/**/

یادداشت‌های عراق؛ مشاهدات آقای نویسنده

183
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

ماریو بارگاس یوسا روزنامه‌نگار است، نویسنده‌است، جایزه نوبل را به دست آورده‌ اما در پیش‌بینی کارش خوب نیست. او وقتی به عراق سفر کرد که ارتش آمریکا تازه‌نفس بود و مردم عراق به آینده خوش‌بین بودند.

کتاب «یادداشت‌های عراق» مجموع گزارش‌های بازدید او از همان روزهای عراق است. آن وقت‌ها صدام سقوط کرده‌بود و آمریکایی‌ها معتقد بودند ساخت دولتی دموکرات که همه گروه‌ها در آن سهمی داشته‌باشند آسان است و آمدن داعش تخیلی دور از ذهن به نظر می‌رسید.

بارگاس یوسا از طرفدارن سرسخت حمله به عراق بوده و هست. این را همان اول کتاب به صراحت بیان می‌کند.

«جنگ عراق گسترده‌تر و فراتر از مرزهای بین‌النهرین است. این جنگ تفاوت میان ایالات‌متحده ‌امریکا و متحدان قدیمی‌اش، مانند فرانسه و آلمان را آشکار و تشدید کرده‌است و با مشروعیت بخشیدن به یک «آمریکا ستیزی» جدید، آن هم با حال و هوا و هاله‌ای از ضدیت با استعمار، نفرتی جهانی نسبت به آمریکا برانگیخته است. نفرتی که در آن دلتنگان فاشیسم و کمونیسم با ملی‌گرایان، سوسیال دموکرات‌ها و مخالفان جهانی‌سازی همراه می‌شوند.»

حمله به عراق بیستم ماه مارس ۲۰۰۳ اتفاق افتاد و بارگاس یوسا بین ۲۵ ژوئن تا ۶ ژوئیه ۲۰۰۳ به این کشور رفت، با مردم حرف زد، به قهوه‌خانه‌ها رفت، با پل برمر مصاحبه کرد، بعد از بازگشت مشاهداتش را نوشت و در روزنامه «ال‌پائیس» چاپ مادرید منتشر کرد.

به گفته خودش چون «هیچ یک روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌هایی که حقوق چاپ و انتشار آن را کسب کردند، سری کامل آن را چاپ نکردند، بلکه به مقالاتی مجزا از گزارش من (یوسا) بسنده کردند» تصمیم گرفت تا برای «اصلاح برداشت‌های اشتباه یا غیر دقیق» مجموعه این نوشته‌ها را به صورت مستقل منتشر کند.

شاید یکی از بخش‌های خواندنی کتاب گزارش دیدار با «آیت‌الله محمدباقر حکیم» باشد که پیش از شهادتش انجام داده‌است. یوسا در ابتدای این دیدار می‌نویسد که «آیت‌الله حکیم ۶۳ سال سن دارد که ۲۳ سال آن را در ایران، در تبعید، به سر برده‌است.»

مخالفت ضمنی با حضور آمریکایی‌ها در صحبت‌های حکیم به وضوح دیده می‌شود اما او در برابر این سوال یوسا که «نظرش درباره آنچه در کشور همسایه-ایران- می‌گذرد چیست؟» می‌گوید

«اطلاعات موثق در مورد آنچه در ایران رخ می‌دهد در دست ندارم. ما حتی به یقین نمی‌دانیم که در سایر استان‌های عراق چه می‌گذرد. جرات نمی‌کنیم آنچه برخی از رسانه‌های خبری، رسانه‌های قطر یا امارات یا اردن می‌گویند و تنها خشونت و نفرت را تحریک می‌کنند، جدی بگیرم. بنابراین در مورد این موضوع ترجیح می‌دهم که ابراز عقیده نکنم.»

سفر به کردستان عراق روی دیگری از روزگاران صلح در این کشور را به یوسا نشان داد. اگرچه چهره پر جنب و جوش منطقه او را تحت تاثیر قرار داد اما صحبت با مردم کافه نشان داد که نباید نسبت به آینده خوش‌بین بود. یکی از جوانان کافه به یوسا می‌گوید:«از آنچه در اینجا رخ می‌دهد، چنین تصویر مثبتی را با خود همراه نبرید. ساده نباشید.» اشاره او به اختلافات میان دو حزب در کرستان عراق بود و اتفاقات سال‌های بعد ثابت کرد که نظرات این جوان پر بیراه نبوده‌است.

یوسا در انتهای کتاب یادداشتی درباره احتمال ساخت یک دموکراسی روی ویرانه‌های جنگی عراق توضیح می‌دهد که چنین سازه‌ای ابتدا باید در ذهن مردم شکل بگیرد و برای چنین چیزی «پیش از هر چیز، باید بر شکل مکارانه استعمار ذهنی غلبه کرد.» گذشت سال‌ها نشان داد که اوضاع در عراق و منطقه پیچیده‌تر از آن است که با رفتن دیکتاتور و تلاش برای ساخت دولتی دموکراتیک از طریق جنگ سامان بگیرد.

کتاب یادداشت‌های عراق را نشر مروارید در ۱۶۰ صفحه منتشر کرده است. عکس‌های داخل کتاب توسط دوربین دختر نویسنده، یعنی مورگانا بارگاس یوسا ثبت شده‌است.

اگر این مطلب را دوست داشتید ممکن است این نوشته‌ها برایتان جالب باشد.

شاید برایتان جالب باشد
نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.