نسل کشی ارامنه به شهادت کتاب‌ها

238
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

محلِ یک فاجعه شبیه به میدان نفتی است، با این تفاوت که نفت در زیر زمین و بی‌دخالت انسان ساخته می‌شود اما فاجعه بر روی زمین و به دست انسان رقم می‌خورد و در زمین پناه می‌گیرد. آن قطره قطره‌های خونی که بر زمین می‌ریزد، هیچوقت از بین نمی‌روند، آن‌ها تلنبار می‌شوند و روزی سر برمی‌آورند. «فاجعه» هم مانند «نفت» روزی فوران می‌کند و دیگر نمی‌توان وجودش را انکار کرد. برخلاف بختِ بلند میدان‌های نفتی در روزآمد شدن اسباب حفاری، برای بیرون کشیدن فجایع پنهان هنوز هم باید به قلم‌ها بیاویزیم تا خون‌ها را از درون خاک‌های سیاه بیرون آوریم و شب سیاه تاریخ را روشن کنیم.

نسل کشی ارامنه یا هولوکاست ارامنه یکی از فجایع قرن بیستم بود که باید آن را از درون خاک‌ها بیرون کشید تا سوخت ما باشد در فهم جهانی که از خون‌ و نفت ساخته شده است.

پیش‌تر از نسل‌کشی یهودی‌ها هم نوشته بودیم: ۳ اصل تکان‌دهنده‌ای که از هولوکاست یاد گرفتیم
  • نسل کشی ارامنه: جهان سخن می‌گوید

رد هر دعوا و فاجعه‌ای را می‌توان در «کلام» گرفت. از وقتی دو واژهٔ «نسل‌کشی» و «ارامنه» همنشین یکدیگر شدند، واکنش‌های مختلفی دیده و شنیده شده است. در یک سوی این ماجرا، دولت ترکیه قرار دارد که خود را میراث‌دار امپراتوری عثمانی می‌داند و سعادتش را در بازگشت به آن روزها می‌جوید. آن‌ها حاضر به قبول واقعیت «نسل‌کشی» نیستند و می‌خواهند آن را به چیزی کم‌تر تقلیل دهند و به جهان بقبولانند که آن‌چه رخ داد، سیستماتیک نبوده است. در سوی دیگر، بسیاری -از گذشته تا امروز- «آنْ واقعه» را نسل‌کشی و بخش ناگزیری از سیاست‌های قومی عثمانی خوانده‌اند و با قربانیان و بازماندگانش همدردی کرده‌اند. شاید آخرین مورد آن‌ها جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا، باشد اما فهرستْ بالا بلندتر از این حرف‌ها است. کتاب نسل‌کشی ارامنه: جهان سخن می‌گوید به نمایش کیفیت مواجههٔ جهان با اولین نسل‌کشی قرن بیستم می‌پردازد.

این کتاب از سه فصل اصلی تشکیل شده است. در فصل اول، خوانندگان «بیانیه‌های روسای جمهورها، مقامات دولتی و اشخاص برجسته» را می‌خوانند. کسانی مانند «شریف مکه» و هیتلر و چرچیل و.. هر یک اشاره‌ای کوتاه به «فاجعه بزرگ» می‌کنند اما این بیانیه‌ها بدون ترتیب زمانی و تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و شامل هیچ تفسیر و تحلیلی هم نشده‌اند.

بخش دوم به «قانون‌گذاران ملی: قوانین، قطعنامه‌ها، اعلامیه‌ها» اختصاص یافته است. در این فصل هم صرفاً داده‌هایی از بلژیک و آرژانتین و بولیوی و بلغارستان و.. جمع‌آوری شده‌اند و در سطح داده باقی می‌مانند و پردازشی بر آن‌ها صورت نمی‌گیرد. همین رویکرد در فصل سوم کتاب یعنی «بیانیه سازمان‌های بین‌المللی و پژوهشگران» نیز پی گرفته می‌شود.

این کتاب دربارهٔ کم و کیف نسل‌کشی ارامنه بحث نمی‌کند و دیدگاه‌های مخالف را به جدل نمی‌خواند بلکه صحت آن را مفروض می‌داند و بر بازنمایی جهانی این نسل‌کشی متمرکز است. کتاب نسل‌کشی ارامنه: جهان سخن می‌گوید برای پژوهشگران این حوزه می‌تواند همچون دستنامه و راهنما عمل کند. خوانندهٔ عادی نیز از خلال مطالب کتابْ با مهم‌ترین استدلال‌های حقوقی در به رسمیت شناخته شدن «نسل‌کشی ارامنه» آشنا می‌شود و احتمالاً می‌پذیرد که براساس تعریف سازمان ملل متحد آن‌چه ارمنیان از سر گذراندند، نسل‌کشی بوده است و نه چیزی کم‌تر:

 هرگونه فعالیت‌های ذکر شده به منظور نابودی، در بخشی یا کل هر یک از گروه‌های مذهبی، ملی، قومی یا نژادی از مصادیق نسل‌کشی است:

۱.کشتن اعضای گروه.

