هفت درس نویسندگی از مارگارت اتوود

488
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

مهم‌ترین کار مارگارت اتوود در درجه اول ارتقا دادن ادبیات در کشورش کانادا و در قدم بعدی انتقال مواضعی تازه و صریح درباره قدرت، جنسیت و هویت اط ریق آثارش بود.

نوامبر ۱۹۳۹ در اونتاریوی کانادا متولد شد.

«نویسنده شدنم کمی تا قسمتی به خاطر این بود که خواندن را زود شروع کردم و دلیلش این بود که در نورث‌وود سرگرمی دیگری نبود. نه رادیویی، نه تلویزیونی، نه تئاتری، نه حتی برق یا آب لوله‌کشی‌ای..هیچ چیزی در کار نبود. تنها چیزی که وجود داشت کتاب بود.»

سال ۱۹۶۱ مدرک ادبیات انگلیسی‌ را از دانشگاه تورنتو گرفت و پس از آن موتور خلاقیتش در نویسندگی شروع به کار کرد. از جمله تخصص‌های ویژه او می‌توان به بازنویسی افسانه‌ها و خلق ویرانشهرهایی که آینده سیاه آن معلول گذشته‌های خاکستری است؛ اشاره کرد.

در دانشگاه‌های مختلفی در خاک آمریکا و کانادا در جایگاه استاد، کلاس‌های نویسندگی خلاق برگزار کرده و می‌کند.

هفت توصیه پیش‌رو در زمینه نویسندگی خلاصه مختصری از راه و روش او در نویسندگی است که در ادامه می‌خوانید.

۱- در اهمیت پنج صفحه اول کتاب

پنج دقیقه اول فیلم، نخستین لحظات روبه‌رو شدن با یک نقاشی، صفحات اولیه یک کتاب، اینها همه نقش موثری در آینده آن دارند.

به گفته اتوود پنج صفحه اول کتاب مهترین بخش آن کتاب است. این پنج صفحه دقیقا همان‌جایی است که نویسنده باید از طریق آن ناشر، ویراستار و از همه مهمتر، خواننده را نمک‌گیر کند تا داستان را ادامه دهد.

«اگر نتوانید در صفحات اولیه کتاب خواننده را گیر بندازید، آنها هرگز رغبتی برای خواندن آثار شما، ولو یک شاهکار ادبی، نشان نخواهند داد.»

مارگارت اتوود

یک نویسنده باید کاری کند تا خواننده، خواندن و پیش‌رفتن در داستان را طلب کند. برای این کار می‌توان با کوبنده‌ترین صحنه یا عجیب‌ترین اتفاقی که برای کاراکتر افتاده شروع کرد.

در نسخه اصلی کتاب «سرگذشت ندیمه» داستان در اصل از فصل دوم شروع می‌شود. کمی بعد از نوشتن اتوود حس کرد چیزی در کتاب کم است و آن شروع متفاوت روایت جون از زندگی فاجعه‌بارش بود.

«اگر تا صفحه ۱۰ کتاب اتفاق خاصی نیافتد به عنوان نویسنده به دردسر خواهید افتاد. انگار که داستانی برای تعریف کردن ندارید.»

۲-چگونه داستانی تخیلیِ باورپذیر خلق کنیم؟

مارگارت اتوود اسم چیزهایی که می‌نویسد را «داستان‌های حیرت‌انگیز» می‌گذارد. منظورش همان داستان‌های مرموز، تخیلی و فانتزی است.

مدریت سناریویی که هم تخیلی باشد هم باورپذیر تماما بستگی به نویسنده دارد. برای این کار می‌توان با دقت بیشتری به اطراف نگاه کرد. اخبار را خواند و دنبال کرد.

اتفاقات اطراف را به چشم منبعی از الهام نگاه کرد. پیشرفت تکنولوژی، مباحث دینی، تغییرات و بحران اقلیمی و سیاست و همه و همه می‌تواند جریانی برای پیشبرد داستان باشد.

اتوود بین آرمانشهر و ویرانشهر تمایز قائل است. او هر دوی این موارد را خیلی مبسوط در دوران دانشجویی مطالعه کرده‌است. در جایی که کتاب ۱۹۸۴ نوشته جورج اورول مشخصا به عنوان ویرانشهر شناخته می‌شود؛ کتاب دنیای قشنگ‌نو نوشته آلدوس هاکسلی ممکن است به نوعی برای برخی کاراکترهای کتاب (حتی برخی خوانندگان!) به عنوان آرمانشهر شناخته شود.با این حال، دنیایی که هاکسلی خلق کرده، یک دنیای به هم ریخته و عجیب است و نظرات متعدد پیرامون آن حکایت از قدرت نویسنده در خلق چنین دنیایی دارد.

