نقاشی رنگ روغن از ماکسیم گورکی

ماکسیم گورکی : زندگی تلخ در کودکی تا قله های شهرت در بزرگسالی

اوایل زندگی تا جوانی ماکسیم گورکی

الکسی ماکسیموویچ پشکوف با نام مستعار ماکسیم گورکی متولد ۱۶ مارس ۱۸۶۸ در نیژی نووگورود در روسیه به دنیا آمد. او نویسنده چیره‌دستی بود که اولین‌بار با داستان‌های ناتورالیستی و دلسوزانه‌اش از ولگردها و طرد شدگان اجتماعی موردتوجه قرار گرفت.

 او بعدها داستان‌ها، رمان‌ها و نمایشنامه‌های دیگری نیز نوشت. با فروشگاه خرید کتاب آنلاین ۳۰بوک همراه باشید تا بیشتر با زندگی این نویسنده سرشناس آشنا شوید.

ماکسیم گورکی را در سرتاسر جهان با لقب هایی همچون «پدر رئالیسم اجتماعی»، «برجسته ترین پرولتاریات در تاریخ شوروی» و «قدیس ادبیات شوروی» می‌‍‌شناسند. با ما در این مقاله همراه باشید تا شما را با این نویسنده پرشهرت روسی، زندگی و آثار او آشنا کنیم.

ماکسیم گورکی در ۵ سالگی پدرش را از دست داد و نزد پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش فرستاده شد تا با آنها زندگی کند. ولی پدربزرگش به علت ورشکستگی شغلی، شدیدا با او بدرفتاری می‌کرد. 

گورکی تمام محبت کودکی‌اش را از جانب مادربزرگش دریافت ‌می‌کرد.  قصه‌های پریان و آموزه‌های دینی مادربزرگش بود که ذهن و تخیل او را پرورش داد و ریشه اصلی ادبیات را در ذهن او کاشت.

ماکسیم گورکی به‌خاطر پیشینه خانوادگی‌اش، بسیار با طبقه کارگر در تماس بود و آنها را از نزدیک می‌شناخت. پدربزرگش نتوانست امکان تحصیلات رسمی برای او فراهم کند و او را از سن هشت‌سالگی روانه بازار کارکرد. او از همان زمان مشاغل مختلفی را تجربه کرد. مثل دستیار مغازه کفاشی، پادوی یک شمایل‌نگار و ظرف‌شور ماشین‌بخار ولگا. آشپز این ماشین‌بخار بود که او را با خواندن آشنا کرد.

پرتره ماکسیم گورکی

خیلی زود، مطالعه تبدیل به اصلی‌ترین علاقه او شد. ماکسیم گورکی در آن سال‌ها اغلب مورد ضرب و شتم کارفرمایانش قرار می‌گرفت به همین خاطر همیشه لباس‌های کهنه بر تن داشت و یا مریض و گرسنه بود. این تجربیات تلخ موجب شد او بعداً کلمه گورکی (به معنای تلخ) را به‌عنوان نام مستعار خود انتخاب کند و همچنین در آثار خود به بیان تلخی‌ها و سختی‌های زندگی طبقه فرودست جامعه بپردازد.

نوجوانی و جوانی او در کازان یا قازان پایتخت جمهوری تاتارستان و پایتخت مسلمانان روسیه، سپری شد. ماکسیم گورکی در آنجا به‌عنوان نانوا، بارانداز و نگهبان شب کار می‌کرد. در آن زمان شروع به آموختن ایده‌های انقلابی روسیه درباره جنبش‌های پوپولیستی کرد.

 همان وقت از شدت بدبختی، با شلیک گلوله اقدام به خودکشی کرد اما این تلاش ناموفق ماند. بعد از آن بود که کازان را در سن ۲۱ سالگی ترک کرد و در جنوب روسیه به ولگردی پرداخت و دست به انواع و اقسام کارهای عجیب‌وغریب زد.

بنای یاد بود ماکسیم گورکی

آثار مهم ماکسیم گورکی

ماکسیم گورکی در تفلیس پایتخت و بزرگترین شهر گرجستان شروع به انتشار داستان‌های مطبوعاتی استانی کرد. از اولین کارهایی که او در آنجا منتشر کرد، نسخه اولیه داستان کوتاه «Makar Chudr» ماکار چودرا ۱۸۹۲ بود. بعد از آن مجموعه‌ای از افسانه‌های رمانتیک وحشیانهٔ عامه‌پسند منتشر کرد. اما بعد از انتشار داستان «Chelkash» چلکاش (۱۸۹۵) در یکی از مجله‌های برجسته سن‌پترزبورگ، بخت و اقبال به او رو کرد و داستان زندگی موفقیت‌آمیزش شروع شد.

