۳ باور اشتباه دربارهٔ خواب

102
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

خیلی قبل‌تر از همه‌گیری کرونا ما اسیر پاندمی «بی‌خوابی» شدیم. یعنی «دوسوم بزرگسالان در تمام کشورهای توسعه‌یافته نمی‌توانند هشت ساعت خواب شبانهٔ توصیه شده را داشته باشند.» حالا یک دستمان قهوه و دست دیگر قرص خواب است و این چنین میانه میدان کار و زندگی افتان و خیزان می‌رویم.

کتاب «چرا می‌خوابیم؟» به همین درد مشترک می‌پردازد و مشکلات خواب را از منظر تکاملی و با زبانی ساده توضیح می‌دهد. کتاب از چهار بخش تشکیل شده است اما برای خواندن آن مجبور نیستید تا طبق منطق همیشگی کتاب‌ها پیش بروید و می‌توانید «هر فصل را به صورت جداگانه و خارج از ترتیب بخوانید.»

کتاب از چیستی خواب و نیاز بدن به آن شروع می‌کند و در نهایت به پیامدهای جسمی و ذهنی بی‌خوابی می‌رسد و توصیه‌هایی برای حل مشکلات خواب ارائه می‌کند و غلط بودن راهکارهای رایج را هم نشان می‌دهد.

«چرا می‌خوابیم؟» کتابی تکان‌دهنده است، چون هم به ما یادآوری می‌کند که خواب از آن چه فکر می‌کنیم مهم‌تر است و هم متوجه می‌شویم تا چه حد درباره آن دچار سوءتفاهم‌های عمیق هستیم. براساس یافته‌های این کتاب ۳ افسانه رایج دربارهٔ خواب را شناسایی کردیم:

۱.سحرخیز باش تا کامروا شوی!

آدم تا کره ماه رفته و خیلی چیزها را تغییر داده است اما ساعت بیولوژیکی که در بسیاری از گونه‌های دیگر هم دیده  می‌شود و ساعت خواب و بیداری ما را تعیین می‌کند از آن چیزهایی است که نمی‌توان تغییرش داد و چندان ربطی به انتخاب‌های ما ندارد. یعنی چه بدنتان را با ساعت بیولوژیکی هماهنگ کنید و چه نکنید، تغییراتی در بدن شما اتفاق می‌افتد که نمی‌توانید جلوی آن را بگیرید. این تغییرات در هر آدمی با دیگری متفاوت است اما الگوهای ثابتی وجود دارد که براساس آن می‌توان آدم‌ها را به سه تیپ «صبحگاهی» و «شبگاهی» و چیزی مابین این دو تقسیم کرد. عضو هر کدام از این تیپ‌ها که باشید در بعضی از ساعات بهره‌وری و علمکرد مغزی بهتری دارید. پیشنهاد نویسنده این است که «سرنوشت ژنتیکی» خود و دیگری را بپذیرید و دنبال تغییرش نباشید.

بنابراین اگرچه جامعه طرفدار سرسخت تیپ صبحگاهی یا همان چکاوک‌ها است و جغدهای شب را سرزنش می‌کند اما واقعیت این است که این تنوع به بقای گونهٔ ما کمک کرده است چون همهٔ افراد در یک زمان نمی‌خوابیدند و بیداری و هشیاری‌شان حافظ امنیت دیگران بوده است.

۲.قرص خواب بخور و بخواب!

قرص‌های خواب بانسخه و بی‌نسخه فراوان هستند و بیشتر ما حداقل یکبار از آن‌ها استفاده کردیم یا خوردن آن‌ها را به دیگران توصیه کردیم تا آسوده بخوابند اما «قرص‌های خواب باعث ایجاد خواب طبیعی نمی‌شوند و بخش‌هایی از کورتکس مغز را از کار می‌اندازند» و عوارض جدی دارند. عوارض این داروها در حافظه و سلامت مصرف‌کنندگان کاملاً عینی است اما فوایدش بیشتر ذهنی است. یعنی اغلب افراد بعد از مصرف این داروها «تنها اندکی افزایش خواب را تجربه می‌کنند.» این قرص‌ها حداقل تا امروز نتوانستند برای افراد «خواب عمیق» ایجاد کنند. فقدان خواب عمیق باعث می‌شود تا سیستم ایمنی بدنی نتواند خودش را بازیابی کند و همین هم باعث می‌شود تا مصرف‌کنندگان قرص‌های خواب‌آور به عفونت‌های مختلف مبتلا شوند و نرخ مرگ و همچنین ابتلا به سرطان در آن‌ها بالاتر باشد.

۳.تا دود چراغ نخوری، موفق نمی‌شوی!   

شاعر چند قرن پیش سرود «تن به دود چراغ و بی‌خوابی/ ننهادی، هنر کجا یابی؟» اما در قرن ما معلوم شد که بی‌خوابی باعث اختلال یادگیری می‌شود و تاثیری در هنرآموزی ندارد، برعکس «صندوق ورودی حافظه را خاموش می‌کند و اطلاعات جدید به سادگی از بین می‌رود.» شب‌زنده‌داری برای امتحانات روش مرسومی است اما در آن شب تا صبح شما چیزی یاد نمی‌گیرید، بلکه در حال ساخت قلعه ماسه‌ای هستید که با اولین موج نابود می‌شود. خوابیدن روشی آسان برای تثبیت آن چیزهایی است که یاد گرفتید.

«چرا می‌خوابیم؟» با عنوان فرعی «قدرت خواب و رویا» نوشتهٔ متئو واکر است. این کتاب با ترجمهٔ ناهید ملکی از سوی نشر نوین راهی کتاب‌فروشی‌ها شده است.

 

 

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

شاید برایتان جالب باشد

نظر شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.