نقشه همه داستان نیست

189
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

نیکول چانگ و منسا دماری، سردبیران مجله کَتپِلت از ۲۰ نویسنده زن درخواست کردند برای آنها جُستاری درباره «مهاجرت و خانه» بنویسند.

این نوشته‌ها محصول فکر افرادی است که یا خودشان مهاجر بودند، یا فرزندان و نسل دوم مهاجران و پناهجویان محسوب می‌شدند یا افرادی بودند که سیاست‌های حوزه مهاجرت و نحوه برخورد یک کشور با مهاجرها و پناهنده‌ها ریزترین جزئیات زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌داد.

کتاب با جستاری که ویکتوریا بلانکو با عنوان «چرا ما از مرز ال‌پاسو عبور می‌کنیم» شروع می‌شود. مهاجران مرز مکزیک و رفت‌وآمد میان مرز این کشور و آمریکا و تفاوت‌های فرهنگی برای خواننده آمریکایی قابل توجه است. اما آنچه که می‌تواند نظر یک زاده خاورمیانه را جلب کند جستارهایی است که جمیله عثمان و دیپتی کاپور نوشته‌است.

جمیله عثمان شاعر و جستارنویس اهل سومالی در جستار «نقشه چیزهای گمشده» درباره فرار والدین‌اش از بحران و اینکه آنها چگونه راه‌شان را در کشوری دیگر پیدا کرده‌اند؛ نوشته‌است.

«هیچ کس فکرش را هم نمی‌کند  وقتی خانه‌ای را ترک می‌کند، هرگز دوباره به آن بازنخواهد گشت. به این فکر می‌کنم وقتی خانواده‌ام  در اواخر دهه هشتاد خانه‌شان را در سومالی ترک کردند، با آن خانه چه کردند. آیا کسی احتمال می‌داد که پشیمان شود؟ یا اگر یقین داشتند که دیگر به آن خانه باز نخواهند گشت، کسی از آن خانه بازدید می‌کرد؟»

دیپتی کاپور دست روی نکته مهمی گذاشته و آن باری است که برخی گذرنامه‌ها بر شانه آدم‌های دنیا می‌گذارند. او در جستاری با عنوان «گذرنامه هندی‌ام مزخرف است» می‌نویسد

«ممکن است من با این مردم یک‌جا نشسته باشم اما هیچ شباهتی با آنها ندارم. با آنکه صبورانه نشسته‌ام، دوست دارم هر از گاهی دست بگذارم روی بازویشان و آنها را تکان بدهم و بگویم: شما می‌دانید خیلی خوش‌شانس هستید؟ چگونه زمین و زمان فضیلت جایی را که متولدش هستید، به شما ارزانی داشته‌است؟ آیا می‌دانید شما می‌توانید به هر شکلی که دلتان بخواهد لباس بپوشید اما من همیشه باید مراقب باشم که چگونه خودم را معرفی کنم، چون این پاسپورت من است که مرا معرفی می‌کند.»

سینله بارنس در جستار «نگران دختران سفیدپوست نباش و از دخترانی با پوست قهوه‌ای بترس» درباره حس دوستی با دختر سفیدپوست و موبلوندی نوشته است که پیش از آن ساقی مواد مخدر بود. دختر بانمک و بلوند و بامزه توانسته‌بود به واسطه چهره‌اش از هر قضاوتی به دور باشد اما برای فرد مهاجری مثل او زندگی همیشه پاک و به دور از خطر از قبل نوشته و تحمیل شده‌بود.

آخرین جستار این کتاب متعلق به پروچیستا خاکپور نویسنده‌ای ایرانی-آمریکایی است. او در این جستار از تلاش پایان ناپذیر و فرساینده برای کنار زدن مرزها در جایگاه یک ایرانی نسل دوم مهاجر در میان آمریکایی‌ها می‌گوید. در کنار اخباری که همواره بخش خاصی از کشور سابق را پوشش می‌دهد او باید توضیح دهد که به عنوان یک ایرانی-آمریکایی دقیقا در کدام سمت ایستاده‌است.

اگر به ادبیات مهاجرت علاقه‌دارید، نوشته زیر را ببینید.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.