هیچ وقت علم را جدی نگرفته ایم

سرگذشت علم در سرزمین‌های اسلامی

536
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

همزمان با روزهایی که موافقان و مخالفان علمِ جدیدْ مقابلِ ویروس کووید۱۹ صف‌آرایی کردند و از یک‌طرف صدای بلند «واکسن بخرید» را می‌شنویم و از جانبی دیگر نجواهای «واکسن نمی‌زنیم» به گوشمان می‌رسد، کتابی منتشر شده است که سودای بررسی سرگذشت مفهوم علم در تمدن اسلامی را دارد. موضع‌گیری صریح نویسنده نسبت به سرگذشت علم در میان مسلمانان از همان عنوان کتاب هم مشخص است: «هیچ وقت علم را جدی نگرفته ایم»، بنابراین آن چه برای خواننده کتابْ نامعلوم باقی می‌ماند استدلال‌های نویسندهٔ منتقدی است که در لباس روحانیتْ کار نقد آنانی را برعهده گرفته است که مقابل علم جدید سنگر گرفته‌اند و تن به منطق و استدلال نمی‌دهند و هنوز می‌خواهند از میان کتاب‌های خاک‌گرفته درمانِ دردهای جدید را بیابند. انگار همچنان در بر همان پاشنه‌ای می‌چرخد که چکیده‌اش قرن‌ها پیش در شعر مولانا پیدا شد:  پای استدلالیون چوبین بود/ پای چوبین سخت بی‌تمکین بود.

رسول جعفریان، استاد تاریخ دانشگاه تهران و رئیس اسبق کتابخانه و موزهٔ مجلس شورای اسلامی، حاصلِ ده سال تامل دربارهٔ مواجههٔ مسلمانان با علم را در کتابی مفصل جمع‌آوری کرده است. این کتاب ۱۱۰۳ صفحه‌ای شامل یادداشت‌ها و متن تعدادی از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های جعفریان‌ است که موضوع و دغدغهٔ اصلی همهٔ آن‌ها یک چیز است: علم جدید. این مطالب پراکنده براساس ترتیب زمانی مرتب شده‌اند و تاریخ نگارش هر کدام از یادداشت‌ها در پایان آن ذکر شده است. اگر از چهار یادداشت اول کتاب که ظاهراً از چشم ویراستار دور مانده و بدون ذکر تاریخ آمده است، بگذریم این یادداشت‌ها از فروردین ۱۳۹۱ شروع می‌شوند و تا شهریور ۱۳۹۹ ادامه پیدا می‌کنند.

فقدانِ نمایه و ویرایش‌گری مناسب با انتشارِ مطالب در قالب کتاب کاملاً مشخص است و در ذوق می‌زند. مثلاً خوانندگان در خلال خواندن برخی از یادداشت‌ها با درخواست «کامنت بگذارید» نویسنده (ن.ک به صفحه ۱۶۹) مواجه می‌شوند که دیگر موضوعیت ندارد.

مرتب کردن مطالب کتاب براساس زمان باعث شده است تا از خلال خواندن آن‌ها سیر تغییرات اجتماعی و شکل‌گیری رویکردهای جدید را هم نظاره کنیم. یعنی می‌فهمیم در حالی که بسیاری همزمان با همه‌گیری کرونا تازه برج و باروی مدعیان «طب اسلامی» را دیدند، جعفریان چندین سال قبل‌تر دربارهٔ ظهور این گرایش جدید هشدار داده بود. مثلاً در یادداشتی با عنوان «آیا چیزی به نام طب اسلامی داریم؟» که در سال ۱۳۹۳ نوشته شده است، این چنین می‌خوانیم:

…در این سال‌های اخیر طب سنتی خیلی رواج یافت و اغلب اوقات برای اینکه محبوبیت بیشتری پیدا کند، عنوان طب اسلامی هم به آن داده شد. در صحنهٔ علم پزشکی هر از چندگاهی آدم‌هایی پیدا می‌شوند و با کمک ابزارهای جدید و فناوری‌ نوین غربی که همیشه هم به آن‌ها دشنام می‌دهند، یعنی همین اینترنت و سی‌دی و هزار چیز دیگر، از مزایای طب سنتی و بد و بیراه به داروهای جدید و پزشکی نو سخن، میگویند.

خواندن این یادداشت‌ها ما را به کتابخانه‌های ساکت برنمی‌گرداند بلکه برعکس؛ نویسنده از یافته‌های کتابخانه‌ای استفاده می‌کند تا ما را وارد میدان جنگی کند که امروز بیشتر از همیشه قربانی گرفته است. رسول جعفریان ریشه‌های تاریخیِ این ولعِ سیری‌ناپذیر به بازیابی گذشته‌ای خیالی و ناموجود را نشان می‌دهد اما این ریشه‌ها در مطالب مختلف پراکنده شده است و سامان دادن به آن‌ها بر دوش خواننده گذاشته شده است. این گذشته‌گرایی بی‌منطق، اغلب با اسم رمز دهانْ‌پرکنی مانند«بومی‌سازی» مطرح می‌شود و خیلی‌ها را ممکن است به اشتباه بیاندازد. هر چند جعفریان نشان می‌دهد خود این مطالبهٔ بومی کردن هم ‌تحفهٔ فرنگ است و «دانشمندان غرب بنیادهای تئوریک آن را طراحی کردند.»

قصه‌ای که جعفریان روایت می‌کند، سر درازی داشته است و نویسنده هم با نشان دادن درازنای مبارزه با علم نو و اصلاً مقابله با هر نویی و تازگی ادعاهای گذشته‌گرایان را به ریشخند می‌گیرد. مثلاً در هر حالی که امروز استفاده از قبله‌نما در هر نمازخانه‌ای رایج است اما چند قرن پیشتر موضوع مجادلاتی جدی بوده است:

..آقا جمال دربارهٔ این سوال که تکلیف استفاده از قبله‌نما چیست، تقریباً به همان روشی جوابی داده که حتی الان نیز معمول است. به طور اصولی فقها زیر بار روش‌های تازه نمی‌روند و مهم برای آن‌ها همان اصول قدیمی است! در عین حال، در پایان بحث، همیشه یک گوشه‌ای را باقی می‌گذارند که راه گریز از معرکه باشد (ص: ۴۴۱)

هیچ وقت علم را جدی نگرفته ایم  به‌تازگی از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است و در واقع یکی از کتاب‌های مجموعهٔ «تاملات صاحب‌نظران ایرانی در باب آموزش عالی» است. اگرچه در چندین یادداشت این کتاب به مسئله علم در دانشگاه و نمودهای آن یعنی پایان‌نامه و نگارش علمی هم پرداخته شده است اما ادعایی که در این کتاب مطرح می‌شود بسیار فراتر از نقد صرف آموزش عالی است و وضعیت علم در دانشگاه‌های ایران فقط مثال‌هایش به حساب می‌آید.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.