زنان نامرئی باید مرئی شوند

361
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

«مرد مَجاز از انسان است». این جملهٔ پرتکرار کلاس‌های ادبیات فارسی مدرسه بود اما چیزی که داوطلبان کنکور و دیپلم‌گرفته‌های مدارس هیچگاه نفهمیدند این است که منظور از «مرد» دقیقاً مرد است و نه مرد و زن. «مَرد» در اشعار فارسی، مَجاز از انسان نبود و بارِ هیچ آرایه ادبی بر دوشش نبود. آن‌گاه که شاعر می‌خواند «مردان خدا پرده پندار دریدند» اصلاً برای زنان توان و عاملیتی قائل نبود که بخواهد مجازاً به آن‌ها اشاره کند. در واقع، زنان نامرئی بودند و اصلاً به چشم نمی‌آمدند و کسی انتظار نداشت آن‌ها را در جایی جز پستوها ببیند چه برسد به این‌که پردهٔ پندار را هم بدرند! کارِ معلمان ادبیات و طراحان سوال فقط اضافه کردن یک آرایه به ابیات «مرد»دار نبود، آن‌ها تاریخ اجتماعی و سیاسی را تحریف کردند. آن‌ها نبردهای خونین بی‌صدا و پرصدا را با یک آرایهٔ ادبی پوشاندند و مخفی کردند.

شاید به نظر برسد که حالا همه چیز تغییر کرده است و دیگر زنان نامرئی نیستند اما یک روزنامه‌نگار انگلیسی مدعی شده است که زنان هنوز هم نامرئی هستند و جهان در غیاب آن‌ها ساخته می‌شود. شاید فکر کنید حضور و نمایش بدن زنانه این حکم را نقض می‌کند اما واقعیت این است که وقتی کار به جمع‌آوری داده‌ها و طراحی جهان می‌رسد، زنان نامرئی می‌شوند و همین هم «به خلق دنیایی منتهی شده که زنان درست در آن جا نمی‌افتند.»

ادعای کرولاین کریادو-پرز به مذاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید، اما او دربارهٔ یک یا دو یا صد تجربهٔ تک‌افتاده یا چند ذهن جنسیت‌زده حرف نمی‌زند بلکه الگویی را پیش چشم ما می‌آورد که انکارش کار آسانی نیست. الگویی که در کتاب «زنان نامرئی» تشریح شده براساس «دیتا ژورنالیسم» یا همان «روزنامه‌نگاری داده محور» به‌دست آمده است. یعنی شکل جدیدی از روزنامه‌نگاری که با قرار دادن داده‌ها و اطلاعات موجود در زمینهٔ تاریخی و اجتماعیشْ آن‌ها را معنادار و ملموس می‌کند. این داده‌‌ها نشان می‌دهد که مردان هنوز هم ملاک بازنمایی کل انسان‌ها هستند و مسائل مربوط به زنان دیده نمی‌شود. نویسنده برای اثبات این گزاره مثال‌های متعددی آورده اما یک آزمایش ساده این است که همین حالا عبارت «تیم ملی فوتبال» را در ذهن تصور کنید و بگویید آیا بازیکنان این تیمِ ذهنی شما، زن هستند یا مرد؟ تصور مردانه از هر عبارتی که با قید «زنان» محدود نشود، خودش اثباتِ ادعای نویسنده است. زبان رسمی نشان می‌دهد که حالت عام و مورد توافق همگانْ همان حضور مردان است و وجود زنان استثناء این قاعده به حساب می‌آید و به همین دلیل لازم است تا با قید «زن» از آن قاعده کلی و پذیرفته شده، تفکیک شوند: مثلاً «روزنامه‌نگاران زن»، «ورزشکاران زن» و.. ترکیب‌هایی هستند که حضور استثنایی زنان را اعلام می‌کنند و درضمن آن قاعدهٔ کلی را هم می‌پذیرند و به آن تن می‌دهند.

