سایمون سینک از راز‌های « بازی نامحدود » می‌ گوید!

11
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

پیروزی‌های کوتاه‌مدت الزاماً ما را پیروزِ نهایی میدانِ رقابت نمی‌کند. گاهی برای رسیدن به پیروزی باید شکست کوتاه‌مدت را به جان خرید و فریب آمار و ارقام را نخورد، چون موفقیت فقط آن لحظه‌ای نیست که داور دست برنده بازی را بالا می‌برد. گاهی کاملاً برعکس است و برندهٔ واقعی بازنده است. حالا هر قدر هم تعداد برد و باخت‌های خودمان و دیگران را بشمریم، اوضاع تغییری نمی‌کند. آن‌طور که کتاب «بازی نامحدود» می‌گوید این نوع نگاه فقط باعث هزینه‌های سنگین می‌شود. یعنی اگر با چنین نگاهی صاحب کسب‌و‌کاری باشید، احتمالاً سازندهٔ فضای کاری پرتشنج و دوست نداشتنی خواهید بود که همه تلاش می‌کنند تا هر چه زودتر از آن فرار کنند و خود را نجات دهند. شرکت‌هایی که با چنین نگاهی اداره می‌شوند، موفقیت‌های مقطعی به دست می‌آورند اما هیچ‌وقت نامی ماندگار و خواستنی نمی‌شوند.
اداره کسب‌و‌کار یک مثال است و تلفات چنین نگاهی فقط به زندگی شغلی محدود نمی‌شود و دنیای سیاست و روابط شخصی ما را هم دربرمی‌گیرد. مشکل اصلی این است که ما تفاوت میان بازی‌ها را نمی‌دانیم و شناختی از «بازی محدود» و «بازی نامحدود» نداریم و به همین خاطر گیج و سرگردانیم.

«بازی نامحدود» چیست؟

نویسنده معتقد است باید بین بازی محدود و نامحدود تفاوت قائل شد و طبق استانداردهای آن عمل کنیم. بیشتر ما درگیر بازی‌های نامحدود هستیم اما با همان منطق بازی‌های محدود پیش می‌رویم و به همین دلیل نیز بعد از چندین پیروزی می‌بازیم و از همیشه ناامیدتر می‌شویم. بازی‎های محدود مثل فوتبال و والیبال و کشتی و… مدت زمان مشخص و اصول و قواعد غیرقابل تغییر دارند اما وقتی در حال رقابت با کسب‌و‌کارهای دیگر یا حتی سر و سامان دادن به روابط شخصی‌مان هستیم، یک طرف بازی نامحدود هستیم. یعنی باید بدانیم اصول ثابت و مدت زمان تعریف شده‌ای وجود ندارد و همه چیز به توانایی و خلاقیت خود ما بستگی دارد. بازی نامحدود طرز فکر نامحدود هم می‌خواهد. کتاب «بازی نامحدود» تلاش می‌کند تا با توضیح دادن قواعد این نوع از بازی به بازیکنان کمک کند تا بهتر هدف‌گذاری کنند و اراده و منابع را به هدر ندهند.

اولین گام در این بازی انتخاب «اهداف والا» است. یعنی هدف‌هایی که پنج ویژگی مهم را داشته باشند:

۱.طرفدار چیزی باشد که خوشبینانه و مثبت است.

۲.فراگیر باشد {یعنی} پذیرای همهٔ کسانی باشد که می‌خواهند در پیشبرد آن نقش داشته باشند.

۳.خدمت محور باشد {یعنی} در اصل به سود دیگران باشد.

۴.تاب‌آور باشد {یعنی} بتواند در برابر تغییر سیاسی و فناوری و فرهنگی تاب بیاورد.

۵.آرمانی باشد {یعنی} بزرگ و جسورانه و در آخر اینکه دست‌نیافتنی باشد (ص: ۴۷).

کتاب هر یک از این اصول را جداگانه تشریح می‌کند و بعضی از سوءتفاهم‌ها دربارهٔ هدف‌گذاری را برطرف می‌کند. مثلاً اگر تا امروز فکر می‌کردید «بهترین بودن» هدف است، کتاب توضیح می‌دهد که این چنین نیست:

رهبران با طرز فکر نامحدود می‌دانند که «بهترین بودن» وضعیتی همیشگی نیست. بلکه تلاش می‌کنند «بهتر» شوند. بهتر به این معناست که پا در سفری برای بهبود مستمر گذاشته‌ایم و این حس را به ما می‌دهد که قرار است استعداد و توان‌مان را برای پیشرفت در این سفر هزینه کنیم. در بازی نامحدود، «بهتر» از «بهترین» بهتر است (ص: ۶۵).

 

کتاب دربارهٔ اراده و منابع و نوع اداره آن‌ها هم نکاتی را یادآوری می‌کند که برای وارد شدن به هر بازی نامحدودی لازم است. حتی اگر فقط تماشاچی این بازی‌های نامحدود باشیم با خواندن این کتاب متوجه می‌شویم که چگونه بعضی از شرکت‌ها و برندها از طوفان‌ها و بحران‌ها جان سالم به‌در می‌برند اما برخی با کوچک‌ترین باد ناملایمی شکسته و نابود می‌شوند. بخشی از پاسخ به اولویت‌بندی‌ها برمی‌گردد:

سازمان‌هایی که اراده را در اولویت قرار می‌دهند در نهایت نسبت به سازمان‌هایی که اولویتشان منابع است تاب‌آورترند (ص: ۱۰۵).

 

کتاب «بازی نامحدود» نوشتهٔ سایمون سینک است و در ۲۱۳ صفحه هم از کارهایی می‌گوید که باید انجام دهیم و هم کارهایی که باید از آن‌ها فاصله بگیریم.

این کتاب را چه کسانی باید بخوانند؟

۱.اگر کسب و کار کوچک یا بزرگی را می‌چرخانید،

۲.اگر درگیر هدف‌گذاری واستراتژی‌نویسی هستید،

۳.اگر مدیریت بخشی کوچک یا سازمانی بزرگ را برعهده دارید،

۴.اگر با وجود همهٔ موفقیت‌ها نتایج راضی‌تان نمی‌کند،

این کتاب و راهکارهایش نسخهٔ اصلی شماست.

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.