درباره معنی زندگی چه می‌‌ دانیم؟

زندگی ما چه معنایی دارد؟

291
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

ویل دورانت که نامش بیش از هر چیز ما را به یاد مهم‌ترین اثرش یعنی تاریخ تمدن می اندازد، کتاب مهم دیگری به نام دربارۀ معنی زندگی دارد. این کتاب هفته‌های بی‌شماری در فهرست پرفروش‌های فروشگاه ۳۰بوک بوده و نامش هم در فهرست ۱۰۰ کتاب برتر آمده است. اما به راستی معنای زندگی چیست؟ این همان مسئله‌ایست که سالیانِ پیش مردی با ویل دورانت در میان گذاشت و او را به نوشتن این کتاب وا‌داشت.

از متن کتاب:

آن مرد از وی درخواست کرد دلایلی به دست او بدهد که چرا نباید خودش را بکشد، وگرنه خودکشی خواهد کرد.

صفحۀ ۱۱

ویل دورانت به او گفت کسب و کاری دست‌و‌پا کند، غذای خوب بخورد و… . اما مشکل اوهیچ‌کدام از این‌ها نبود. ویل دورانت از سرانجام آن فرد اطلاعی نیافت اما همین مسئله باعث شد تا نامه‌ای به بیش از صد شخصیت مشهور بفرستد، از آن‌ها سوال کند که معنای زندگی چیست و در نهایت کتابی بنویسد که بخش اول آن را به معنای زندگی از نگاه دین، تاریخ، سیاست و علم اختصاص دهد و بخش دومش پاسخ تعداد زیادی از افراد مشهور تا یک زندانی حبس ابد در رابطه با معنای زندگی باشد. افرادی که هر‌کدام راه‌های متفاوتی را طی کرده‌اند تا به معنای زندگی پی ببرند. اما وجه مشترک این پاسخ‌ها چیست؟ چه کسی چم و خم معنای زندگی را می‌داند؟ آیا واقعا این دیدگاه‌ها می‌توانند پاسخگوی عطش انسان امروز باشند؟
دست آخر هم دورانت بخش سوم کتاب را رو می‌کند و ما با نامۀ شگفت انگیزی مواجه می‌شویم که دورانت به فردِ در آستانۀ خودکشی نوشته است.

شما را دعوت می‌کنیم تا جهت آشنایی بیشتر با این کتاب به دو پاسخی که در این معرفی گنجانده‌ شده است نگاهی بیاندازید.

شاید جالب باشد که بدانید آخرین، کوتاه‌ترین و به عقیدۀ ویل دورانت خردمندانه‌ترین پاسخ از آن جورج برنارد شاو، نمایشنامه‌نویس معروف بریتانیایی‌ست:

آخر من از کجا بدانم؟
آیا خود سوال اصلا معنایی دارد؟

صفحۀ ۱۲۵

شاید هم اگر از ما بپرسند که پاسخ یک زندانی حبس ابد به این سوال چه می‌تواند باشد بخندیم و بگوییم هیچ!
اما اگر برای شگفت‌زده شدن آماده هستید این قسمت از کتاب را حتما مطالعه کنید:

نمی‌دانم تقدیر ما را به چه مقصد بزرگی هدایت می‌کند؛ اهمیت چندانی هم برایم ندارد. مدت‌ها پیش از رسیدن به آن نقطه، من نقشم را بازی کرده‌ام و حرف‌هایم را زده‌ام و از دنیا رفته‌ام. تمام دل‌مشغولی من این است که نقش خودم را چطور ایفا کنم. تسلی خاطرم، الهامم، و گنجینه‌ام، در علم به این نکته نهفته است که من جزئی جایگزین‌ناپذیر از این حرکت هستم، حرکت بزرگ و حیرت‌انگیز و پیش‌رونده‌ای که زندگی نام دارد. و می‌دانم که هیچ چیز_نه طاعون، نه درد جسمی، نه افسردگی، و نه حتی زندان_نمی‌تواند این نقش را از من بگیرد.

صفحۀ ۱۲۱ و ۱۲۲

نکته جالب توجه اینجاست که هر کدام از این پاسخ‌ها ما را به طرز متفاوتی به فکر فرو می‌برد تا به جواب یک سوال واحد پی ببریم!

این کتاب که متاسفانه تا سال‌ها چاپی از متن اصلی آن در دسترس نبود به همت جان لیتل در سال ۲۰۰۵ ویراستاری و منتشر شد. در ایران هم با ترجمۀ شهاب‌الدین عباسی در ۱۴۸ صفحه از طرف نشر کتاب پارسه منتشر شده است و در حال حاضر به چاپ سی و دوم رسیده و با استقبال بسیار خوبی مواجه شده است. با توجه به این آمار شاید بهتر باشد بار دیگر بپرسیم که آیا این کتاب می‌تواند پاسخگوی عطش انسان امروز برای کشف معنی زندگی باشد؟

نظر شما چیست؟ آیا این کتاب را خوانده‌اید؟ انگیزه و هدف شما برای ادامۀ زندگی از کجا نشات می‌گیرد؟

 

ویکتور فرانکل هم کتابی با عنوان انسان در جست‌و‌جوی معنا نوشته‌است که چنانچه مطالعۀ مطلب بالا برای‌تان لذت‌بخش بود پیشنهاد می‌کنیم از مطالعۀ این مطلب هم غافل نشوید.

شاید برایتان جالب باشد
2 نظرات
  1. مهدی صبوری می گوید

    کتاب خوبیه ولی فوق العاده نیست. راستش انتظار بیشتری از این کتاب داشتم با تجوه به عنوان کتاب. مفهوم کتاب کمی سنگین هستش و به زبان ساده نوشته نشده و حتی جوابایی که دادن به نامه دورانت از نظر من زیاد جالب نبودن به جز شمار اندکی از اونا. (البته این نظر شخصیه منه و امیدوارم کسایی که این کتاب مطالعه میکنن لذت کافی رو برده باشن)

  2. مجله 30بوک می گوید

    از درج دیدگاهتون ممنونیم 🙂

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × دو =