مغازه خودکشی، یک فانتزی سیاه تکان دهنده

بازی مرگ و زندگی

590
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

آمار خودکشی عجیب است. سالانه افراد زیادی به دلیل افسردگی یا دلایل دیگر دست به خودکشی می‌زنند. حال تصور کنید که در این میان یک مغازۀ فروش ادوات خودکشی هم در هر شهر باشد تا مردم دیگر حتی برای خودکشی هم به زحمت نیافتند! نظرتان چیست؟

ژان تولی، نویسندۀ فرانسوی  رمانی در این باب نوشته است. رمانی کوتاه که مغازۀ خودکشی نام دارد و معروف‌ترین رمان اوست. این رمان پس از انتشار در سال ۲۰۰۷ توجهات زیادی را به خود جلب کرد.

در رمان چه می‌گذرد؟

خانوادۀ تواچ صاحب یک مغازۀ فروش لوازم خودکشی هستند و در دوره‌ای که خودکشی امری لازم است زندگی می‌کنند. تنها دلیل عدم خودکشی آن‌ها هم سرِ پا نگه‌داشتن مغازه و فروش وسایل لازم برای این کار است.

از متن کتاب:

خیلی از مردم آماتورند. می‌دونید از هر صد و پنجاه هزار نفری که دست به خودکشی می‌زنند، صد و سی و هشت هزار نفر شکست می‌خورند. اغلب‌شون علیل می‌شن و می‌افتن روی ویلچر، از ریخت و قیافه می‌افتند، ولی ما… اینطوری نیستیم. ما خودکشی رو تضمین می‌کنیم. اگه نمردید پول‌تون رو پس می‌دیم.

در این شهر بدبختی از سر‌و‌کول همه می‌بارد و این نه تنها بد نیست بلکه مایۀ افتخار است! خنده که هیچ، لبخندی کافی‌ست تا کسی به تافتۀ جدا‌بافته‌ای تبدیل شود. همه به مصیبت‌ها فکرمی‌کنند و همه چیز تمام و کمال نکبت است تا زمانی که یکی از مشتریان متوجه لبخند فرزند تازه متولد‌شدۀ خانوادۀ تواچ، آلن می‌شود. همه تعجب می‌کنند و مادر خانواده منکر لبخند فرزندش می‌شود، غافل از اینکه آلن آمده‌است تا امید بیاورد.

بر اساس این رمان انیمیشینی در سال ۲۰۱۲ ساخته شده است که شما را به تماشای بخشی از آن دعوت می‌کنیم:

سبک رمان چیست؟

سبک مورد استفادۀ ژان تولی در این رمان طنز سیاه است. طنز ظریفی در نحوۀ رویارویی شخصیت‌های داستان با ماجرای مرگ و خودکشی وجود دارد که این موارد را هم‌چون اموری پیش پا افتاده و دمِ‌دستی نشان می‌دهد. انگار ژان تولی خوب بلد است خواننده را اذیت کند، اما جنس این اذیت متفاوت است و کاری می‌کند که تا به اصل ماجرا پی نبرده‌ایم بیخیال نشویم.

مادرش با یک سینی فلزی از آشپزخانه خارج شد. کیک تولد روی سینی به شکل تابوت بود. پدرش کنار میزگرد اتاق غذاخوری ایستاده‌بود. چوب‌پنبه‌ی بطری شامپاین را درآورد و اولین لیوان آن را به سلامتی دخترش بلند کرد. ((تبریک می‌گم عزیزم، یک سال از عمرت کمتر شد.))

یکی از ویژگی‌های جالب توجه رمان هم تطابق نام شخصیت‌های اصلی داستان با نام افراد مشهوری‌ست که دست به خودکشی زدند. پدر خانواده میشیما، مادر خانواده لوکریس و سه فرزند‌شان ونسان، مرلین و آلن نام دارند. میشیما یادآور یوکیو میشیما نویسنده و شاعر معروف ژاپنی‌ست که به روش هاراکیری خودکشی کرد. ونسان یادآور ونسان ونگوگ، نقاش مشهور هلندی‌ست که به قلب خود شلیک کرد. نام مرلین تداعی کنندۀ نام مرلین مونرو؛ بازیگر معروف آمریکایی‌ست که با مصرف بیش از حد دارو‌های خواب‌آور به خواب ابدی فرو رفت و نام آلن هم برگرفته از نام آلن تورینگ دانشمند و ریاضی‌دان نابغۀ انگلیسی‌ست که به دلیل خوردن سیبی که آن را آلوده به سم کرده بود از دنیا رفت.

در این رمان خودکشی و امید به زندگی دو خط موازی داستان را تشکیل می‌دهند. اما سرانجام کدام یک می‌تواند پیروز شود؟

کتابی که از آن سخن گفتیم چندی‌ست که با ترجمۀ احسان کرم ویسی و توسط نشر چشمه در ۱۱۴ صفحه منتشر شده است. این کتاب هفته‌های بسیاری در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌های فروشگاه ۳۰بوک قرار گرفته و پر طرفدار است. شما چه فکر می‌کنید؟ دلیل محبوبیت این کتاب را چه می‌دانید؟

ژان تولی

دربارۀ نویسنده:
ژان تولی کاریکارتوریست، فیلم‌نامه نویس و رمان نویس فرانسوی است که در ۲۶ فوریه ۱۹۵۶ به دنیا آمد. عرصۀ نویسندگی تا کنون جوایز زیادی را برای او به ارمغان آورده است. آشنایی فارسی زبانان با این نویسنده برای نخستین بار هم با ترجمۀ کتاب مغازۀ خودکشی به فارسی صورت گرفت.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.