نقاط کور ذهنت را روشن کن

چگونه در برابر اشتباهات ذهن ناخودآگاه ایستادگی کنیم

271
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

همیشه به ما توصیه شده است که به حس ششم یا غریزه‌مان اعتماد کنیم: «حست هیچوقت دروغ نمی‌گوید»، «از حس ششمت پیروی کن» و… اما در حقیقت توصیه‌هایی از این دست زندگی‌های بسیاری را به نابودی کشانده است. می‌پرسید چرا؟

همان‌طور که ما فضای پشت سرمان را نمی‌بینیم، در ذهنمان هم نقاط کور پنهانی داریم که خارج از دایرۀ آگاهی ما بر درک و دریافت و تصمیمات ما اثر می‌گذارند و روابط، موقعیت‌های شغلی و بسیاری موارد دیگر را در معرض خطر و نابودی قرار می‌دهند.

از کجا می‌توانید مطمئن باشید که گیرنده‌های حسی‌تان درست کار می‌کنند؟ ممکن است بدون آنکه بدانید سیم‌کشی‌های مغزتان خراب شده باشد و اگر به خودتان شک نکنید و بی‌مهابا به غریزه‌تان تکیه کنید، شاید وقتی به عمق فاجعه پی ببرید که دیگر کار از کار گذشته باشد.

واکنش های غریزی چطور به ما آسیب می‌زنند؟

در نظر آورید که حقیقتی با پرخاش و بی ادبی به شما گوشزد می‌شود. گرچه شما شدیدا رنجیده‌اید، این چیزی از حقیقتی که به شما گفته شده است نمی‌کاهد، اما اگر تسلیم تصمیمات غریزی و احساسات اولیۀ خود شوید، احتمالا آن حقیقت را نادیده می‌گیرید.

ما به واسطۀ نقاط کور ذهنی دچار خطاهای شناختی بسیاری می‌شویم که در اصطلاح به آن «سوگیری‌های شناختی» می‌گوییم.

تحقیقات در این زمینه نسبتأ جدید است و باید مطالعه در این مسیر را از هر جا که می‌توانیم شروع کنیم.

نقاط کور

هنوز هم سخنرانان در سمینارها به ما توصیه می‌کنند تا به احساس خودمان اعتماد داشته باشیم. این سخن به مذاق خیلی‌ها خوش می‌آید زیرا اغلب مردم دوست دارند راه ساده‌تر را بروند و همان‌ حرف‌هایی را که دوست دارند بشنوند. مطمئنا اعتماد کردن به احساسات و گرفتن تصمیمات سریع بسیار راحت‌تر از ساعت‌ها تفکر و اندیشه است، اما پیامد آن چه خواهد بود؟

در برابر حوادث سه واکنش غریزی ممکن است: جنگ / میخکوب شدن / گریز

این واکنش ها بخش اصلی سیستم ناخودآگاه تفکر و احساس ما را تشکیل می دهد، سیستمی که عادات روزمرۀ ما را هدایت میکند.

باید بدانیم که واکنش‌های غریزی دیگر مناسب دنیای مدرن ما نیستند. برای مثال لازم نیست به جنگ یک استرس کوچک برویم یا از ترس روبرو شدن با مشکلات پا به فرار بگذاریم، در صورتیکه برنامه‌ریزی احساسی ما شاید به‌گونه‌ای شکل گرفته باشد که در برابر هر مسئلۀ پیش‌پاافتاده‌ای دچار اضطراب و تنش شویم. چنین واکنش‌هایی سلامت روان ما را تحلیل می‌برند.

سال‌ها پیش زیگموند فروید کشف کرد که بیشتر تصمیمات ما تحت کنترل نیروهای ناخودآگاه گرفته می‌شود. ماشین ذهن ما توسط آنچه در کودکی و نوجوانی برنامه‌ریزی شده‌ایم به پیش می‌رود، اگر نیروهای غریزی ما در جهت به نابودی کشاندن ما شکل گرفته باشند، پیروی از آن‌ها چه سرنوشت دردناکی را برای ما رقم خواهم زد! بنابراین شما با پیروی کورکورانه از غریزه‌تان در واقع خودتان را در معرض یک خطر بزرگ قرار می‌دهید.

تصمیم بر اساس غریزه کل زندگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، ما بر اساس احساسات اولیۀ خودمان عاشق می‌شویم و ازدواج می‌کنیم. بیش از ۴۰% ازدواج‌هایی که بر این اساس شکل می‌گیرند به جدایی ختم می‌شوند. دوستانمان را بر اساس حس ششم انتخاب می‌کنیم، حتی تصمیمات مهم کسب و کارمان را همین‌گونه اتخاذ می‌کنیم. برخی از مردم در انتخابات هم به فردی رای می‌دهند که حس بهتری نسبت به او دارند. مبنای قضاوت ما در مورد افراد و موقیعت‌ها همان حسی است که در اولین مواجه به ما دست می‌دهد. در بسیاری از موارد برداشت‌های اولیه و قضاوت‌های ناگهانی ما اشتباه هستند.

این خطاهای شناختی می‌توانند به صورت نظام‌مند و سیستماتیک در جامعه به اجرا در بیایند.

گلب سپرسکی، متخصص علوم رفتاری و مربی و مشاور کسب و کار، تلاش کرده است تا در کتاب نقاط کور بین ما مشکلات ناشی از سوگیری‌های شناختی را بررسی کرده و به ما در ارتباطاتمان کمک کند.

در این کتاب یاد می‌گیریم که سو‌گیری‌های شناختی خود را بیابیم و بعد برای رفع هرکدام راهکارها و تمریناتی ارائه شده است که به ما در حل مشکل کمک خواهد کرد. در این کتاب هر فصل بر اساس فصل قبلی بنا نهاده شده است، پس رعایت ترتیب در خواندن مطالب اهمیت دارد. نویسنده تاکید دارد که برای فهم بهتر مباحث تمرین‌ها حتما انجام شوند.

در این کتاب با استفاده از ۱۲ استراتژی سوگیری زدایی زمینه برای برطرف شدن نقاط کورذهنی فراهم شده ست. با مطالعۀ این کتاب یاد می‌گیریم که چگونه واکنش‌ها و تصمیم‌گیری‌هایمان را به حد لازم به تعویق بیاندازیم و آگاهانه تصمیم بگیریم.

این کتاب با ترجمۀ صدیقه فرهادی و توسط نشر سایلاو به تازگی منتشر شده است.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.