کتاب هایی که از هجرت و مهاجرت می‌گویند

451
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

انسانی که مهاجرت می‌کند، کسی که دائما در سفر است، آن که مکان جدید برایش نامانوس است و فردی که دلتنگ کاشانه پیشین خودش است؛ همگی، کتاب‌هایی هستند که باید روایت شوند.

انسان وقتی یک‌جا نشین شد، ریشه دوانیدن را یاد گرفت. ولی پاره‌ای از اوقات باید زمینی که ریشه در آن دوانیده ترک کند تا به همان جایی برود که ممکن است او را پذیرند و اجازه دهند یک بار دیگر ریشه‌هایش را در خاک فرو کند. برخی نویسنده‌ها دست به قلم شدند تا راوی تلخ و شیرین چنین داستان‌هایی باشند.

در ادامه خلاصه مختصری از لیست کتاب‌هایی که موضوع‌شان مهاجرت است می‌خوانید.


موسم هجرت به شمال

طیب صالح، نویسنده سودانی‌الاصل داستان دو آدمی را روایت می‌کند که هر دو برای تحصیلات به انگلستان رفتند و بعد از اتمام آن به کشورشان بازگشتند. یکی از آنها راوی است که در انگلیس ادبیات خوانده و دیگری فردی مرموز به نام مصطفا سعید است. هر دوی آنها مهاجرهایی هستند که به نقطه ابتدایی بازگشتند به امید آنکه آرامش بیابند. اما هجرت، طوفانی است که انسان‌ها را تغییر می‌دهد و ممکن است آنها را برای همیشه بی‌وطن کند. در دیداری خصوصی، مصطفا سعید برای راوی تعریف می‌کند که او کودکی یتیم، نابغه و بی‌احساس بوده که ترکیبی از این‌ها او را به خاک انگلیس کشانده.

برای خواندن خلاصه‌ای از کتاب این مطلب را ببینید.

مرثیه‌ای برای آرژانتین

پاتریسیو پرون، پنجمین کتابش یعنی «مرثیه‌ای برای آرژانتین» را یک رمان «تخیلیِ غیرتخیلی» توصیف می‌کند.

کتاب تاحدودی شبیه داستان زندگی خود نویسنده‌است. پرون، در آرژانتین در خانواده‌ای با سابقه مبارزات سیاسی در دوران دیکتاتوری نظامی، متولد شده و سال‌های زندگی‌اش را در کشوری دیگر، یعنی در اسپانیا گذرانده‌است. داستان کتاب توسط یک راوی که نویسنده‌ای آرژانتینی است روایت می‌شود. او سال ۲۰۰۸ بعد از هشت سال زندگی در کشور آلمان در تماسی با خانواده‌اش متوجه می‌شود که حال پدرش خوب نیست و راهی بیمارستان شده‌است. تصمیم می‌گیرد بازگردد و این بازگشت سد خاطرات را می‌شکند و راوی را با چهره جدیدی از پدرش مواجه می‌کند.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

سه‌گانه دختران کابلی

آوارگی و هجرت یکی از چند چهره جنگ است که برای قربانیانش به ارمغان می‌آورد. جنگ چهره افغانستان و ساکنانش را برای همیشه تغییر داد؛ مخصوصا برای زنان و کودکان. دبورا الیس، در مجموعه کتاب‌های سه‌گانه دختران کابلی داستان کودکان آواره‌ای را نقل می‌کند که یک‌جا نماندن و رفتن، جزئی جدا نشدنی از سرنوشت‌شان شده‌است.


نان‌آور

پروانه، دختر یک خانواده شش نفره است که هر روز پدرش را برای کار در بازار همراهی می‌کند. پدر پروانه یکی از پاهایش را در جنگ از دست داده و برای تکیه کردن به پروانه نیاز دارد. یک شب، چند نفر از ماموران طالبان به خانه آنها آمدند و پدر پروانه را بردند. از آن به بعد زندگی خانوادگی آنها سخت‌تر شد. تنها کسی که می‌توانست بدون پوشیدن برقع بیرون برود پروانه بود اما او هم از خطر در امان نبود. به پیشنهاد یکی از دوستان مادر پروانه، قرار شد موهای او را کوتاه کنند، به او لباس پسرانه بپوشانند و برای انجام همان کاری که پدر انجام می‌داد؛ روانه بازار کنند.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

سفر پروانه

خانواده پروانه برای مراسم عروسی خواهر بزرگش به مزار شریف می‌روند اما طالبان به آنجا حمله کرده و کسی از سرنوشت آنها خبری ندارد. پروانه و پدرش، که بالاخره از زندان آزاد شده، برای پیدا کردن آنها راهی سفر می‌شوند. سفر آنها خانه به خانه و روستا به روستا ادامه پیدا می‌کند اما پدرش تاب نمی‌آورد و می‌میرد.

