معرفی کتاب‌های طاهره مافی

مهرناز بهروش
مهرناز بهروش
30 دقیقه
معرفی کتاب
معرفی کتاب‌های طاهره مافی
مهرناز بهروش
مهرناز بهروش
30 دقیقه
239
0
آنچه پس از خواندن این مقاله خواهید دانست :

خُردم کن عنوان اولین مجموعه داستان‌های دیستوپیایی و آخرالزمانی اثر طاهره مافی نویسندهٔ ایرانی – آمریکایی است که با نوشتن همین مجموعه داستان‌ها به شهرت رسید. این مجموعه در کل شش جلد اصلی و پنج جلد فرعی دارد و داستان آن حول‌محور جولیت می‌چرخد، دختری 17 ساله که قدرت ماوراءالطبیعه و لمسی مرگبار دارد. اولین کتاب از این مجموعه در 15 نوامبر سال 2011 با نام «خُردم کن» منتشر شد. پس از آن یک رمان مکمل با نام «ویرانم کن» در سال 2012 منتشر شد که راوی آن وارنر، یکی از شخصیت‌های اصلی داستان است. در ادامه با ما همراه شوید تا این مجموعهٔ زیبا و منحصربه‌فرد را به شما معرفی کنیم. همچنین در ادامه می‌خوانید:

• معرفی مجموعه داستان‌های خُردم کن
• شخصیت‌های اصلی مجموعهٔ خُردم کن
• معرفی تمام کتاب‌های مجموعه خردم کن (جلد اول، دوم، و دو جلد فرعی)

جولیت، قهرمان داستان‌های خردم کن

معرفی مجموعه داستان‌های خُردم کن

داستان مجموعه خردم کن از دنیایی آخرالزمانی آغاز می‌شود؛ دنیایی که در آن بیماری‌ها تقریباً نسل بشر را نابود کرده‌اند، غذا به سختی پیدا می‌شود، پرندگان دیگر پرواز نمی‌کنند و رنگ ابرها تغییر کرده است؛ دنیایی که در آن زندگی مُرده است.

در ابتدای داستان با جولیتی آشنا می‌شوید که 264 روز است در سلول انفرادی آسایشگاه حبس شده است. او تنها 14 سال دارد که او را کشان‌کشان به‌خاطر کُشتن بچه‌ای معصوم از خانه‌اش دور می‌کنند؛ لمس کُشنده‌ای که جولیت از آن بی‌اطلاع بود جانِ این بچه را گرفت. 2 سال از بیمارستان به دفتر حقوقی و از بازداشتگاه به بخش روانی پرتش کردند تا سرانجام تصمیم گرفتند او را برای همیشه بفرستند تیمارستان. او را انداختند توی آسایشگاه که بدتر از فرستادنش به زندان بود. چرا؟ چون اگر او را به زندان می‌فرستادند، آن‌وقت نگهبان‌ها با او مثل انسان رفتار می‌کردند نه مثل یک حیوان. جولیت، گرفتار در دخمه‌ای تاریک بدون هیچ ارتباطی با دنیای بیرون گیر افتاده است و تا این‌جا بیشترین چیزی که از سیاره‌شان دیده از قاب پنجره بوده است.

دنیای خُردم کن به دست یک حکومت دیکتاتوری اداره می‌شود که در آن ستادی به نام سازمان احیاء ساخته‌اند. این سازمان معتقد است تنها راه برای نجات بشر و اصلاح، جمع‌کردن کسانی مثل جولیت است که قدرت‌های ویژه و گاه مرگباری دارند. حالا که بسیاری از مردم مُرده‌اند بازماندگان زمزمهٔ جنگ می‌کنند و سازمان احیاء نظرش را تغییر داده است. شاید جولیت چیزی بیش از یک روح شکنجه‌شده باشد که در بدنی سمی فرو رفته است؛ شاید او دقیقاً همان چیزی است که آن‌ها به او احتیاج دارند: جولیت باید انتخاب کند: یک سلاح باشد یا یک جنگجو.

