۱۰ نکته درباره زندگی خواهران برونته

646
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

خواهران برونته یعنی امیلی، شارلوت و آن زندگی‌ در هم تنیده‌ای داشتند. از نظر سنی به هم نزدیک بودند و جز چند مورد معدود، بودن در کنار هم را به هر چیز دیگری ترجیح می‌دادند.

بررسی زندگی تک‌تک این خواهرها می‌تواند نکته‌های جالبی داشته باشد اما بررسی زندگی این سه، کنار هم می‌تواند جالب‌تر باشد.

با وجود زندگی کوتاه‌شان که بیماری عاملش بود، هر سه آنها توانستند با نبوغ خود، جاه‌طلبی ادبی‌شان را در  تاریخ ادبیات انگلیس ثبت کنند.

آنها در غرب یورکشایر در روستایی به نام ثورنتون متولد شدند. بعدا به هاورث نقل مکان کردند و در کنار برادرشان، برنول، بزرگ شدند. مادرشان وقتی که هنوز خیلی کوچک بودند از دنیا رفت و خاله‌شان به خانه آنها نقل مکان کرد تا بر نحوه بزرگ شدن‌شان نظارت داشته باشد.

۱) مدرسه رفتن خواهران برونته عواقب ناگواری داشت

در سال ۱۸۲۴، شارلوت و خواهرانش ماریا، الیزابت و امیلی به مدرسه‌ شبانه‌روزی مذهبی کوانز‌ بریج، مخصوص دخترها فرستاده شدند. ماریا و الیزابت تحمل روزهای سخت زندگی در این مدرسه را نداشتند و بیماری سل جان‌شان را گرفت. بعد از آن، شارلوت و امیلی به خانه برگشتند.

نظریه‌ای وجود دارد که می‌گوید شارلوت در توصیف و ساخت صحنه‌های ابتدایی «مدرسه لاوود» در کتاب جین‌ایر از همین مدرسه الهام گرفته‌است. او مدرسه و شرایط ناگوار نگهداری از کودکان را مسئول مرگ خواهرانش می‌دانست.

2) خواهران برونته دنیاهای خیالی‌شان را با هم خلق می‌کردند

تحصیلات رسمی شارلوت، امیلی و آن بعد از فاجعه مدرسه تقریبا به اتمام رسید و دیگر به مدرسه نرفتند. آنها در کنار هم و با همراهی برادرشان برنول با ساخت یک دنیای خیالی که نامش را «آنگریا» گذاشته بودند بزرگ شدند. آنها درباره این دنیای خیالی نمایش بازی می‌کردند و داستان می‌گفتند.

آن و امیلی که بهم نزدیک‌تر بودند یک دنیای خیالی به نام «گوندال» خلق کردند. از بین همه خواهران و برادران برونته، امیلی، کم‌حرف‌ترین و مرموزترین شخصیت را داشت. بنابراین جای تعجب نیست اگر در ساخت جهان‌های خیالی فعال‌تر بوده‌است.

تصویر آن برونته
3) حداقل دو نفر از خواهران برونته به عنوان معلم سرخانه کار کردند

آن، در دوران نوجوانی برای مدتی کوتاه به خاطر رفتن به مدرسه خانه‌شان را ترک کرد و بعد در سن نوزده‌سالگی کارش را به عنوان معلم سرخانه شروع کرد.

نخستین رمانش، «اگنس گری» درباره یک معلم سرخانه جوان، براساس همین تجربیات نوشته شده‌است. زنِ قهرمان داستان، راویِ ساعات بی‌وقفه کار، حقوق کم و تحقیرهای بی‌اندازه‌ای است که زن‌های شاغل در این حوزه سال‌ها تحمل کرده‌اند.

شارلوت در دوران نوجوانی به مدرسه بازگشت و سپس به عنوان معلم در مدرسه‌ای استخدام شد و بعد از آن او را به عنوان معلم سرخانه استخدام کردند. مهمترین شخصیت داستانی او، جین‌ ایر، چنین مسیری را در زندگی‌اش طی می‌کند.

امیلی به عنوان معلم سرخانه بعدی شناخته می‌شد اما معلوم نیست آیا هرگز توانست به این شغل برسد یا خیر.

خواهران برونته از معلم سرخانه بودن نفرت داشتند و از معلمی هم خوششان نمی‌آمد. همه چیزی که آنها در زندگی می‌خواستند «نوشتن» بود.

4) شارلوت و امیلی برای مدتی به بلژیک رفتند

سال ۱۸۴۲ شارلوت و امیلی برای یک دوره تحصیلی کوتاه مدت به بروکسل بلژیک رفتند. در آنجا فرانسه، آلمانی و ادبیات خواندند؛ به این امید که روزی بتوانند مدرسه خودشان را تاسیس کنند.

همان جا شارلوت عاشق مدیر مدرسه شد که مردی متاهل بود. او از این تجربه ناکام در زمینه عاشقی در نخستین کتابش پروفسور استفاده کرد. این کتاب تنها کمی بعد از مرگش منتشر شد.

5) آنها با برادرشان درگیری‌های جدی داشتند

خواهران برونته رابطه نزدیکی با برادرشان برنول داشتند اما این برادر برای آنها تبدیل به چالشی همیشگی شده‌بود. برنول در جایگاه یک شاعر شکست خورده به الکل و احتمالا تریاک اعتیاد داشت. آن کتاب «مستاجر عمارت وایلدفل» را تا حدودی بر اساس شخصیت برادرش و اعتیاد او نوشت.

