همهٔ راه‌ها به چین می‌رسد!

374
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

سال ۲۰۱۵ یک مورخ جوان بریتانیایی کتابی را منتشر کرد که خیلی بیشتر از انتظار خودش و دیگران خوانده و پسندیده شد. آن کتاب «راه های ابریشم» بود و علت اصلی محبوبیتش نیز همان وعده‌ای بود که در عنوان فرعی کتاب به چشم می‌خورد: «تاریخ جهان از دیدگاهی نو!» پیتر فرانکوپن -که استاد تاریخ جهان دانشگاه آکسفورد است- «سخنِ نو» آورده بود و حرف‌هایش برای تاریخ‌خوانانی که عادت کرده بودند مبدا همه چیز را در غرب بجویند، «حلاوتی» بی‌سابقه داشت.

پیتر فرانکوپن نگاه رایج و غرب‌ْمحور را کنار گذاشت و جهان و مناسباتش را از جایی شروع کرد که محل تلاقی شرق و غرب عالم بود. او برای بازخوانی تاریخِ جهان از «راه های ابریشم» شروع کرد و تاثیر آن را در جنبه‌های مختلف پی‌گرفت تا به سال ۲۰۰۳ و حملهٔ آمریکا به عراق رسید. کتابِ ۵۷۹ صفحه‌ای «راه‌های ابریشم: تاریخ جهان از دیدگاهی نو» این‌جا به پایان می‌رسد اما تدبیر و تامل نویسنده‌اش همچنان باقی است. او با همان عینکی که به چشم زده بود به وضعیت کنونی جهان هم می‌پردازد و نتیجه‌اش کتابی مختصرِ ۲۰۰ صفحه‌ای شد که سال ۲۰۱۸ منتشر کرد و حالا به فارسی ترجمه شده است: «راه های ابریشم: اکنون و آیندهٔ جهان»

معرفی کامل کتاب راه های ابریشم را هم بخوانید: چگونه راه ابریشم دنیا را ساخت؟

از اکنون و آینده جهان چه می‌دانیم؟

«قبلاً همه راه‌ها به رم ختم می‌شد، اما حالا به پکن می‌رسد!»

علی‌الحساب همین‌قدر دربارهٔ اکنون و آیندهٔ جهان بدانید کافی است اما اگر کتاب را بخوانید، چیزهای بیشتری دستگیرتان می‌شود. این کتاب به نوعی دنبالهٔ کتاب قبلی نویسنده، «راه های ابریشم: تاریخ جهان از دیدگاهی نو»، است ولی می‌توان آن را مستقل خواند. مخصوصاً اگر خبرهای مربوط به چین -یعنی از قرارداد ۲۵ ساله‌اش با ایران گرفته تا روابط غضب‌آلودش با آمریکا و زمین‌خریدنش در سیبری- ذهنتان را درگیر کرده و خواب و آرامتان را گرفته است، شاید بهتر باشد از همین جلد دوم شروع و خواندن آنْ کتاب مفصل را به وقت دیگری موکول کنید.

سال ۲۰۱۵ مبدا تحلیل‌های کتاب است و دامنهٔ آن تا سال ۲۰۱۸ هم پیش می‌رود. نویسنده از خوانندگانش دعوت می‌کند تا به جهان از زاویهٔ دوربینی نگاه کنند که لنز آن بر کشورهایِ واقع در مسیر راه‌های ابریشم -یعنی تقریباً تمام آسیا- متمرکز شده است. همان سه کشوری که به قول جان سالیوان، معاون وزیر خارجه پیشین آمریکا، «نیروهای بی‌ثبات‌کننده‌اند» در آیندهٔ جهان موثرترین خواهند بود: چین، روسیه و ایران! «چین» از همهٔ این‌ها مهم‌تر است و نام هیچ کشوری به اندازهٔ آن در کتاب تکرار نشده است. این کشور سازندهٔ یک «دنیای قشنگ نو» خواهد بود که احتمالاً به هراسناکی همان ویرانشهری است که نویسندهٔ هموطن فرانکوپن، یعنی آلدوس هاکسلی، آن را توصیف کرده است. این‌ها در زمانی اتفاقی می‌افتد که به عقیده نویسندهٔ کتاب، غرب بیش‌تر از همیشه غرق مشکلات داخلیش شده و آن‌قدر به خودش پیچیده که دنیا و تحولات پیش رویش را فراموش کرده است.

روش نویسنده در تاریخ‌نگاری همانی است که در کتاب پیشین او هم دیدیم: او تاریخ را در نسبت با امروز می‌خواند و تحلیل می‌کند. شاید مانند هر مورخی گاهی از مسیر اصلی دور شود اما آن‌چه پیش روی خواننده‌اش می‌گذارد، نقشهٔ جذابی است که حتی اگر رهروی حرفه‌ای مسیر تاریخ نباشد، باز هم دچار کسالت نمی‌شود.

کتاب «راه های ابریشم نو» رو به فردا دارد و مصرّ است تا به خواننده‌اش ثابت کند دیگر تصمیم‌ها در «غرب» گرفته نمی‌شود، حالا بازیگران تازه‌ای به میدان آمده‌اند و حضورشان این میدان را برای همیشه تغییر داده است. اما نباید خوش‌خیال بود و گمان کرد این تعدد بازیگرانْ الزاماً به معنای دلچسب‌‌تر شدن زندگی برای مردمان عادی یا انسانی‌تر شدن زندگی است، زبرا یکی از این بازیگرانْ گروهی همچون طالبان است که آمریکا آشکارا دست دوستی به سویش دراز کرده است.

 

جذابیت این کتاب برای خوانندهٔ ایرانی که حالا دیگر گستردگی حضور چین در ایران را با پوست و استخوان حس می‌کند تنها در ذکر مصیبت نیست. این کتاب، فرصتی فراهم می‌کند تا خوانندهٔ ایرانی که هر روز در زیر بمباران خبرهای تلخ و دعواهای لفظی سران کشورهای مختلف است، همه چیز را در بستری بزرگ‌تر قرار بدهد و این‌گونه از بهت و گیجی بمباران خبری خلاص شود و شرایطش را بفهمد و ادراک تازه‌ای بیابد.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.