انتشارات صدای معاصر در ۳۷۸ صفحه منتشر شده است.

 

 

مجله‌ٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.