ده درس از زندگی مردی که هرگز تسلیم نشد

هیچ گاه تنها گام بر نخواهی داشت (درس‌های زندگی کاپیتان تام مور)

376
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
کاپیتان بازنشستۀ آمریکایی، ژنرال ویلیام اچ. مک. ریون در کتاب «تخت‌خوابت را مرتب کن» (لینک خرید کتاب) می‌گوید اگر می‌خواهی جهان را تغییر بدهی، بلند شو و تخت‌خوابت را مرتب کن. حکمت این جمله را تام مور، کاپیتان بازنشستۀ انگلیسی این‌طور از زبان خودش توضیح می‌دهد:
«صبحانۀ دلخواهتان را بخورید، لباس مرتب بپوشید، مهربانانه به فکرِ دیگران باشید، و مراقب خودتان هم باشید. همۀ این‌ها تأثیر مثبتی بر شما خواهند گذاشت و نقش بزرگی در دستیابی‌تان به عزت نفس ایفا خواهند کرد. مسلماً بهترین راهِ آغاز کردنِ هر روزی همین است. شروع کردن هر روز با ذهنیتی مثبت و با قصد انجامِ کاری خوب.»

تام مور ۱۰۱ سال پیش در یورکشر انگلستان به دنیا آمد، در جنگ جهانی دوم در ارتش بریتانیا خدمت کرد و مانند همۀ مردم پستی و بلندی‌های بسیاری را طی عمرش پشت سر گذاشت تا در صدمین سال تولدش و در هنگامی که جهان بار دیگر دستخوش تغییرات بیشتر و این‌بار جنگی تمام عیار با ویروس کرونا بود، حادثه‌ای شگرف خلق کند.

این سرباز کهنه‌کار جنگ جهانی دوم که چند سال پیش از آن دچار شکستگی لگن شده بود و برای راه رفتن به واکر متکی بود، راه‌رفتن در حیاط خانه‌اش را شروع کرد تا برای کمک به سیستم بهداشتی که از کرونا ضربه خورده بود، پول جمع کند. ۴۰ میلیون پوند از مردم خیِر به سمت او سرازیر شد. او با برداشتن گا‌م‌هایی سست و لرزان که بیمناک از زمین خوردن‌های دوباره بود، به بسیاری انگیزۀ مبارزه بخشید و الها‌م‌بخش خیلی از افراد برای ادامۀ مبارزه با مشکلات ریز و درشت زندگی شد. تام مور می‌گوید در این میان خودش هم از واکنش‌های بسیاری که از سوی مردم به سمتش روانه شد امید و انگیزه می‌گرفت: «این اتفاق یک بده‌بستان بود.» او یکبار نامه‌ای هم از یک زندانی دریافت کرد که نوشته بود به او در جهت تغییری مثبت انگیزه بخشیده است.

تصویر کاپیتان تام مور با واکر

تام مور در سال ۲۰۲۰ دو رکورد جهانی گینس را به نام خودش ثبت کرد: یکی رکورد بیشترین مبلغ پول خیریه‌ای که یک نفر به تنهایی با راه رفتن جمع‌آوری کرده (۴۰ میلیون پوند) و دیگری رکورد پیرترین فردی که با خواندن یک ترانه (ترانۀ معروف هیچگاه تنها گام برنخواهی داشت) در صدر جدول پرفروش‌های انگلستان قرار گرفته است.

«بچه که بودم، اگر از من می‌پرسیدند می‌خواهم وقتی بزرگ شوم چه‌کاره شوم، با دادنِ این جواب به خنده‌شان می‌انداختم که: «می‌خوام میلیونر بشم.» البته این آرزویم خیلی هم جدی نبود و هیچ‌وقت هم به آن نرسیدم؛ ولی وقتی به جمع‌آوری حدود چهل میلیون پوند برای وزارت بهداشت و درمان کمک کردم، می‌شد این‌طور استنباط کرد که در نهایت به چهل‌ برابرِ آرزویم رسیده‌ام.»

تضویر کاپیتان تام مور با مدال

همین‌ها کافی بود تا ملکۀ بریتانیا به او لقب «سِر» بدهد و یک مدال به او اهدا کند. او حالا یک قهرمان ملی و شاید جهانی است.