کتاب سرگذشت ندیمه به ژانر ادبیات تخیلیِ گمانه‌زن تعلق دارد. اتوود در زمان نوشتن کتاب ساکن برلین غربی بود. زمان حضور در این شهر به موارد زیادی برخورد که برای او الهام‌بخش شد. ظاهرا افسران اس‌اس زمان جنگ جهانی‌دوم مجوز داشتند چند زن اختیار کنند و همسران بیولوژیکی‌شان وظیفه‌ داشتند برایشان فرزند بیاورند.

باروری، اعتقادات دینی و اقتدارگرایی از مواردی بود که الهام‌بخش او در نوشتن کتاب شد. از جمله چیزهایی که داستان سرگذشت ندیمه را قوی و باورپذیر می‌کند این است که اتوود هنگام نوشتن از مصالحی استفاده کرده که اتفاق افتاده و در تاریخ حقیقی مصداق دارد. او همه اینها را تنها از یک راه به دست آورده: مطالعه و تحقیق.

۳ -چطور باید تحقیق کرد؟

در خلق داستان‌های تخیلی، نقطه قوت نویسنده توانایی او در پژوهش و تحقیق است. با این حال نیازی نیست تا همه آن اطلاعاتی را که در جریان تحقیقات به دست آمده در داستان گنجاند و خواننده را مجبور کرد تا تمامی آنها را بخواند.

اتوود رمانش را رج به رج با تحقیق و پژوهش ساخت و نوشت. او خودش را میان عادات و باورهای مورمون‌ها (گروهی فرهنگی و مذهبی از شاخه‌های دین مسیحیت) و تاریخ برده‌داری غرق کرد. اصطلاح «ندیمه» را از انجیل الهام گرفت. او درباره برچسب‌ها و تراشه‌های الکتریکی که قابلیت کنترل مردم را دارد؛ مطالعات مبسوطی انجام داد.

نکته مفید دیگر این است که داستان‌ها را با درون‌مایه‌های فرهنگ شرقی یا غربی بنویسیم. داستان‌های مذهبی، افسانه‌ها، قصه‌های مردمی و تاریخ و این قبیل چیزها همگی می‌توانند دست‌مایه خوبی برای داستان‌ها باشند. هنگام خلق دنیای جدید از خودتان بپرسید این دنیا کارکردش چگونه است؟ ساختارهای جامعه‌اش به چه شکلی است؟ آیا با آنچه که ما داریم تفاوت دارد؟

۴-چگونه دنیای داستان را به تصویر بکشیم؟

روش اتوود در معرفی خط داستانش منحصر به فرد است: ظریف، تدریجی با پیچ‌وتاب‌های غافلگیرکننده و هنرمندانه. تکه‌تکه‌های داستان در دیالوگ‌ها و گفت‌وگوها پنهان هستند و اطلاعات به ناگاه خودشان را آشکار نمی‌کنند.

در کتاب سرگذشت ندیمه، جون با فرمانده ارشد بازی خاص کلمات و حروف را انجام می‌دهد و در خلال صحبت‌های آنها در می‌یابیم که انجام این بازی ممنوع است و مجازات مرگ در پی دارد. ترفند دیگر اتوود یافتن نمادهایی است که نمایان کننده دنیای اوست. مثلا در همین کتاب، او باروری و گل‌ها را به هم ربط می‌دهد.

برای خلق چنین دنیایی می‌توان دست‌های خواننده را گرفت و آرام آرام در خلال دیالوگ‌ها، حدیث نفس، تغییر دادن صحنه‌ها و فاش کردن راز شخصیت‌ها جهان داستان را برایش ساخت.

«خواننده‌ با این پیش‌فرض کتاب را در دست می‌گیرد که هر اطلاعاتی در صفحات کتاب بنا به هدفی در آن گنجانده شده‌است.»

۵- چگونه با «زمان» در داستان کار کنیم؟

به گفته اتوود «همه فلسفه وجودی رمان درباره زمان است.»

هر داستانی برای خودش زمانی دارد. ممکن است تنها یک ساعت طول بکشد. ممکن است از آخرش شروع شود. ممکن هم است از همان ابتدای اتفاقات شروع شود. قشنگی ماجرا اینجاست که تنها زمان به صورت خطی مستقیم وجود ندارد. زمان در داستان می‌تواند دایره‌وار باشد. داستان شما می‌تواند در خطی مستقیم پیش برود یا در حرکت‌های رفت و برگشت به گذشته و حال اطلاعات را به خواننده تزریق کند. راه‌های مختلفی برای این کار هست.