شخصیت‌های اصلی مجموعه خردم کن: جولیت، کنجی، آدام، وارنر

شخصیت‌های اصلیِ مجموعهٔ خردم کن

جولیت

جولیت که با نام اصلی‌اش «اِلا سامرز» نیز شناخته می‌شود، قهرمان اصلی مجموعهٔ خُردم کن است. او می‌تواند با لمس پوستش دیگران را بکشد و بیش از 264 روز در یک آسایشگاه محبوس بوده است. خواهرِ جولیت اولین کسی بود که قدرت داشت و بنابراین والدینش هر دو دختر خود را برای تحقیقات علمی به سازمان احیاء واگذار کردند چون این افراد نقش کلیدی در برنامه‌های سازمان احیاء دارند. خواهر جولیت یک ماه در این مرکز اقامت داشت، آن‌ها حافظه‌اش را پاک کردند. 

جولیت در همان ابتدای کتاب در دفتر خود می‌نویسد که در روز تولد 6 سالگی‌اش مادرش یک بار دست او را در آتش می‌گذارد تا ببیند او معمولی هست یا نه. هنگامی که چهارده‌ساله است به‌طور تصادفی پسر کوچکی را در فروشگاه با لمس خود می‌کشد. او فقط سعی داشت به پسربچه‌ای که مادرش او را با قلاده بسته بود کمک کند تا از جایش بلند شود. مردم باور داشتند که جولیت پسر بچه را تا حد مرگ خفه کرده است و بنابراین جولیت در آسایشگاه محبوس شد.

جولیت در این مجموعه دختری ترسیده و از خود بیزار است که مورد آزارواذیت و بی‌مهری قرار گرفته و حس می‌کند در تمام زندگی‌اش یک هیولا بوده است. در طول مدتی که در آسایشگاه محبوس است، او مجبور می‌شود روزها را بشمارد و کلمات یکسان را بارها و بارها بنویسد و فقط آن‌ها را خط بزند. پس از آزادی، افسردگی، اضطراب و اختلال وسواس جبری می‌گیرد. او نمی‌تواند دیگر به کسی اعتماد کند و در دوست‌یابی مشکل دارد، گرچه نسبت به افراد معدودی که به او نزدیک می‌شوند به شدت وفادار است.

آرون

آرون وارنر اندرسون شخصیت اصلی این کتاب در کنار جولیت است و بخش‌هایی از کتاب «خُردم کن» را روایت می‌کند. او پسر فرماندهٔ ارشد آندرسون و لیلا وارنر و برادر ناتنی آدام و جیمز کنت و همچنین فرماندهٔ ارشد و جانشین فرماندهٔ بخش 45 است. پدر وارنر از همان دوران کودکی او را آزار می‌داد و هر سال تولدش به عنوان هدیه او را شلاق می‌زد. جدا از شلاق، پدرش هرگز اجازه نداد از کسی هدیهٔ تولد بگیرد چون فکر می‌کرد قبول هدیه باعث ضعیف‌شدن و وابسته‌شدن وارنر به دیگران می‌شود. او اولین و تنها هدیه‌اش را از مادرش گرفت؛ یک حلقهٔ سبز که آن را روی انگشت کوچکش می‌اندازد. وارنر در بیشتر طول زندگی‌اش از پدرش آموخت که سرد و بی‌احساس باشد و مانند یک ربات تمام احساساتش را دفن کند.

وارنر بیشتر عمرش آموزش دیده است. پدرش در نُه سالگی به او یاد داد که چگونه با اسلحه شلیک کند. اندرسون بارها از خواب پرید و دید آرون سعی دارد او را در خواب بکشد اما او هربار شکست می‌خورد و نمی‌توانست ماشه را بکشد. مادرش که به‌خاطر قدرتش بیمار شده بود، باید در خانه‌ای دور از تشکیلات زندگی می‌کرد. وارنر نام خانوادگی مادرش را برگزید و درخواست کرد فرماندهٔ بخش 45 باشد تا بتواند نزدیک مادرش بماند. او از منابعِ بخش استفاده می‌کند تا بتواند درمانی برای مادرش پیدا کند و همین او را به جولیت می‌رساند.