سال ۲۰۲۰ با چاپ کتاب خودزندگی‌نامه‌اش «فردا روز خوبی خواهد بود» همراه بود و دفتر زندگی این کهنه‌سرباز زندگی هم با نوشتن «درس‌های زندگی» به انتهای خودش نزدیک می‌شد. او در سال ۲۰۲۱ بر اثر ابتلا به همان ویروسی که مردم را برای مقابله با آن بسیج کرده بود بدرود حیات گفت.

حالا تام دیگر نبود تا شاهد خوانده شدن «درس‌های زندگی»اش باشد، اما سخت است تصور کرد که او خودش از این بابت دچار غم و اندوهی بوده است، این از طنزی که در کلامش جاری است مشخص می‌شود، او به طنز وصیت کرده بود که روی سنگ قبرش بنویسند: «به‌تون گفته بودم که پیرم!»

تام مور در پایان سفری که یک قرن به درازا کشید حرف مهمی برای زدن به بازماندگان دارد:

«مهم نیست که من چند سال روی این زمین زندگی کرده‌ام؛ تنها چیزی که یاد گرفته‌ام این است که مهم است هر روز را با خوش‌بینی شروع کنی.»

کاپیتان بازنشسته که البته تا پایان عمرش از امید و تلاش بازننشست، در کتابش ضمن مرور خاطراتش درس‌های ساده‌ای برای زندگی دارد، درس‌هایی که از فرط سادگی همواره نادیده‌ گرفته می‌شوند و انگار نیاز است تا هرازگاهی با تلنگری به ما یادآوری گردند. این کتاب سفری است از دل تاریخ به مقصد کشف تمام چیزهای ساده‌ای که زندگی ما را زیباتر خواهد کرد.

این کهنه‌سرباز ارتش بریتانیا که جوانی‌اش در سایۀ جنگ جهانی گذشت می‌گوید حسرتی ندارد و خوشحال است که در آن روزگار به دنیا آمده بود. مسیری که از یک جامعۀ کوچک روستایی با هزار نفر جمعیت شروع شد، به مدال ملکه و جمع‌آوری ثروتی هنگفت برای کمک به نیازمندان انجامید.

اگر به دنبال آموختن درس‌هایی برای زندگی هستی، چهل ایدۀ فلسفی برای زندگی امروز را بخوان

کتاب «درس‌های زندگی» تام مور عصاره‌ای است از شوخ‌طبعی و خردمندی و صمیمیتی که باعث شدند تام مور یک شخصیت منحصربه‌فرد باشد.

«مردم با نحوۀ برخوردشان با ناملایمت‌های زندگی تعریف و از هم متمایز می‌شوند، و ناامید نشدن کلید این مسئله است. شروع دوباره در زندگی قدرت و توان خاصی می‌طلبد، ولی می‌توانید به این باور برسید که اگر دوباره آغاز کنید، اوضاع بهتر خواهد شد.»

آنچه در این کتاب می‌خوانیم فقط خاطرۀ اولین رویارویی یکی از پیرترین افراد بشر با اختراعاتی چون تلفن و تلویزیون یا وصف صبحانه‌ها و غذاهای سالم و مقوی روستایی یا نظم و ترتیب طبیعی حاکم بر زندگی گذشتگان نیست. این کتابی از درس‌های ساده‌ای برای زندگی است، خوانشی راحت و سبک و لذت‌بخش.

تام مور خودش بهتر اصل مطلب را می‌گوید:

«توصیۀ من این است که تصور نکنید شما هم عمری به‌درازای من خواهید داشت و هیچ‌چیزِ واقعاً مهمی را در زندگی به تعویق نیندازید، چون فردا ممکن است آخرین روز زندگی‌تان باشد. بخشایش نقطۀ آغاز خوبی است، چون تلخی را در قلب خود حمل‌ کردن برای سلامتی‌تان خوب نیست. هیچ‌کس کامل نیست. این را بپذیرید و از این تلخی‌ها بگذرید. در این زندگی، آن‌قدر فرصت نداریم که با خشم و نفرت هدرش بدهیم.»

این کتاب به ‌تازگی با ترجمۀ پژمان طهرانیان و توسط انتشارات صدای معاصر منتشر شده است.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.