نقش مردم در سیاست ایران چیست؟

169
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

«فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا» جمله‌ی پرتکرار سال‌های پیش از این بود اما آن‌هایی که از پایین فشار می‌آورند بیشتر از همه تحت فشار هستند و صدایشان کم‌تر از همه به‌گوش می‌رسد. آن‌هایی که در پایین‌دست قرار دارند، نامشان جایی ثبت نمی‌شود و از خاطرها می‌روند. کار اصلی را آن‌ها می‌کنند و نشان افتخار را دیگران بر سینه می‌زنند و جوری نامشان از خاطره‌ی تاریخ محو می‌شود که انگار هیچ‌وقت وجود نداشته‌اند. تاریخ براساس حیات و ممات حاکمان نوشته و خوانده می‌شود اما گاهی تاریخ‌نویسانی پیدا می‌شوند که خلافِ جریانِ غالب شنا می‌کنند و تاریخ را از آن جایی شروع می‌کنند که مردمان عادی ایستاده‌اند یا خم شده‌اند یا بر زمین افتاده‌اند.

 

یرواند آبراهامیان در کتاب «مردم در سیاست ایران» پنج پژوهش پیش‌روی خوانندگان می‌گذارد که نقطه‌ی مشترک همه‌ی آن‌ها دیدن تلاش مردمان بی‌نام و نشان است. اطلاعات انتشار هیچ کدام از پنج پژوهش مشخص نشده و منابع آن نیز در کتاب قید نشده و عملاً راه مطالعه‌ی تکمیلی و دقیق‌تر بر روی مخاطب بسته شده است.

هر کدام از پنج پژوهش کتابْ به دوره‌ی خاصی از تاریخ ایران اختصاص یافته اما نقطه‌ی تحلیل همه‌ی آن‌ها جایی در بازه‌ی زمانی انقلاب مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷ است. زبان کتاب ساده است و می‌تواند برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب باشد.

در اولین پژوهش کتابْ درباره‌ی «نقش جمعیت‌های مردمی در انقلاب مشروطه ایران» می‌خوانیم. تفاوت این مقاله با دیگر چیزهایی که درباره‌ی مشروطه خوانده‌ایم، غلبه‌ی تاریخ اجتماعی بر تاریخ سیاسی است. به عبارت دیگر، این بار قرار نیست در بمباران نام درباریان و اختلافات آن‌ها گیر بیفتیم بلکه خواننده‌ی توصیف‌های فربه و عمیق از جامعه‌ای هستیم که انقلاب مشروطه را زایاند:

ساختار سیاسی شهرها برآمده از توازن پیچیده قدرت میان شاه و بازار بود. هر گاه شاه قدرتمند بود، صنف کدخداها و منصوبان این صنف را به مسند می‌گمارد ـمثلاً شیخ‌الاسلام‌ها، امام جمعه‌ها، کلانترها و محتسب‌ها را که حاکمان زندگی شهری بودند. هر گاه شاه ضعیف بود، سران اصناف بزرگ‌ترهای خودشان را انتخاب می‌کردند و مجتهدها -که پیوندی با حکومت نداشتند اما روابط نزدیکی با اهل کسب چرا- استقلال‌شان را نشان می‌دادند و در قامت رقبای سیاسی نظام حاکم عمل می‌کردند (ص: ۱۲ و ۱۳).

در فصل‌های بعدی درباره‌ی «نقش جمعیت‌های مردمی در سیاست ایران؛ ۱۲۸۵-۱۳۳۲» و «نقش جمعیت‌های مردمی در انقلاب ایران» و«کمونیسم و مسئله‌ی اشتراک در ایران: حزب توده و فرقه دموکرات» و «شکل‌گیری پرولتاریا در ایران مدرن: ۱۳۲۰-۱۳۳۲» می‌خوانیم.

در پیش گرفتن رویکرد اجتماعی به حوادث سیاسی نه تنها باعث فهم بهتر و عمیق‌تر از تاریخ سیاسی می‌شود بلکه به درک شرایط موجود و پیچیدگی‌های مناسبات اجتماعی نیز کمک می‌کند.

مردم در سیاست ایران نوشته‌ی یرواند آبراهامیان با ترجمه‌ی بهرنگ رجبی از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

اگر به این موضوع علاقه دارید، معرفی کتاب دیباچه‌ای بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران را هم بخوانید. 
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.