پاریس، شهر قشنگ مرغوب غم‌زدا

333
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

ضرب‌المثلی هست که می‌گوید که آدم‌ها در دو جا شاد و خوشبخت‌ هستند: خانه‌ خودشان و شهر پاریس.

اثری که سفر پاریس بر مسافران دوره قاجار گذاشته نیز از همین دست خوشی‌هاست.

در کتاب «پاریس از دور نمایان شد» که نشر اطراف آن را منتشر کرده، بخش‌هایی از نوشته‌های نه تن از مسافران روزگار قاجار وجود دارد که اکثرشان از زیبایی این شهر، موزه لوور و اکسپوزیسیون انگشت به دهان مانده‌اند.

میرزا عبدالرئوف که پاییز سال ۱۲۸۱  مسافر پاریس بود مفید و مختصر درباره این شهر نوشت:

«داخل شهر پاریس شدم که این شهر دارالسرور شهرهای فرنگستان است و پایتخت دولت جمهوری فرانسه است که آوازه نکویی و آبادی آن عالمگیر است و تمام خلق عالم آرزوی دیدن این شهر قشنگ مرغوب غم‌زدا را دارند. زمین آن از هر جهت بر تمام پایتخت‌های ‌آباد دنیا شرف و افتخار دارد. مردمانش همه با علم و با تربیت‌ترین ملل بیدار روی زمین می‌باشند.»

عجایب پاریس برای ناصرالدین‌شاه که دو بار در سال‌های ۱۲۵۲ و ۱۲۵۷ به این سفر کرده کم نبوده است. او در واپسین سفرش به سراغ چیزهایی رفته که غیر زیبایی می‌توانست برایش نکات آموزنده هم داشته باشد.

«بعد به مریضخانه کورها یعنی مدرسه کورها رفتم. رئیس آنجا موسیو پراس همه جا را نشان داد. بسیار مدرسه خوبی است. صد و سی نفر کورهای جوان از زن و مرد آنجا تحصیل مس‌کنند. عمده صنعت آنجا ساز و آواز است که بعد از تکمیل بتوانند بزنند نان پیدا کنند……….هر کوری اتاقی دارد. در هر اتاق یک پیانو بود و اغلب هم صنعت بافتن پشمینه و غیره مثل جوراب، لباس بچه‌گانه و غیره می‌آموزند. از صنایع‌شان چند چیزی به یادگار گرفتم. یک نوع الف ب اختراع کرده‌اند، چاپ زده‌اند،کاغذ برجسته می‌شود….کور دست روی آنها مالیده هر کتابی باشد می‌خواند در کمال خوبی.»

عبادت و دین‌داری اهالی پاریس آن روزگار هم نظر حاجی‌پیرزاده را جلب کرده‌بود. او که سال ۱۲۵۶ مسافر پایتخت فرانسه بوده درباره‌اش نوشته که

«غم امروز ندارند و غصه فردا نمی خورند. عبادت و تقوی و پرهیزگاری را نیز عادت ندارند. بعضی از اهل پاریس در روزهای یکشنبه رسما به کلیسا می روند و به رسم خود نماز می گذارند ولی مقصودشان رسم و عادت است نه طاعت و عبادت. خدا رحم کند.»

میرزا نصر‌الله تیرماه ۱۲۷۹ به پاریس رفت و درباره خرج و مخارج زندگی در این شهر توضیحاتی داد تا نشان دهد لذت خوشی و شادی در این شهر رایگان به دست نمی‌آید.

«از بابت خوراک و چایی و کرایه کالسکه و کرایه هتل و انعامات که متصل به عنوانات مختلف باید داده شود  روزی دویست فرانک با راحتی می‌شود ماند و خرج کرد. کمتر هم می‌شود ولی زندگانی پست است و کسی تصور نکند که این وجه زیاد است…..قدم به قدم باید پول داد تا خوش بود. در پاریس هلو و شلیلی بسیار خوب دیدم ولی دانه‌ای به هشت فرانک خریدم.»

فرخ‌خان امین‌الدوله در مسافرتش به پاریس، سال۱۲۳۵ چشمانش به دنبال پیدا کردن شباهت‌ها میان ایران و فرانسه بود و جشن‌های ملی این فرصت را برایش فراهم کرد.

«در این ایام که اواسط ماه فوریه و اواخر ماه جمادی‌الثانی است عیدی‌ست در میان ملت فرانسه و اکثری از ممالک یوروپ که آن را عید بقرا می‌نامند. شبیه به عید قربان ما استکه جماعت قصابان موازی چهار راس گاو قوی‌هیکل و ضخیم‌الثه و خارج‌العاده کذا تحصیل نموده و مدتی ‌آنها را پرورانیده، در چاقی و فربهی به اقصی‌الغایه می‌رسانند و مدت سه روز آنها را با حجله در روی عراده ….می‌گردانند…..حجله اول بلاتشبیه مثل حجله دامادی جناب قاسم ساخته شده و آرایش گردیده….»

اگر سفرنامه درباره پاریس را دوست داشتید ممکن است از خواندن این مطلب هم لذت ببرید.

مجله اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.