ممکن است فکر کنید آن‌چه تا الان گفته شد، دیگر مته به خشخاش گذاشتن است و این تفاوت‌ها فقط در الفاظ وجود دارند و اضافه و کم کردن صفت‌ها نباید این‌قدر مایهٔ آزردگی شود. اما هنر نویسنده این است که هم بهای به‌کار بردنِ این‌چنینی واژگان را نشان می‌دهد و هم خوانندگان را متقاعد می‌کند که آن‌چه می‌خوانند تنها تفاوتی در دنیای بی‌خطر واژگان نیست، بلکه ریشه در دنیای حقیقی دارد. به عبارت دیگر، کلماتْ تنها آینهٔ این نابرابری هستند و روبرگرداندن از آن‌ها نمی‌تواند چیزی را تغییر بدهد. برای فهم بهتر اهمیت این تفاوت‌های به‌ظاهر پیش‌پا افتاده باید از خودمان بپرسیم اگرهمه چیز درستْ عکسِ شرایط فعلی بود، چه می‌شد؟ آیا همین‌قدر بی‌اهمیت و عادی به حساب می‌آمد؟ آیا جهان باز هم همین شکل را داشت؟ پاسخ کتاب یک «نه» قاطع است و دلایلش را هم مفصلاً اعلام می‌کند.

کتاب «زنان نامرئی» با عنوان فرعی «افشای سوگیری داده‌ها در دنیایی طراحی شده برای مردان» از سوی نشر برج منتشر شده است.

زنان نامرئی چه بهایی می‌دهند؟

کتاب زنان نامرئی در همان ابتدا تفاوت «جنس» و «جنسیت» را نشان می‌دهد و به خواننده یادآوری می‌کند که «جنس» به معنای تفاوت‌های بیولوژیک است و «جنسیت» نمایانگر انتظارات اجتماعی از زن و مرد. این انتظارات در گذر زمان و در جوامع مختلف تغییر کرده است و برای ساختنِ جهانی بهتر باید باز هم تغییر کند، چون قرن‌ها است که جنس و جنسیت «زن» نادیده گرفته می‌شود و «مرد» ملاک و معیار همه چیز است. چنین حذفی هم از نظر اخلاقی و هم از جنبهٔ علمی و حتی مالی فاجعه آفریده است.

کتاب «زنان نامرئی» به‌خوبی نشان می‌دهد که مفروض گرفتن همیشگی مردان چگونه باعث شده تا در بسیاری از موارد پژوهشگران و دانشمندان به راه خطا بروند و پول و زمان را از کف بدهند. هزینه‌هایی که این نگاه همیشگی بر جوامع تحمیل کرده است، در برابر بهایی که زنان پرداخت کرده‌اند ناچیز است. آن‌ها جانشان را از دست دادند تنها به این دلیل که غرور مردان دانشمند و پزشک به آن‌ها اجازه نمی‌داد تا بدن زن‌ها را مستقلاً مورد مطالعه قرار دهند. براساس این نگاه زن چیزی نیست جز شکلی ناهنجار یا کوچک‌شدهٔ مرد، بنابراین دیگر نیازی به مطالعهٔ مستقل نیست. حتی همین حالا که چند رشته‌ پزشکی مشخصاً بدن زنان را مطالعه می‌کنند، باز هم حضور زنان به شکل چشمگیری در تحقیقات پزشکی ناکافی است:

فقدان داروهای تفکیک شده برحسب جنس بر قابلیت ما در ارائه توصیه‌های درمانی درست به زنان تاثیر می‌گذارد. صندوق جهانی تحقیقات سرطان در سال ۲۰۱۱ شکوه داشت که فقط ۵۰ درصد از مطالعات، تاثیر رژیم غذایی روی سرطان را برحسب جنس تفکیک کرده بودند و این کار وضع کردن راهنماهای رژیمی برای پیشگیری از سرطان را که برای هر دو جنس کارآمد باشد دشوار می‌کرد. مثلاً زنان احتمالاً باید با افزایش سن پروتئین بیشتری از مردان دریافت کنند اما «دوز ایده‌آل در هر وعده برای پشتیبانی از سنتز پروتئینی عضلانی در زنان مسن‌تر معلوم نشده است» (ص: ۲۲۳).

زنان نامرئی در ۳۸۳ صفحه به سه موضوع اصلی «بدن زنانه» و «مسئولیت مراقبتی بی‌مزد زنان» و «خشونت مذکر علیه زنان» پرداخته است.

 

شاید این مطلب را هم بپسندید.
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.