او همچنان نامش «قاسم» است و کسی از هویت اصلی‌اش خبر ندارد. تا اینکه متوجه می‌شود اهالی روستا قصد دارند در ازای پول، او را به طالبان تحویل بدهند.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

شهر گلی

آخرین جلد این سه‌گانه درباره «شوزیه» دوست پروانه است که برای فرار از ازدواج در سنین کودکی، همراه با معلم ورزش دوران مدرسه‌شان به پاکستان فرار کرد تا در آنجا چوپانی کند. اما این فرار و رد شدن از مرز برای شوزیه آرامش به بار نیاورد. او رویای رفتن به فرانسه و زندگی در آرامش را داشت اما اوضاع در کمپ پناهنده‌های افغانستانی خراب‌تر از آن بود که بتوان این رویا را به حقیقت نزدیک کرد.

پس شوزیه با همراهی سگی به نام جاسپر از اردوگاه فرار می‌کند تا خودش دنبال سرنوشتش باشد. اما روزگار در پاکستان هم سرناسازگاری دارد.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

 

دِین شب به روز

در کتاب «دِین روز به شب» داستان از زبان یونس روایت می‌شود. یونس پسر عیسا، مرد کشاورزی است که با عزت و غرور اما در فقر زندگی می‌کند. روزی از روزها پیش از برداشت، تمامی محصول گندم عیسا در آتش خاکستر می‌شود.واپسین تلاش پدر برای پیدا کردن شغلی جدید به جایی نمی‌رسد. در نتیجه تسلیم پیشنهاد برادرش می‌شود: یونس را برای ادامه زندگی به خانه برادرش می‌فرستد. یونس یا ژونس بارها مجبور می‌شود از بین دو جهان متفاوت، یکی را انتخاب کند: الجزایری یا اروپایی، گذشته یا حال، عشق یا وفای به عهد؛ در نهایت اینکه سرنوشت‌اش را به تقدیر بسپارد یا خودش کنترل آن را به دست بگیرد.

 

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

 

تویی که سرزمین‌ات اینجا نیست

«تویی که سرزمین‌ات اینجا نیست» مجموعه چند داستان کوتاه است که درون مایه اکثر آنها جنگ و هجرت، آوارگی، دوری و دلتنگی است.

داستان اول این مجموعه،که نام کتاب از آن وام گرفته‌ شده، درباره سردار میرزا، پناهجوی افغانستانی‌ای است که حرفه‌اش خیاطی است اما در ایران کسی به او مجوز کار در این زمینه را نمی‌دهد. سردار سال‌ها در ایران کارگری کرده اما همچنان یک غریبه است. عاقبت سردار راه نجات را در خریدن شناسنامه‌ای ایرانی می‌بیند. هر چه پول داشته می‌دهد تا این شناسنامه را به دست بیاورد و طعم آرامش را بچشد.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

نقشه فقط بخشی از داستان است

نیکول چانگ و منسا دماری، سردبیران مجله کَتپِلت از ۲۰ نویسنده زن درخواست کردند برای آنها جُستاری درباره «مهاجرت و خانه» بنویسند.

این نوشته‌ها محصول فکر افرادی است که یا خودشان مهاجر بودند، یا فرزندان و نسل دوم مهاجران و پناهجویان محسوب می‌شدند یا افرادی بودند که سیاست‌های حوزه مهاجرت و نحوه برخورد یک کشور با مهاجرها و پناهنده‌ها ریزترین جزئیات زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.

 

خوشه‌های خشم

مهاجرت همیشه از سر دلخوشی نیست. گاهی‌اوقات ناامیدی و استیصال آدم را مجبور می‌کند وارد سفری شود که انتهایش پیدا نیست.

کتاب خوشه‌های خشم داستان مهاجرت از سر استیصال و امید به یافتن خوشبختی است. اما هر قدر کتاب پیش می‌رود، امید نیز از مهاجرهای فقیر دور می‌شود. استان، با آزادی تام جود از زندان‌های ایالتی آغاز می‌شود. او بعد از آنکه زندان ایالتی اوکلاهاما را ترک می‌کند به سمت خانه پدری‌اش می‌رود. در راه با جیم کیسی، واعظ سابق ملاقات می‌کند. جیم، تام را در راه رسیدن به خانه‌شان همراهی می‌کند اما کسی دیگر آنجا زندگی نمی‌کند و فاجعه رفته رفته خودش را نشان می‌دهد.

برای خواندن خلاصه کتاب این مطلب را ببینید.
شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.