«فرهنگ لغات عامیانه»؛ حاصلِ رنج چهل ساله

306
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

محمدعلی جمالزاده چهل سال در نوشته‌های ادبا و گفته‌های مردم کوچه و بازار دقیق شد تا «فرهنگ لغات عامیانه» را به زبان فارسی پیشکش کند. این فرهنگ لغات شامل ۷۲۰۰ کلمهٔ عامیانه است که جمالزاده به محض شنیدن هر کدامْ آن را بر جعبهٔ سیگار یا قوطی کبریت می‌نوشت تا فراموش نشوند. پس از سال‌ها جمع‌آوری واژگان عامیانه، «گنجه کاغذهای پریشانِ» جمالزاده شبیه «دکان جادوگران» شده بود اما ایرج افشار و محمدجعفر محجوب به آن سامان دادند و کتاب فرهنگ لغات عامیانه را در سال ۱۳۳۸ منتشر کردند.

جمالزاده به سراغ واژگانی رفت که میان عموم مردم رایج بوده است اما فضیلت‌فروشان حاضر نبودند آن را در لغت‌نامه‌ها ثبت کنند. آن‌ها نه تنها صدای مردم را ناشنیده می‌گذاشتند بلکه واژگان عوامانه راه یافته به متون ادبا و علمای پیشین را هم یکسره ناخوانده می‌گذاشتند و خود را در جایگاه اعطای مجوز به واژگانِ مردم‌ساخته می‌دیدند. بنابراین، عجیب نبود که واژگان مردم مورد قبول آنانی که نسبتی با مردم ندارند، نباشد و بی‌مجوز و پا در هوا بماند.

حالا شصت و یکسال از زمان چاپ «فرهنگ لغات عامیانه» می‌گذرد و در این سال‌ها واژگان عامیانه جدیدی وارد زبان فارسی شده است اما هنوز بسیاری تلاش می‌کنند تا آن را نشنوند و نخوانند. جمالزاده که خود علیه چنین معلمانِ اخلاقِ عبوسی قدعلم کرده بود، همیشه امید داشت تا دیگران هم راه او را ادامه دهند و زبان فارسی را غنی‌تر کنند و به این فرهنگ لغات بسنده نکنند. زیرا آن‌چنان که دهخدا می‌گوید «عامه همیشه واضعین لغتند.» هر چند بسیاری توان دیدن قدرت «عامه» را ندارند و حاضر نیستند آن را بپذیرند اما جمالزاده به آن‌چه دهخدا گفت مومن بود و توصیهٔ او را جدی گرفت:

..اینک بیش از هزار سال است که این الفاظ متراکم شده و ارباب قلم از استعمال آن پرهیز می‌کنند. لکن بی‌شک آن الفاظ باید در تداول خواص درآید و در لغت‌نامه درج گردد. کلملت بسیاری در تداول عوام است که گاهی مرادفی در زبان ادبی دارد و گاه ندارد و برای توانگر شدن زبان استعمال هر دو نوع آن کلمات به گمان من لازم است…(ص: ۸۶)

آن‌چنان که از توضیحات دهخدا هم معلوم است، جمع‌آوری لغات عامیانه غیر از گردآوری واژگان محلی یا ضرب‌المثل‌ها است. جمالزاده هم در «فرهنگ لغات عامیانه» به سراغ ضرب‌المثل‌ها و واژگان محلی نرفته، بلکه برای هر واژه عامیانه توضیحات مختصری آورده است و از خیر ریشه‌یابی آن‌ها گذشته است. مثلاً در مدخل «ب» از واژه «باجِ شغال» یاد کرده و این توضیحات را آورده است:

چیزی است که به اجبار به بستگان اشخاص قلدر و مقتدر باید داد.   

اغلب واژگان گردآوری شده در «فرهنگ لغات عامیانه» منفرد است اما گاهی هم از واژگان مرکبی یاد می‌کند که تنه به تنهٔ اصطلاحات فارسی می‌زنند. مثلاً در مدخل «چ» از واژهٔ «چس پس طهارت» می‌نویسد:

آدم حقیر و ناقابل که پای از گلیم خویش بیرون می‌گذارد و بیش از حدی که سزاوار اوست در کارها دخالت می‌کند.

کار یکدست کردن رسم‌الخط و علائم نگارشی این اثر با علی دهباشی بوده است. آن‌چنان که در مقدمه کتاب گفته شده او با توجه به تغییرات زبان فارسی اصلاحاتی را اعمال کرده اما در عین حال به خوانندگان وعده می‌دهد که سبک و زبان جمالزاده را نیز در نظر گرفته و به  آن آسیبی وارد نکرده است. با این حال، رسم‌الخط مقدمه کتاب با دیگر بخش‌های آن هماهنگ نیست و در بخش اصلی کتاب هم از علائم‌گذاری‌های متداول در فرهنگ‌های لغات دریغ شده است و این فقدانْ کار خواندن این کلمات را دشوار می‌کند.

چاپ جدید فرهنگ لغات عامیانه به تازگی از سوی نشر علم منتشر شده است.

اگر دربارهٔ فرهنگ مطالعه می‌کنید، این معرفی را هم بخوانید. 
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.