نزاع دانشکده ها بر سر چیست؟

273
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

«نزاع دانشکده‌ ها» در آخرین سال‌های قرن هیجدهم (۱۷۹۸) منتشر شد و در واقع آخرین اثر منتشر شده از کانت به حساب می‌آید. این کتاب دربرگیرندهٔ سه مقاله مختلف است که هر کدام در زمانی متفاوت و با هدفی خاص نوشته شد. اما هر سه این مقالات براساس دغدغهٔ مشترکی نوشته شدند و می‌توان آن‌ها را در یک کتاب قرار داد. در هر بخش این کتاب شاهد نزاع دانشکده فرودست یعنی فلسفه با سه دانشکده فرادست دیگر یعنی الهیات و حقوق و طب هستیم. موضوع نزاع دانشکده فلسفله با هر یک از سه دانشکده الهیات و حقوق و طب متفاوت است اما آن‌چه ثابت می‌ماند جایگاه فرودستانهٔ دانشکده فلسفه و خیانت دانشکده‌های فرادست به روشنگری و البته نقد گزندهٔ کانت است.

دانشکده‌های الهیات و حقوق و طب برای حکومت‌ها اهمیت بنیادین دارند و هر کدام آموزه‌هایی را ترویج می‌کنند که مقوم پایه و اساس حکومت‌ها به حساب می‌آیند اما در مقابل دانشکده فلسفه با تاکید مداوم بر خردورزی صدای مخالفی ناخوشایند است:

مطابق عقل (یعنی به نحو عینی) در بین محرک‌هایی که حکومت می‌تواند به منظور دستیابی به هدفش (نفوذ بر مردم) به‌کار گیرد، ترتیب زیر وجود دارد: سعادت ابدی هر فرد در مرتبهٔ نخست قرار دارد، در پی آن سعادت مدنی او به عنوان عضوی از جامعه می‌آید و در آخر سعادت بدنی‌اش (زندگی طولانی و تندرستی).

سعادت ابدی وعده‌ای است که دانشکده الهیات می‌دهد و مژدهٔ سعادت مدنی و سعادت بدنی نیز از دانشکده‌های حقوق و طب شنیده می‌شود. این سه دانشکدهٔ فرادست ادعاهای اغراق‌آمیزی دارند و این وظیفه دانشکدهٔ فلسفه است تا دغلکاران را رسوا کند و نشان دهد که هیچ راهی نداریم جز پیروی از عقل سلیم. این دانشکده فلسفه است که می‌تواند و باید شهروندان را از خواب و خیال تحقق معجزات بیدار کند:

کاسب‌کاران سه دانشکده فرادست همواره چنین معجزه‌گرانی خواهند بود، مگر آن‌که دانشکده فلسفه اجازه یابد به طور علنی با آن‌ها مقابله کند. نه به منظور برچیدن آموزه‌های آن‌ها بلکه تنها برای انکار قدرت جادویی‌ای که عموم به طور خرافی به این آموزه‌ها و به آداب مرتبط به آن آموزه‌ها نسبت می‌دهند؛ چنان که گویی از طریق سپردن منفعلانهٔ خودشان به چنین راهنمایان حیله‌گری، مردم از هر گونه فعالیت فردی معاف می‌شوند…(ص: ۷۶)

چگونه نزاع دانشکده ها را بخوانیم؟

کتاب شامل دو مقدمه است. در مقدمه مترجم فارسی، خواننده متوجه می‌شود که ترجمهٔ کتاب از متن انگلیسی صورت گرفته اما در بعضی از موارد به متن آلمانی اثر هم مراجعه شده است. مترجم فارسی دربارهٔ انتخاب برخی از واژگان توضیحاتی داده که خواندن آن پیش از شروع متن اصلی ضروری است.

در مقدمهٔ مترجم انگلیسی بر کتاب، خوانندگان با شرایط اجتماعی و سیاسی زمانه‌ای آشنا می‌شوند که کانت را واداشت تا «نزاع دانشکده‌ها» را بنویسد؛ فردریش کبیر در سال ۱۷۸۶ می‌میرد و شرایط برای به‌کار گرفتن خردِ خویش و خارج شدن از قیمومیت فکری از همیشه دشوارتر شد. با روی کار آمدن ویلهلم دوم که به عرفان تمایل داشت، شرایط از همیشه سخت‌تر شد و «کارزاری برای فرونشاندن روشنگری به راه افتاد». جنگی نابرابر و نامشروع علیه فلسفه و به نفع الهیات به‌پا خواست و دیگر کسی حق نداشت به اصول کلیسا نقدی وارد کند.

این شرایط بر زیست دانشگاهیان هم اثر گذاشت و اوضاع برای کانت تا مرز ممنوع‌القلم شدن پیش رفت. در چنین شرایطی است که اولین مقالهٔ این کتاب یعنی «نزاع دانشکدهٔ فلسفه با دانشکدهٔ الهیات» نوشته شد. این مقاله را باید تلاش کانت برای پاسداشت آزادی بیان و دفاع از استدلال در مقابل اعمال زور و نفوذ دانست.

کتاب نزاع دانشکده ها با ترجمهٔ سیده معصومه موسوی از سوی نشر شب‌خیز منتشر شده است.

شاید این مطلب را هم بپسندید. 
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.