نیم دانگ پیونگ یانگ: یک ایرانی در کره شمالی

420
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

«بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» قول معروفی از قدما است و اگر بخواهیم آن را امروزی کنیم باید بگوییم این حکم دربارهٔ ایده‌های خام هم به همان اندازه صادق است. ارتباط با کره شمالی -که خودش عبارتی پارادوکسیکال به حساب می‌آید- یکی از همان ایده‌ها است که برای هر کسی نان نداشت برای رضا امیرخانی و خوانندگان آثارش داشت؛ او دو بار راهی کشوری می‌شود که در جهانْ بیش از همه به انزوای سیاسی و بدخلقی با اهل سفر و حضر مشهور است اما در ایران بیشتر با آمریکاستیزی و تحریم‌هایی که گرفتارشان کرده است از آن یاد می‌شود. «نیم دانگ پیونگ یانگ» سوغات خواندنی سفرهای امیرخانی به کره شمالی است.

 

نوشتن از کره شمالی ژانری پرخواننده در ایران و خارج از ایران است اما اغلب چیزهایی که به دستمان می‌رسد بخشی از همان جریان اصلی رسانه‌های جهان است و حرف چندان جدیدی شنیده نمی‌شود. حالا می‌توانیم گزارش‌های سفر کسی را بخوانیم که از طرف «یک شرکت تبلیغاتی» در سال ۱۳۹۷ راهی کره شمالی شده است. صاحب آن شرکت تبلیغاتی هم که او را راهی سفر می‌کند، فرزند یکی از روحانیان شناخته شده یعنی سیدمحمود دعایی است. آن‌چنان که امیرخانی در مقدمهٔ کتاب می‌گوید سیدحسین دعایی بنا دارد تا «در زمینهٔ گردشگری به کره شمالی» امکان‌سنجی کند اما به نظر می‌رسد امیرخانی دربارهٔ انگیزه سفر چندان روراست نبوده است و این همهٔ ماجرا نیست چون سه نفر از حزب اصول‌گرای موتلفه هم آنان را همراهی می‌کنند. هر چند امیرخانی در ادامه گزارش به جلسات اقتصادی اعضای حزب موتلفه با بعضی شرکت‌ها اشاره می‌کند اما توضیحات بیشتری نمی‌دهد و به شرح زندگی روزمره در کشور مرموز کره شمالی بسنده می‌کند.

 

گزارش امیرخانی گاهی با عکس‌هایی تکمیل می‌شود اما تقریباً می‌توان گفت خواننده درباره محدودیت‌های حاکم بر زندگی مردمان عادی این کشور نکته جدیدی دستگیرش نمی‌شود بلکه فقط آن‌ها را از زاویه دید جدیدتر و البته همدل‌تری می‌بیند:

..از ری می‌پرسم که چرا با ما هم‌راهی نمی‌کند و او توضیح می‌دهد که این فروش‌گاه فقط مخصوص خارجی‌هاست. آرم به‌ش می‌گویم:

شما چیزی نمی‌خواهید که برای‌تان بخرم؟

با عصبانیت به من می‌گوید:

نه! نه! ما خودمان همه چیز داریم..

با این که حال‌م گرفته می‌شود اما از مناعت طبع‌ش کیفور می‌شوم (ص: ۳۱۶).

 

امیرخانی گزارش خود را مرتباً با دریافت‌هایش از وضعیت ایران تکمیل و این دو کشور را با هم مقایسه می‌کند. هر چند او انتقادهایی به وضعیت کره شمالی و «پیشرفت ناقص‌الخلقه صنعت هسته‌ای» آن کشور می‌کند اما در مجموع باید خاطرمان باشد که این گزارش یا مستندسازی برای شرکتی تبلیغاتی با اهدافی نامعلوم نوشته شده و این هم از نتیجه‌گیری‌هایش مشخص است:

 

اگرقدرت نظامی نبود، چه چیزی ترامپ را به پای میز مذاکره می‌نشاند. نه مراوده‌ای هست، نه نفوذی و نه بازاری…هیچ چیز به جز مسئله قدرت نظامی نمی‌تواند مذاکره را معنادار کند (ص: ۱۲۵).

 

نیم دانگ پیونگ یانگ در ۳۴۳ صفحه از سوی نشر افق منتشر شده است و یکی از صد کتاب پرفروش ۳۰بوک است.

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.