لئونارد کوهن ؛ اسطوره موسیقی و خالق بازندگان نازنین

322
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

اگر از شنوندگان آثار لئونارد کوهن باشید حتما می‌دانید که او در سبک موسیقی خودش (پاپ و راک) اسطوره‌ای تکرار‌نشدنی بود. اسطوره‌ ای که نه تنها در موسیقی خارق‌العاده بود بلکه در عالم نویسندگی هم استعداد ویژه‌ای داشت. مجموعه شعرهایش، دو رمان و موفقیت ترانه‌های بسیاری که برای آهنگ‌هایش سرود، گواهی‌ست بر توانایی او در نویسندگی . کوهن در دوران دانشجویی‌اش در رشته زبان انگلیسی تحصیل کرد و به خاطر چندشعری که سرود از دانشگاه جایزه ادبی دریافت کرد. این افتخار مقدمه‌ای شد تا او اولین مجموعه شعرش را در همان دوران منتشر کند. زمینه موفقیت او در دنیای موسیقی البته از دوران نوجوانی‌اش فراهم شد و دست آخر در سال ۱۹۶۷ توانست اولین آلبومش را با ترانه‌های خودش منتشر کند. تم ترانه‌های او اغلب از عشق، روابط زن و مرد، خیانت، مذهب و سیاست حکایت می‌کند. این‌ها همان موضوعاتی ست که در داستان‌هایش هم بروز و ظهور کرده است.

اگر آهنگ بارانی معروف آبی (Famous Blue Raincoat) کوهن را شنیده باشید، حتما خواندن این رمان شما را یاد آن ترانه می‌اندازد. ترانه ای معروف که روایت یک مثلث عشقی بین خواننده، نامزد و نفر سوم است که خواننده او را برادر من، قاتل من! خطاب می‌کند.
بازنده‌های نازنین

شخصیت‌ها:
قدیسه کاترین تکاکویتا
راوی گمنام؛ محقق بوم شناس و همسر ادیت
ادیت؛ همسر راوی
اف؛ بهترین دوست راوی؛ نماینده مجلس و رهبر جنبش جدایی طلب کبک

  • اف و راوی هر دو در یتیم‌خانه یسوعیان بزرگ شده‌اند.
  • راوی، ادیت و اف درگیر یک مثلث عشقی هستند.

دوستم اف یک عمر با آن آب‌و‌تاب همیشگی‌اش می گفت: “باید یاد بگیریم با شجاعت هرچه تمام در سطح متوقف بشیم. باید یاد بگیریم عاشق ظواهر بشیم.”

اف تو اتاق امن دیوانه‌خانه‌اش مرد، مغزش از یک عالمه کثافت‌کاری‌های خاک‌برسری ترکید.

کتاب به سه بخش تقسیم شده است:

  • کتاب اول: سرگذشت تمامشان
  • کتاب دوم: نامه بلندی از اف
  • کتاب سوم: بازنده‌های نازنین/ موخره ای در سوم شخص

درد چیزی‌ست که تو پوست حیوانات ذخیره شده. با افتخار اعلام می‌کنم از میلم برای فهمیدن اینکه ادیت و اف چندبار چه کار‌هایی باهم کرده‌اند چشم‌پوشی می‌کنم.

کتاب اول با این پرسش راوی شروع می‌شود: “تو کی هستی کاترین تکاکویتا؟”

در این بخش همسر راوی؛ ادیت در آسانسوری پنهان می‌شود تا شوهرش را بکشد، اما نقشه‌اش اشتباه از آب در‌می‌آید و خودش تلف می‌شود. راوی در طول این بخش از زبان دوستش اف متوجه روابط پنهانی بین این دو می‌شود. راوی و اف روابطی فراتر از دو دوست معمولی دارند. آن‌ها در تظاهراتی در مونترال شرکت می‌کنند جایی که راوی درگیر احساسات میهن‌‌خواهانه کبکی می‌شود و دست آخر مجبور می‌شود به خانه‌ای درختی فرار کند. اف در همانجا از خودش وصیتی به‌جا گذاشته است.

کتاب دوم، حاوی نامه‌ای‌ست که از اف برای راوی به جا مانده. اف این نامه را پنج سال قبل در یک مرکز کاردرمانی برای راوی نوشته، اما وصیت کرده که پنج سال بعد خوانده شود.

ادیت از آن‌هایی بود که آدم را هوایی می‌کرد برود دنبال عیاشی و یکجورهایی واسه‌ت مواد جور می‌کرد.یکبار شپش افتاد بهش. دوبار هم یک چیزی مثل خرچنگ. خرچنگ را خیلی کوچولو یه گوشه می‌نویسم چون واسه هر چیزی زمان و مکان مناسبی هست و یک پرستار جوان الان دور و برم است که دارد با خودش فکر می‌کند آیا جذب قدرتم شده یا فقط دارد بهم ترحم می‌کند. به نظرم زندانی برنامه‌های درمانی شده‌ام.