۲.ایجاد هرگونه آسیب بدنی یا روانی به اعضای گروه.

۳.اقدام‌های تحمیلی به منظور کاهش زاد و ولد در گروه‌های انسانی.

۴.نقل و انتقال به زور و با خشونت کودکان از گروهی به گروه دیگر.

۵.وارد کردن خسارت به صورت عمدی به شرایط زندگی اعضای گروه‌های انسانی به منظور از میان برداشتن آن‌ها.

کتاب نسل‌کشی ارامنه: جهان سخن می‌گوید، نوشتهٔ هاروت ساسونیان، با ترجمهٔ محمدباقر امیرانی و از سوی نشر ثالث منتشر شده است.

  • نسل کشی ارامنه

کتاب نسل کشی ارامنه برخلاف کتاب قبلی، سراغ چگونگی بازنمایی جهانی این فاجعه نرفته بلکه به نوع بازنمایی آنْ در کتاب‌ها و مطبوعات فارسی‌زبان پرداخته است. نقطهٔ قوت آنْ در مقایسه با کتاب قبلی، اختصاص یافتن فصلی به چگونگی وقوع نسل‌کشی ارامنه است. خواننده در ۶۲ صفحه اول با تاریخچهٔ فاجعه‌ای آشنا می‌شود که دستکم یک میلیون کشته بر جای گذاشته است. نویسنده سیر حوادثی را نشان می‌دهد که در نهایت به یک فاجعه تمام عیار بدل شد. نشانه‌های کوچکی که نادیده گذاشته می‌شدند، سرآخر در کنار هم به قامت نسل‌کشی درآمدند:

رژیم خان‌ها و پاشاها تمام حقوق سیاسی و مدنی ارامنه را لگدمال می‌کردند. ارمنی به عنوان یک مسیحی از حقوق برابر با یک مسلمان محروم بود؛ برای مثال شهادت او در دادگاه ارزشی نداشت، از حق سوار شدن بر اسب و حمل اسلحه برخوردار نبود، لباس‌ آن‌ها می‌بایست با مسلمانان متفاوت می‌بود، به فرمان سلطان بچه‌های مسیحیان به زور گرفته می‌شدند و با آن‌ها سپاه مخصوص ینی‌چری را تشکیل می‌دادند (ص: ۳۵)

کتاب در سه فصل بعدی به چگونگی بازتاب این حوادث در میان فارسی‌زبان‌ها می‌پردازد. شاید معروف‌ترین چهره میان ایرانیانی که این نسل‌کشی را محکوم کردند، اسماعیل رائین باشد اما کتاب‌هایی که درباره این موضوع به دست ایرانی‌ها رسیده، بیشتر از این‌ها است. بخش‌هایی از کتاب «نسل‌کشی ارامنه» را باید در زمرهٔ کتاب‌شناسی این فاجعه قرار داد. بنابراین، خواننده‌ٔ مشتاقْ سرنخ‌های خوبی برای خواندن کتاب‌های تازه به‌دست می‌آورد. کتاب نسل کشی ارامنه با بررسی گزارش‌های مطبوعاتی، حافظ بخشی از تاریخ مطبوعات ایران نیز به حساب می‌آید و برای علاقمندان این حوزه هم خواندنی است.

نسل کشی ارامنه، نوشتهٔ لینا ملکمیان، از سوی نشر آنیش منتشر شده است.

  • خنجری در این باغ

«اگر به من بگویی، فراموش می‌کنم. اگر یادم بدهی، به خاطر می‌آورم اما اگر درگیرم کنی، یاد می‌گیرم.» این جملهٔ معروف زمانی شعار یونسکو بود تا بر اهمیت روش‌های جدید آموزشی تاکید کند. اگر بخواهیم طبق همین جمله در راه فهم پدیده‌ای تاریخی قدم بگذاریم، باید بگوییم رمان خواندن ما را به بالاترین حد فهم مسئله می‌رساند. اگرچه خواندن مستندات تاریخی همیشه ضروری و لازم است اما این رمان‌ها هستند که خوانندگان را درگیر می‌کنند و ردپایی محکم در ذهنشان به جا می‌گذارند.

رمان «خنجری در این باغ» همان داستانی است که برخلاف جزئیات تاریخی فراموش نمی‌شود و اثرش همیشه باقی می‌ماند. واهه کاچا، فرانسوی ارمنی‌تباری است که برای زنده نگه داشتن یاد «فاجعه بزرگ» رمانی خواندنی خلق کرد. رمان خنجری در این باغ سال ۱۹۸۱ متولد شد و حاصل ۸ سال مطالعه و پژوهش نویسنده است.