چلکش تبدیل به یکی از برجسته‌ترین آثار ماکسیم گورکی شد. داستان این کتاب، قصه یک دزد بندرگاه است که زندگی‌اش سرشار از عناصر رمانتیسم و رئالیسم است. این کتاب سر آغازی بر مجموعه «ولگردان و داستان‌های دیگر» او بود. او در این دوره به توصیف زباله‌های اجتماعی روسیه پرداخت و ابراز همدردی کرد. بعد از آن با نوشتن داستان «Twenty-six and One and Other Stories» بیست و شش نفر و یکی (۱۸۹۹) به توصیف شرایط سخت‌کار در یک نانوایی پرداخت. 

این داستان اغلب به‌عنوان بهترین داستان کوتاه او در نظر گرفته می‌شود. موفقیت این آثار به حدی بود که به‌سرعت برای او شهرت جهانی خرید و بعد از مرگش او را همسنگ لئو تولستوی و آنتوان چخوف قرارداد. نمایشنامه‌ها و رمان‌های بعدی او نتوانستند به این شهرت این داستان‌ها برسند.

از رمان‌های او می‌توان به میراث (۱۸۹۹) سه رفیق (۱۹۰۰)، یک اعتراف (۱۹۰۸)، گورودوک اوکوروف (۱۹۰۹) و زندگی کوزمیاکین شکسته شده است (۱۹۱۰) اشاره کرد. برخی رمان‌های ماکسیم گورکی به دلیل ناتوانی او در حفظ خط روایت قدرتمند و تمایل به پرکردن بیش از اندازه آثارش با بحث‌های خسته‌کننده و نامربوط درباره معنا و شکست‌های زندگی، بسیار نامحبوب‌اند.

کتاب ولگردان و داستان‌های دیگر

ولگردان و داستان‌های دیگر از بهترین داستان کوتاه‌های ماکسیم گورکی محسوب می‌شود. این داستان بیشتر از دیگر داستان‌ها دغدغه اجتماعی و احساسات و افکار گورکی و عامه مردم را بازتاب می‌دهد.

ولگردان و داستان‌های دیگر شامل چندین داستان کوتاه است و برای کسانی که مایل‌اند با سبک گورکی آشنا شوند بسیار مناسب است.

داستان‌های این مجموعه عبارت‌اند از: در استپ، بابا آرخیپ و لنکا، سرود شاهین، یملییان پیلایی، خان و پسرش، زاز و برینا، ماکارچودرا، بیست و شش و یک، پیک توفان، بچه‌ها، عجوزه ایزرگیل، پدر و پسر، عبرانی، ابلیس، خواننده، خواهر و برادر

بریدۀ کتاب ولگردان و داستان‌های دیگر

در دخمه‌های شهر، آنجا که اقرار می‌کنم بسیار کثیف، ولی همه چیز ساده و حقیقی است فرورفتن، یا در چمن‌زارها و جاده‌های میهن پیاده شتافتن خیلی سودمند و دلپذیر است، چیزهای عجیب‌وغریب دیده می‌شود. این عمل روح را تروتازه می‌کند، برای انجام این مقصود جز یک جفت پای ممتاز نیرومند، چیز دیگری لازم نیست.

ما سه نفر بودیم، ارتباط ما، به سابقه‌یی طولانی بستگی نداشت. در یکی از میخانه‌های «خرسون» واقع در سواحل رود «دنی پر» به یکدیگر برخوردیم؛ و این ارتباط شروع شد: یکی از ما سربازهنگ راه‌آهن بود، زیرا سابقآ نزدیک «ورشو»، به نگاهبانی راه اشتغال داشت؛ او مردی درشت اندام، دارای رنگی سرخ و دیدگانی آرام و تودار بود. آلمانی حرف می‌زد و از وضع زندان‌ها کاملا آگاه بود. هر یک از ما دلایل قاطعی داشت که به یادآوری روزگار گذشته خویش علاقه فراوانی ندارد. همین امر موجب اعتماد و پیوستگی ما به یکدیگر گردیده بود. ظاهرآ چنین می‌پنداشتیم که به هم اطمینان داریم، ولی باطنآ هیچ یک از ما به خودش هم اعتماد نداشت.

کتاب مادر

در بین تمام رمان‌هایش، رمان مادر (۱۹۰۶) بسیار حاشیه داشت و بسیار هم معروف شد. این رمان را منتقدین به‌عنوان ضعیف‌ترین اثر او دسته‌بندی کرده‌اند. اما درعین‌حال به‌عنوان طولانی‌ترین اثرش که به جنبش‌های انقلابی روسیه می‌پردازد، رمان بسیار قابل‌توجهی است. ماکسیم گورکی این رمان را پس از بازدید از کوه‌های آدیرونداک نوشت. او علت نوشتن این اثر را بالابردن روحیه انقلابیون برای مبارزه باروحیه شکست‌خورده آنها اعلام کرد. 

