ملاقات با فاکنر در دانشگاه

351
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

تصویرِ داستان‌نویس در ذهن خیلی‌ها آدمی است شبْ‌زنده‌دار و بی‌اعصاب که معمولاً با یک بطری خالی در دست و سیگاری بر لب ظاهر می‌شود. داستان‌نویس‌ها یا دستکم آن غول‌های داستان‌نویسی که ردپایشان تا ابد در راه ادبیات می‌ماند، چنان سیمای دور و دسترس‌ناپذیری دارند که انگار تنها راه برقراری ارتباط با آن‌ها، خواندن داستان‌هایشان است. بعضی به خواندن داستان‌ها کفایت می‌کنند اما خیلی‌ها هم هستند که ولع بیشتر دانستن دربارهٔ نویسنده رهایشان نمی‌کند و مرتباً از خودشان می‌پرسند آن کسی که «خشم و هیاهو» و «برخیز ای موسی!» و «گور به گور» را نوشته، دربارهٔ سیاست و نژادپرستی چه فکری می‌کرده است؟ یا اصلاً چگونه چنین شاهکارهایی ساخته است؟

«فاکنر در دانشگاه» نام کتابی است که یکی از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان جهان را نه با آن بطری‌خالی و سیگار بر لب بلکه با کت‌وشلوار و در کرسی استادی مجسم کرده است. ویلیام فاکنر ده سال پس از آن‌که برندهٔ جایزه نوبل(۱۹۴۹) شد برای تدریس به دانشگاه ویرجینیا دعوت شد. فاکنر دو ترم رسماً استاد بود و ۳۷ جلسه سر کلاس رفت. در این ۳۷ جلسه هم داستان‌هایش را می‌خواند و هم سوال‌های دانشجویان و علاقمندانش را جواب می‌داد. شرکت‌کنندگان کلاس‌های فاکنر از او چیزی بالغ بر ۲ هزار سوال پرسیدند. یعنی تقریباً می‌توان گفت او را واداشتند تا از هر دری سخن بگوید و احتمالاً دیگر سوالی نیست که در ذهن خواننده آثار فاکنر باشد و پیش‌تر کسی از او نپرسیده باشد. کتاب «فاکنر در دانشگاه» همان سوال‌ها و جواب‌ها را جمع‌آوری کرده است. هویت سوال‌کنندگان معلوم نیست اما خیلی از سوال‌ها زادهٔ ذهن‌هایی است که رویای نوشتن دارند و فکر می‌کنند زبان فاکنر همان عصای موسی است که می‌توان با آن راه پرخطر نوشتن را شکافت و به سلامت از آن عبور کرد:

پرسش: آیا هیچ‌وقت خودتان را در داستانی قرار داده‌اید، مثل کاری که همینگوی می‌کند؟

پاسخ: نه و گمان نمی‌کنم که همینگوی هم این کار را بکند. به نظرم هر نویسندهٔ لایقی معتقد است که می‌تواند آدم‌هایی بسیار بهتر از آدم‌هایی که خدا آفریده بیافریند (ص: ۱۶۳).

احتمالاً این کتاب برای همهٔ نویسندگان بالقوه یا بالفعل اما هنوز جوان و ناشناس خواندنی است اما از جواب‌های فاکنر اینطور برمی‌آید که چندان دل‌خوشی از این نویسندگان نداشته است:

به نظر من هر نویسنده‌ای که دست‌نوشته‌ای را برایتان می‌آورد که بخوانید، می‌توانید با نخواندنش در وقت‌تان صرفه‌جویی کنید چون آن‌هایی که کتاب‌های خوب می‌نویسند وقت ندارند آن را پیش شما بیاورند و بگویند این را بخوانید. اهمیتی نمی‌دهند که شما می‌خوانیدش یا نه یا از آن خوشتان می‌آید یا نه. این‌ها نویسندگان خوب هستند (ص: ۱۹۴).

علاقمندانِ انگلیسی‌زبان فاکنر خیلی پیش‌تر از این‌ها به کتاب «فاکنر در دانشگاه» دسترسی پیدا کردند اما فارسی‌زبانان باید ۶۰ سال صبر می‌کردند تا بالاخره کتاب به دست مترجمی توانمند یعنی احد علیقلیان برسد.

این کتاب را نشر مرکز در ۳۶۶ صفحه به‌تازگی منتشر کرده است.

شاید این مطلب را هم بپسندید.
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.