خوانندگان در ۲۰ صفحه ابتدایی کتابْ اطلاعاتی کلی دربارهٔ نسل کشی ارامنه و نویسندهٔ رمان به‌دست می‌آورند و پس از آن وارد داستانی پرکشش و خواندنی می‌شوند:

تا وقتی که با قلمش می‌جنگید خطرناک نبود. هیچگاه حکومت را به صراحت مورد حمله قرار نمی‌داد. تمام هنرش مبتنی بر ابهاماتی بود که در غزل‌ها به کار می‌برد. رفته رفته نامی کوچک در قشر روشنفکران ارمنی قسطنطنیه شکل می‌گرفت. حسودانی چند ثروت پدرش را به رخ‌اش می‌کشیدند، چیزی که او را از خود بی‌خود می‌کرد (ص: ۴۵)

خنجری در این باغ با ترجمهٔ قوام‌الدین رضوی‌زاده از سوی نشر مازیار منتشر شده است.

شاید برایتان جالب باشد
5 نظرات
  1. حسین جعفرنژاد رضائیه می گوید

    درین چندسال چه شده که ایران و ایرانی ازنسل کشی ترکهای آذربایجان خودش هیچ کتابی ندارد و سخن نمیگوید ولی همین ارامنه که باسیاست انگلیس وارد ایران شدند و من شخصاً از پدربزرگم که شاهدعینی فجایع موسوم و معروف جیلولوخ بود جلادیها شنیدم.به خاله پدرم بعد از تجاوز در کوچه سینه هایش را بریده بودن.هزاران هزار مردم اورمیه سلماس خوی به طرز وحشیانه ترین شکل شکنجه و کشته شدند.دولت مرکزی وحاکم تبریز و ارتشش که دست نشانده مرکز بود کمک نکردند و نهایتاً دولت عثمانی ارتش خود رافرستاد و مارشیمون و جیلو از سرکرده های ارامنه کشته و ارتشش فرار کردند.درسته کتابهای کوچکی مختصر درین مورد نوشته شده ولی جریانات اصلی را در روزنامه های آنزمان باید جست مثل وقایع اتفاقیه.چه شده ایرانی هموطن خودش را ول کرده چسبیده به حقوق ارمنستان؟دنیا دنیای اقتصاد است وبرای براندازی ترکیه اینکار را میکنن.درکتاب انسان خرمندمند نوشته درسال ۱۷۶۲انگلیس منطقه بنگال در هند را اشغال و منجر به قحطی و کشتار بیش از ۱۰میلیون انسان شد.بله۱۰میلیون.چرا ازین نسل کشی سخنی نیست؟ارمنستان امروز مگر چقدر جمعیت دارد که ۱۱۰سال پیش یک میلیون کشته داده.اصلاً ایران چیکار داشتند که کشته شوند؟

  2. حسین جعفرنژاد رضائیه می گوید

    از این کتابها نوشته اید که مسیحی دارای حقوق برارر با مسلمان نبود.اولاً چون اتفاق در عثمانیست،ننوشته برابر با ترکها نوشته مسلمانان.من از شما میپرسم بعداز بیش از ۱۱۰سال الان در ایران مسیحی با مسلمان حقش یکیست؟یا مسلمان در ارمنستان حقش با مسیحی یکیست؟البته که نیست.چنین دنیایی وجود نداره و نخواهد داشت.پارچه آنقدر گرون بود که مردم لباسهای کهنه و پاره و پوره و وصله دار میپوشیدند اینیکی رو من ۵۳ساله هنوز به یاد دارم.که نمیگذاشتن ارمنیها لباس ارمنی بپوشند؟جالبه که دیگه بحث ارمنی نیست و تبدیل به مسیحی شده.واقعاً سیاست پشت این حرفها منظورش را فریاد نمیزند؟

  3. حسین جعفرنژاد رضاییه می گوید

    دیروز دوتا مطلب گذاشتم چرا در سایت دیده نمیشه؟شماهم طرف جو بایدن هستید؟شما که از سانسور کتابها ناراحت میشید؟چرا خودتون سانسور میکنید؟نظر مخاطبان را خوب و بد درست و غلط باید منتشر کنید تا دیگران هردو نظر را بخونن،خیلی که چی بگم اکثریت هموطنان من نمیدونن ارامنه چه برسر آذربایجان آوردند ولی ارامنه و عثمانی را که هردو بیگانه اند دهها کتاب ترجمه شده.دیگه استعمار و استثمار بهتر ازین چه میتواند بکند.یک ملت را از درون متلاشی میکند.

  4. حسین جعفرنژاد رضاییه می گوید

    دیروز دوتا مطلب گذاشتم چرا در سایت دیده نمیشه؟شماهم طرف جو بایدن هستید؟شما که از سانسور کتابها ناراحت میشید؟چرا خودتون سانسور میکنید؟

  5. محمد حسین می گوید

    پانترک برات متاسفم . کشتار انسان بی گناه در هر حالتی محکومه چه ارمنی باشه چه ایرانی باشه چه بنگالی … شما هیچ فرقی با منکران هولوکاست ندارید .

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.