می‌توانید تاریخ و زمان را همان ابتدای فصل ذکر کنید.

مارگارت اتوود

می‌توانید با استفاده از برخی وسایل مثل تکنولوژی روز، نوع لباس، پول رایج و اسباب و لوازم دم دستی خواننده در حدس زمان و مکان یاری کنید.

در فانتزی‌ها و درام‌های تاریخی می‌توانید از نقشه‌ها و خط‌های زمانی استفاده کنید.

از همه اینها مهمتر باید از خودتان بپرسید چرا می‌خواهم با زمان بازی کنم؟ آیا چنین کاری به داستانی که تعریف می‌کنم ربط دارد؟

۶-چگونه می‌توان موانع نوشتن را کنار زد؟
«تنها با نوشتن می‌توان نویسنده شد. هیچ راهی دیگری وجود ندارد. پس بنویسید. بیشتر بنویسید. دوباره انجام بدهید. بهتر انجام بدهید. شکست بخورید. بهتر شکست بخورید.»

مارگارت اتوود عادت ندارد از اصطلاح «سد ذهنی» که برای نویسنده‌ها مرسوم است استفاده کند. او هنگامی که با چین موقعیتی مواجه می‌شود و دیگر توانایی نوشتن ندارد؛ این سه کار را انجام می‌دهد:

  • قدم زدن؛ اجازه دهید ذهن‌تان برای خودش بچرخد و رها باشد.
  • انجام کارهایی که نیاز به فعالیت فکری ندارد. مثل تمیزکاری یا شستن ظرف‌ها
  • خوابیدن

اما ممکن است نویسنده گرفتار پدیده دیگری شود که سیاه‌تر و خطرناک‌تر از سدهای ذهنی باشد: ترس یا شک کردن به توانایی‌ها خود. ترس درباره اینکه نکند داستانی که می‌نویسم بد است یا توانایی‌هایم در حد آرزوها و خواسته‌هایم نیست.

توصیه اتوود در چنین مواردی این است که جلو بروید. حتی اگر منجر شود نوشتن کلمات حکم ریختن خون روی صفحات داستان را پیدا کنند اما جلو بروید. همیشه برای بازگشتن دوباره به داستان و کشیدن به سر و روی داستان وجود دارد.

همچنین در درجه اول به این فکرکنید که چرا می‌نویسید؟ چه انگیزه‌ای شما را وا داشته تا داستانی را روایت کنید؟

به گفته اتوود «این کار شبیه این است که به اتاقی تاریک بروید و چراغی در دست بگیرید و آنچه که در اتاق حضور دارد نشان دهید.»

۷-ساختن شخصیت‌ها

«یک کاراکتر (شخصیت) مجموع اتفاقاتی است که از سر گذرانده‌است.»

شخصیت کتاب شما، رفتارها و فعالیت‌ها همه نشات گرفته از تجربیات خود شما هستند. شما در می‌یابید شخصیت‌ها چه کسی هستند، واکنش‌شان چه خواهد بود، چه اتفاقی برایشان افتاده و دیگران نسبت به آنها چه واکنشی خواهند داشت. چنین مواردی شخصیت نویسنده را فاش می‌کند. به همین خاطر نیاز است تا بی‌ثباتی خلق شود. باید شخصیت‌ها را با هم درگیر کرد تا تعامل میان آنها شکل بگیرد.

اتوود درباره خلق شخصیت‌هایش به شیوه‌ای خاص عمل می‌کند. او معمولا درباره آنها یک جول زمانی که ماه‌ها به صورت عمودی و سال‌ها به صورت افقی است تهیه می‌کند. بعد تولد و حوادث مهم را روی آنها علامت‌گذاری می‌کند. او همچنین به سراغ طالع‌بینی می‌رود و ویژگی‌های شخصیتی آنها را از همین طریق استخراج می‌کند.

کار دیگری که می‌توانید برای ساخت شخصیت‌ها انجام دهید این است که برای آنها پرونده ایجاد کنید. برای این کار می‌تواند پوشه‌ای در نظر بگیرید و برای هر شخصیتی به سوالات متعددی درباره آنها مثل عادت‌ها، باورها و حتی خط مشی سیاسی آنها پاسخ دهید و مرحله به مرحله آنها را با دلیل و مدرک بسازید تا در درجه اول برای خودتان باور پذیر شود و در مرحله دوم خواننده با چنین شخصیتی ارتباط بگیرد.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.