6) یک کتاب شعر چاپ کردند که ناموفق بود

در اواسط دهه ۱۸۴۰ شارلوت متوجه شد که در شعرهای امیلی رنگ و بویی از نبوغ وجود دارد. او با جمع کردن آثار دو خواهر دیگرش به دنبال جایی برای انتشار آنها بود. برای این دفتر شعر از اسامی مستعار استفاده کردند. یک انتشاراتی بالاخره حاضر به چاپ این کتاب شد اما به خرج خود آنها.

سال ۱۸۴۶ تعداد انگشت‌شماری از آن کتاب شعر چاپ شد و تنها دو تای آنها به فروش رفت. نقدهای وارد شده به کتاب آنقدر بد بود که رنگ و بوی تحقیر داشت.

7) آن و امیلی قبل از شارلوت ناشر کتاب‌های خودشان را پیدا کردند

بعد از تجربه ناموفق کتاب شعر، خواهران برونته تصمیم گرفتند این بار شانس رمان‌هایشان را امتحان کنند. آنها داستان‌هایشان را به نام مستعار برای ناشرها ارسال کردند. شارلوت، رمان پروفسور، امیلی، رمان بلندی‌های بادگیر و آن، کتاب اگنس‌گری را فرستادند.

در آن زمان چون آثار اولیه دست‌نویس بودند تنها می‌توانستند برای یک ناشر ارسال کنند و منتظر پاسخ بمانند. چندین ناشر رمان شارلوت را پس فرستادند. امیلی و آن هر دو توسط یک ناشر انتخاب شدند. همان‌زمان، شارلوت در حال کار کردن روی رمان جدیدش «جین‌ایر» بود و وقتی یکی دیگر از ناشرها با پس فرستادن اثرش برایش نوشته بود «منتظر ارائه کاری طولانی‌تر و پخته‌تری از شما هستیم.» او این کار را آماده داشت.

دست‌نوشته جین‌ایر سریعا برای ناشر فرستاده شد و بعد از چاپ موفقیت چشمگیری به دست آورد.

8) خواهران برونته‌ای وجود ندارد؛ همه آنها یک نفر است!

با اینکه شارلوت آخرین نفری بود که ناشر کتاب‌هایش را پیدا کرد اما کتاب جین‌ایر زودتر از دو کتاب خواهرانش چاپ و منتشر شد. بلندی‌های بادگیر و اگنس‌گری چند ماه بعد در مغازه‌ها به فروش رسید. شایعه‌ای وجود داشت که می‌گفت بلندی‌های بادگیر و جین‌ایر، هر دو از تراوشات یک قلم هستند. حتی بعدها گفته شد آن دفتر شعر هم کار یک نفر است و گذاشتن اسم سه نفر روی کتاب تنها برای گول زدن مخاطب است.

شارلوت و آن برای آنکه به ناشر کتاب شارلوت ثابت کنند چنین چیزی درست نیست مجبور شدند به لندن سفر کنند (امیلی ترجیح داد در خانه بماند.) دلیل اصلی این بود که ناشر آمریکاییِ کتاب مستاجر عمارت وایلدفلْ این کتاب را با این اطلاعات غلط که این کتاب نوشته نویسنده معروف جین‌ایر است؛ وارد بازار کرده بود.

9) شارلوت تنها برونته‌ای بود که ازدواج کرد

سال ۱۸۳۹ شارلوت برونته یک پیشنهاد ازدواج را رد کرد و گفت:«من آن آدم جدی، موقر و خون‌سردی که شما فکر می‌کنید نیستم. ممکن است بعد از مدتی فکر کنید که من رمانتیک و عجیب هستم.»

آن، یک جورهایی یک خواستگار داشت که به سرانجام نرسید و امیلی چندان آرزو نداشت تا خانه پدری‌اش را ترک کند.

شارلوت سرانجام سال ۱۸۵۴ با آرتور بل نیکلاس، یک معاون کشیش بخش، ازدواج کرد. بعد از مرگ همه خواهرهایش احتمالا حس تلخ تنهایی او را مجاب کرد که به این ازدواج روی خوش نشان دهد. پدرش شدیدا مخالف ازدواج بود اما شارلوت در نهایت این پیشنهاد را قبول کرد.

این ازدواج که ابتدایش شاد بود عمر کوتاهی داشت و با تلخی پایان یافت. شارلوت سال ۱۸۵۵ در سن سی‌وهشت سالگی تنها یک ماه پیش از تولد سی‌ونه سالگی‌اش در اثر عوارض ناشی از بارداری درگذشت.

تصویر شارلوت برونته
10) همه برونته‌ها جوانمرگ شدند

برنول برونته سپتامبر ۱۸۴۸ در سن سی‌ویک سالگی درگذشت. اعتیاد به الکل و سایر اعتیادها در این جوانمرگی تاثیر داشت.

امیلی در مراسم خاکسپاری برادرش احساس سرماخوردگی داشت سه ماه بعد در سن سی‌سالگی در گذشت.

آن که در ماه می ۱۸۴۹ در اثر بیماری سل درگذشت؛ هنگام مرگش فقط بیست‌ونه سال داشت. و در آخر شارلوت چند سال بعد، در سن سی‌و هشت سالگی در گذشت.

پدر آنها پاتریک برونته بیشتر از همه فرزندانش عمر کرد.

 

اگر به آثار نویسندگان زن علاقه دارید نوشته‌های زیر را ببینید.

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.