در پایان کتاب دوم، چهارسال پایانی زندگی تکاکویتا و مروری بر زندگی مقدس‌مآبانه او را می‌خوانیم.

راس سه‌و‌نیم بعدازظهر مرد. هفدهم آوریل ۱۶۸۰ بود. چهارشنبه مقدس، کاترین بیست‌و‌چهار سالش بود. ما الان وسط آن بعدازظهریم.

کتاب سوم، با شخصیتی پیر در یک خانه درختی درب و داغان آغاز می‌شود… .

بهار یک محصول وارداتی عجیب و غریب است، مثل یک مشت تجهیزات هنگ کنگی واسه یک‌ذره عشق و عاشقی، فقط قد یک بعدازظهر طالبشیم و اگر لازم باشد همین فردا برای حق گمرکش رای می‌دهیم.

زبان نویسنده سرشار از تکنیک‌های ادبی، نماد، استعارات و کنایات بدیع است. تم داستان با محوریت موضوعاتی چون عرفان، خیانت، عشق و روابط و تابوشکنی‌های جنسی، رادیکالیسم و نشانه هایی از مصرف مواد مخدر در  دهه ۱۹۶۰ است.

رابرت فولفورد منتقد “بازندگان نازنین” را یکی از شورشی‌ترین رمان‌هایی که در کانادا نوشته است خوانده است.

دارم تا حد مرگ تو این خانه درختی لعنتی یخ می‌زنم. فکر می‌کردم طبیعت بهتر از آن آشپزخانه زیرزمینی نمورم است. فکر می‌کردم سر و صدای پرنده‌ها از غژغژ آسانسوره قشنگ‌تر باشد. متخصصینی که با دستگاه‌های ضبط صدا کار می‌کنند می‌گویند چیزی که به عنوان یک نت تو صدای پرنده‌ها می‌شنویم در اصل ترکیبی از ده یا دوازده‌تا صدای مختلف است که حیوانات با هارمونی‌های زلال و زیبایی سرهمش می‌کنند. اگر نوار را آهسته پخش کنید متوجه می‌شوید.

لئونارد کوهن

لئونارد کوهن خواننده، ترانه سرا و نویسنده محبوب کانادایی در سال ۱۹۳۴ در وستمونت کانادا متولد شد. کوهن اولین رمان خود “بازی محبوب” را در سال ۱۹۶۳ نوشت و بعد دست به کار نگارش “بازنده‌های نازنین” در سال‌های ۱۹۶۴ و ۱۹۶۵ شد. او این داستان را تحت مصرف آمفتامین و روزه‌داری نوشته است. درابتدا فروش رمان ناامیدکننده بود و مورد بی‌مهری منتقدان قرار گرفت. اما بعد از  شهرت کوهن در عالم موسیقی مورد توجه انتقادی و تجاری قرار گرفت. در سال ۱۹۹۰ این اثر به یازده زبان ترجمه شد. این رمان پست‌مدرنیسم را وارد ادبیات داستانی کانادا کرد.

لئونارد کوهن

 

محمد رزازیان؛ مترجم داستان در مصاحبه ای با هنرآنلاین درباره داستان کتاب می‌گوید: از روایت شکنجه مبلغین کلیسای کاتولیک، توسط بومی‌های قرن هفدهمی مستعمره‌نشین مونترال گرفته تا حوادث مربوط به انقلاب جدایی‌طلبان آن منطقه در دهه شصت، از مغازله با شبح قدیسه‌ای سرخ‌پوست که به شکلی غیرمنتظره به کام مرگ می‌رود تا سرنوشت یک مثلث عجیب عاطفی، داستان کوهن بین خیال و واقعیت شناور است. حتی با معیارهای فعلی هم او در روایت چنین قصه‌ای جسارت نشان داده.”

محمد رزازیان

نشر نیماژ بازنده‌های نازنین را با ترجمه محمد رزازیان در قطع رقعی منتشر کرده است.

 

مجلۀ اینترنتی ۳۰بوک

شما را به مطالعۀ سایر مطالب مرتبط با لئونارد کوهن دعوت می‌کنیم.

شاید برایتان جالب باشد
1 نظر
  1. مجید رضایی می گوید

    سلام خدا قوت.کارتون عالیه.pdf به زبان انگلیسی دارم میخواستم بدونم به زبان فارسی از آثار کوهن میشه pdf رو سایت بذارید خیلی ممنون

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.