خلاصه داستان رمان مادر

گورکی در رمانش زنی را به تصویر می‌کشد که در یک کارخانه روسی، مشغول به کار یدی بوده و قهرمانی واقعی است. پلاژیا نیلوونا ولاسوادر کنار مبارزات سیاسی با فقر و گرسنگی نیز می‌جنگد. شوهر دائم‌الخمر او نیز مدام او را کتک می‌زند و به او حمله می‌کند و مسئولیت بزرگ کردن پسرشان، پاول ولاسوف را کاملاً روی دوش او انداخته است.

شوهر او به‌صورت ناگهانی می‌میرد. بعد از آن پاول شروع به تقلید رفتارهای پدرش می‌کند ولی ناگهان درگیر فعالیت‌های انقلابی شده و با ترک مشروب به کتاب معتاد می‌شود. در ابتدای امر نیلوونا به‌خاطر بی‌سواد بودن و عدم علاقه به سیاست بسیار محتاطانه با پسرش رفتار می‌کند ولی بعد درگیر روحیات انقلابی پسرش می‌شود و تحت‌تأثیر احساسات مادرانه خود با وجود جهلی سیاسی، درگیر انقلاب می‌شود و بدل به قهرمان واقعی رمان می‌گردد.

بریدۀ کتاب مادر اثر ماکسیم گورکی

وقتی من پسربچه ده یازده ساله‌ای بودم یک روز هوس کردم که خورشید را بگیرم و در شیشه کنم. شیشه‌ای برداشتم و پاورچین پاورچین به دیوار نزدیک شدم و یکهو… تراق! دست خودم را بریدم و کتک خوردم. پس از آن به حیاط در آمدم و خورشید را در برکه‌ای از آب منعکس دیدم. پایم را بلند کردم که همانجا لگدش کنم، سرتاپایم گلی شد و باز کتکم زدند… آن وقت رو به آفتاب ایستادم و داد زدم: «این‌ها مرا درد نمی‌آورد، ای شیطان سرخ، این‌ها مرا درد نمی‌آورد!» و زبانم را برایش بیرون کشیدم… این کار مرا تسکین داد. (کتاب مادر اثر ماکسیم گورکی – صفحه ۱۹۹)

ما سوسیالیست هستیم. و این به آن معنی است که با مالکیت خصوصی دشمینم، زیرا مالکیت خصوصی بین آدم‌ها جدایی می‌اندازد، ایشان را علیه یکدیگر مسلح می‌کند، رقابت آشتی‌ناپذیری از نظر منافع در میان ایشان پدید می‌آورد، برای کتمان یا توجیه این رقابت دروغ می‌گویند و همگان را با اشاعه دروغ و ریا و کینه‌جویی فاسد می‌کند. ما می‌گوییم جامعه‌ای که به انسان به چشم ابزار ثروت‌اندوزی می‌نگرد جامعه‌ای است ضد بشری و با ما دشمن است و ما نمی‌توانیم اخلاق ریاکارانه و دروغین آن را بپذیریم. (کتاب مادر اثر ماکسیم گورکی – صفحه ۴۲۰)

تصویر سیاه و سفید ماکسیم گورکی

سال‌های آخر عمر ماکسیم گورکی

زمانی که ماکسیم گورکی به اتحاد جماهیر شوروی بازگشت، مقامات دولتی این رمان او را اولین اثر رئالیسم سوسیالیستی خوانند و گورکی را بنیان‌گذار این مکتب دانستند. بااین‌وجود ماکسیم گورکی رمان مادر را یکی از بدترین آثار خود می‌داند.

بسیاری از ایرادات هنری رمان مادر و رمان‌هایی که ماکسیم گورکی قبل از سال ۱۹۱۰ نوشته است، به طور گسترده در نقدها و مقالات انتقادی کورنی چوکوفسکی ، آندری سینیاوسکی ، ایلیا سرمن، مریلین مینتو و بسیاری دیگر توضیح داده شده است. مرلین مینتو خاطرنشان می‌کند، شخصیت‌پردازی و اکت نیلوونا بسیار موفق است، اما سایر شخصیت‌ها تک‌بعدی هستند.

وسیوالاد ایلاریونوویچ پودوفکین کارگردان، نویسنده و هنرپیشه سینمای اتحاد جماهیر شوروی، این رمان را به یک فیلم صامت تبدیل کرده است. همچنین برتولت برشت در فیلمی با همین نام در سال ۱۹۳۱ آن را دراماتیزه کرد.

سخن آخر

در این مقاله به زندگی‌نامه و آثار ماکسیم گورکی پرداختیم. نظرتان را در رابطه با این مقاله برایمان در کامنت بنویسید. کتابهای معرفی شده را می توانید سایت خرید کتاب آنلاین سی بوک تهیه کنید.

(Visited 1 times, 1 visits today)

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا