روح خردمند؛ پناهگاه آدمی در اعصار بی‌خردی

606
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

معنادرمانی فقط نام مکتبی در روان‌شناسی نیست بلکه همزمان شرح بیماری زمانه ما و راه‌حل آن است. ویکتور فرانکل در دههٔ ۱۹۳۰ این روش درمانی جدید را پایه گذاشت؛ یعنی همان دهه‌ای که بحران‌های اقتصادی و جنگ جهانی پا بر گلوی مردم گذاشته بود و بسیاری مرگ خودخواسته را بر زندگی که سیاستمداران برایشان ساخته بودند، ترجیح دادند.

کار فرانکل بعداً به اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها کشیده شد اما همچنان به نظرش زندگی ارزش زیستن داشت و می‌خواست که ارزشمندی آن را به دیگران هم نشان دهد: کتاب پرمخاطب و تحسین‌شدهٔ انسان در جست‌و‌جوی معنا حاصل همان سه سالِ سختِ زندگی در آشوئیتس بود.

کتاب‌های فرانکل در زمانه‌ای بحران‌زده نوشته شدند و حالا در زمانه‌ بحران‌زده دیگری، کتابی با رویکرد خاص او نوشته و به فارسی ترجمه شده است. در روزهایی که نمی‌دانیم برای مرگ‌های خودخواسته سوگواری کنیم یا برای کشته‌های ویروسی جهانی، روح خردمند شاید بتواند دریچه‌ای هر چند باریک به نور و روشنایی باز کند. حالا در زیر سقفی که فتنه از آن می‌بارد، گرفتار شدیم اما هنوز می‌توان به «روح خردمند» پناه برد.

 

کتاب از بیست و یک فصل یا در واقع ۲۱ تامل تشکیل شده است تا به یاد خواننده بیاورد که بین آن چه «با آن زندگی می‌کنیم» و آن چه «برای آن زندگی می‌کنیم» تفاوتی بنیادین وجود دارد. تفاوتی که اغلب آن‌ها را با هم اشتباه می‌گیریم و با این اولین حرکت اشتباه، زندگی‌مان دومینووار نابود می‌شود و ما می‌مانیم و ویرانه‌ای که می‌توانست شکوهمند و خیره‌کننده باشد اما حالا نیست.

آن چه با آن زندگی می‌کنیم همان خانه و پول و ماشین است اما آن چه برایش زندگی می‌کنیم معنایی است که فراتر از وسایل زندگی قرار می‌گیرد.

 

حرف فرانکل این نیست که وسایل زندگی بی‌اهیمت است و نباید به دنبالش باشیم بلکه او می‌خواهد تفاوت میان وسیله و هدف را به یادمان بیاورد. حرف او در واقع بسط یافتهٔ همان جملهٔ معروف نیچه است: «کسی که چرایی در زندگی دارد، می‌تواند تقریباً هر چگونه‌ای را تحمل کند.» شبیه به همین حرف را مارک تواین هم گفته است: «دو روز مهم‌ترین روزهای زندگی ماست: روزی که به دنیا می‌آییم و روزی که می‌فهمیم چرا به دنیا آمدیم.» روح خردمند می‌خواهد خواننده را در یافتن چرایی همراهی کند.

 

این کتاب نسخه‌ای برای خواننده نمی‌پیچد بلکه در واقع تنها او را به تامل وامی‌دارد و گوشزد می‌کند که این میل همه‌گیر به یافتن خوشبختی و موفقیت تنها بدبختی می‌زاید. در روزهایی که مرگ و رنج در هوا جاری است، نمی‌توان شاد بود و این طبیعی‌ترین واکنش یک انسان است و نباید بابت آن شرمنده بود.

تاب آوردن چنین روزهایی از راه دروغ گفتن به خود و فریب دادن پیش نمی‌رود. راه واقعی از یافتن معنای زندگی می‌گذرد. اگر معنایی برای زندگی خود بیابیم، آن‌گاه رنج‌ها تحمل‌پذیر می‌شود و زندگی با همهٔ سختی‌هایش به چیزی ارزشمند بدل می‌شود که نمی‌توان از آن چشم پوشید. آن وقت است که تازه فرق بین «زندگی کردن» با «زیستن» را متوجه می‌شویم و می‌فهمیم که چرا خوشبختی برای ما شبیه سرابی شده است که هر چه می‌رویم به آن نمی‌رسیم. گاهی فکر می‌کنیم با قبول شدن در یک رشته خاص یا یافتن شغلی محبوب یا قرار گرفتن در کنار معشوق به خوشبختی می‌رسیم اما هر وقت به آن‌ها می‌رسیم، تصویر خوشبختی هم از هم می‌پاشد و ناکافی به‌نظر می‌آید:

وقتی خوشبختی را مقصود خود قرار می‌دهیم، سودایی دست نایافتنی می‌پرویم. خوشبختی خودش احساسی دیرپا نیست. چون زندگی بالا و پایین دارد. ناکامی‌ها، سرخوردگی‌ها، و کشمکش‌‌ها هم مثل کامیابی و سرخوشی و همانگی بخشی از زندگی‌اند..خوشبختی پاداشی است که بر اثر انجام دادن کارهای معنادارمان به بار می‌نشیند (ص: ۲۹ و ۳۰)

روح خردمند در واقع به همت نوهٔ ویکتور فرانکل نوشته شده است و در پایان هر فصل آن سوالی تفکربرانگیز مطرح می‌شود. روح خردمند می‌تواند به کتاب‌ بالینی هر کسی تبدیل شود. یعنی از آن کتاب‌هایی که هر صفحه‌اش چندین‌بار خوانده می‌شوند و کم‌کم رنگ کهنگی می‌گیرند.

روح خردمند اولین کتاب از مجموعهٔ «فلسفه و معنا زندگی» است و با ترجمهٔ شهاب‌الدین عباسی به دست خوانندگان می‌رسد.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.