مایا آنجلو، نویسنده‌ای که از خاکسترش برخاست

169
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

مایا آنجلو نه تنها نویسنده‌ای معروف در سطح جهان، بلکه شاعر، رقاص، خواننده، فعال اجتماعی و روشنفکر هم بود. اما همه اینها را راحت به دست نیاورد.

چهارم آوریل ۱۹۲۸ «مارگرت آنی جانسون» که دنیا او را به نام مایا آنجلو می‌شناسد؛ در سنت‌لوئیس، میزوری به دنیا آمد. ازدواج پدر و مادرش یک ازدواج شکست خورده‌بود. در نتیجهٔ جدایی آنها، مایا، برای ادامه زندگی، راهی خانه مادربزرگ مادری‌اش واقع در ایالت آرکانزاس شد.

نام «مایا» را برادرش بیلی در همان سال‌ها روی او گذاشت و برای همیشه ماندگار شد. تقریبا هفت ساله بود که بازگشت تا با مادرش زندگی کند. غافل از اینکه اولین تراژدی زندگی‌اش در همان سال قرار بود برایش رقم بخورد.

اوایل بازگشتش بود که دوست‌پسر مادرش به مایا تجاوز کرد. او کمی بعد به زندان افتاد و بعد از آزادی در یکی از خیابان‌های اطراف خانه آنها کشته‌شد. اعتقاد بر این بود که اعتراف مایا به تجاوز در مرگش موثر بوده.

بعد از آن واقعه مایا آنجلو به مدت ۶ سال ساکت شد و هیچ حرفی نزد. در دوران سکوت و در آستانه آغاز دوره نوجوانی بار دیگر به خانه مادربزرگش بازگشت.

این سکوت سرآغاز کشف دنیای نوشتن و معجزه کلمات بود. آنجلو در دوران کودکی شعر می‌گفت و دفتر خاطرات روزانه‌اش را مرتب و منظم می‌نوشت. وقتی به آرکانزاس بازگشت، معجزه شعر را کشف کرد، با شکسپیر آشنا و در آثار ادگان آلن‌پو غرق شد.

تا پیش از شروع جنگ‌جهانی دوم، تصمیم گرفته‌شد تا مایا برای زندگی پیش مادرش برگردد. او این بار باید به اوکلند در کالیفرنیا نقل مکان می‌کرد. وقتی به دبیرستان رفت تصمیم گرفت در کلاس‌های رقص و بازیگری مدرسه ثبت‌نام کند.

 

با شروع جنگ تلاش مایا آنجلو برای پیوستن به ارتش زنان به جایی نرسید. مدرسه او در کالیفرنیا مخصوص بچه‌های طبقه کارگر بود و او را به خاطر اینکه در مدرسه‌ای درس می‌خواند که تمایلات کمونیستی داشت، رد کردند. اما آنجلو در تصمیماتش مصمم بود. این بار تصمیم گرفت شغلی برای خودش دست‌وپا کند.

با وجود آنکه ۱۵ ساله بود شانسش را برای گرفتن شغل راهبری تراموا امتحان کرد. به خاطر جنگ مردها در ارتش بودند و زنان می‌توانستند جای آنها را بگیرند. اما اشکال در این بود که مایا آنجلو از نژادی دیگر بود و  رنگ پوستش فرق می‌کرد. به مدت سه هفته و هر روز، برای این شغل درخواست رسمی پر کرد. در آخر، شرکت تصمیم گرفت فرصتی به او بدهد. آنجلو در فرم استخدام نوشت که ۱۹ سال دارد. عاقبت این شغل را به دست آورد و به نخستین زن سیاه‌پوست راهبر وسایل نقلیه‌عمومی در سان‌فرانسیسکو تبدیل شد.

مایا آنجلو

با شروع مدرسه‌ها دوره این شغل تابستانی هم به سر آمد. مایا آنجلو به مدرسه برگشت تا سال آخر دبیرستانش را تمام کند اما در دوران تحصیل باردار شد و بعد از جشن فارغ‌التحصیلی پسرش را به دنیا آورد.

با پایان مدرسه، زندگی‌اش پر جنب‌وجوش‌تر شد و در هر فعالیتی برای حقوق مدنی سیاهپوست‌ها شرکت می‌کرد. او در ایالت‌های شمالی مسئول هماهنگی جنبشی بود که مارتین‌لوتر کینگ، سال ۱۹۵۷، پایه‌گذاری کرده‌بود.

مایا آنجلو

در همان دهه ۱۹۵۰ نویسندگان آفریقایی تبار آمریکا در نیویورک انجمنی را برای پرورش و حمایت از آثار نویسندگان سیاهپوست در هارلم تشکیل دادند. آنجلو، یکی از نخستین اعضای این انجمن بود و نوشتن کتاب «می‌دانم چرا پرنده در قفس می‌خواند» را تازه شروع کرده‌بود. کتاب در نهایت سال ۱۹۶۹ منتشر شد و بلافاصله نامش در لیست کتاب‌هایی قرار گرفت که برای دریافت جایزه کتاب ملی آمریکا کاندید شده‌بودند.

کتاب خود زندگی‌نامه نوشت آنجلو تا پایان ۱۶ سالگی‌اش بود که با استقبال رو به رو شد و ترجمه‌هایش به زبان‌های مختلف توانست به فروش میلیون‌ها کپی از آن در دنیا کمک کند. (این کتاب با ترجمه ژاله متحدین توسط نشر دیگر در سال ۱۳۸۹ در ایران منتشر شد.)

در کنار همه اینها آنجلو در کار رقص و آواز بود و صحنه را خوب می‌شناخت. چندین کتاب شعر دارد که معروف‌ترین آنها «جرعه‌ای آب خنک به من بدهید، دارم می‌میرم» است. کتاب شعر «نبض صبح» او هم سال ۱۹۹۴ برنده جایزه آثار گفتاری گرمی را به دست آورد. اشعار کتاب برای تحلیف مراسم ریاست‌جمهوری بیل کلینتون در سال ۱۹۹۳ نوشته شده‌بود.

دانشگاه‌های زیادی در آمریکا و سایر نقاط جهان از فعالیت‌های آنجلو در حوزه ادبیات قدردانی کردند. سال ۱۹۸۱ دانشکاه ویک‌فورست پیشنهاد کرد برای رشته مطالعات آمریکا در این دانشگاه مشغول به کار شود. سخنرانی‌های زیادی انجام داد و درجه‌های افتخاری زیادی از سوی دانشگاه‌های مختلفی دریافت کرد.

۲۸ ماه می سال ۲۰۱۴، زندگی پر بار این نویسنده به پایان رسید. برای زنده نگه داشتن یاد او و ارج نهادن به میراثش شرکت پست آمریکا تمبر یادبودی با تصویر مایا آنجلو چاپ کرد.

 

اگر زندگی‌نامه نویسنده‌ها را دوست دارید، نوشته زیر را بخوانید.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.