تصویر جلد اصلی کتاب خردم کن

کنجی

کنجی تا قبل از جلد چهارم زیاد در مورد خودش صحبت نمی‌کند. او با مادر و پدر مهربانش که مهاجران ژاپنی بودند و به‌سختی کمی انگلیسی صحبت می‌کردند زندگی می‌کرد. پدرش مجبور شد به‌خاطر نژادپرستی دیگران و محافظت از خودشان یک اسلحه بخرد و در هفت‌سالگی کنجی با همان اسلحه کشته شدند. او را به یتیم خانه فرستادند اما از‌ آن‌جا فرار می‌کند. کنجی می‌تواند ناپدید شد و اولین‌بار که فهمید می‌تواند ناپدید شود برای چند روز نتوانست دوباره خود را ظاهر کند. کستل او را زمانی پیدا کرد که وضعیت بسیار بدی داشت و او در منطقهٔ امروزی نقطهٔ اُمگا زندگی می‌کند و بسیار پیوند محکمی با کستل دارد.

کنجی فردی بسیار روراست است. او تمایل دارد همه‌چیز را کمی شوخی بگیرد، اما در صورت لزوم جدی می‌شود. بسیار قوی و کاریزماتیک است و کمدین گروه محسوب می‌شود چون می‌تواند به همه‌چیز چاشنی طنز اضافه کند و گاهی جملات طعنه‌آمیزی می‌گوید. او همچنین می‌تواند به خوبی از دیگران مراقبت کند. او شهروند مورد علاقهٔ نقطهٔ اُمگا است و کستل که مانند پدرش است، به‌شدت از او مراقبت می‌کند.

 

آدام کنت

آدام کنت اندرسون یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب خُردم کن در کنار جولیت است. او جولیت را از 8 سالگی‌اش می‌شناسد و گرچه هیچ‌وقت با جولیت صحبت نکرده اما به قول خودش همیشه به او علاقه‌مند بوده است. او برادر بزرگ‌تر جیمز است. پدرش فرماندهٔ ارشد آندرسون و برادر ناتنی وارنر است. جولیت او را شخصی باهوش و شجاع توصیف می‌کند که همیشه به بی‌گناهی جولیت اعتقاد داشته است. 

او از دوران نوجوانی مجبور شد مسئولیت بزرگ‌کردن برادرش جیمز را بپذیرد. در نتیجه او همیشه مراقب دیگران است و به‌خاطر آسیب‌پذیری و طبیعت مهربانش به سمت جولیت کشیده می‌شود. او در کودکی خجالتی بود و برای همین هیچ‌گاه به جولیت نزدیک نشده است.

 

جیمز کنت

جیمز کوچک‌ترین پسر پاریس اندرسون است. او برادر کوچک‌تر آدام کنت و برادر ناتنی کوچک‌تر آرون وارنر و در شروع داستان‌ 10 ساله است. جیمز با آدام و مادرش زندگی می‌کرد اما پس از مدتی برای زندگی به مجتمعی نزدیک مدرسه می‌رود که بچه‌های زیاد دیگری نیز آن‌جا هستند. او درک می‌کند که خوش‌شانس است که چنین زندگی‌ای دارد اما حالا مجبور است اغلب اوقات مدتی طولانی برادرش را نبیند. 

جیمز بازیگوش و کنجکاو است و رفتاری دوستانه دارد و بلافاصله از جولیت خوشش می‌آید اما مراقب است که جولیت را لمس نکند چون قابلیت جولیت درجا او را خواهد کشت. او برای اولین‌بار در رمان خُردم کن ظاهر می‌شود و رابطهٔ نزدیکی با برادرش دارد و هرازگاهی او را «اِدی» صدا می‌زند. 

تصویر تمام صورت جولیت

جلد اول: خُردم کن

کتاب خردم کن اولین جلد از این مجموعهٔ دیستوپیایی و آخرالزمانی است. این کتاب در 15 نوامبر سال 2011 منتشر شد و داستان دختری 17 ساله به نام جولیت است که لمس پوستش مرگبار است. ژولیت دقیقاً 264 روز است که در آسایشگاه روانی و در انفرادی محبوس است و با کسی صحبت نکرده است. با این‌که لمس پسربچهٔ کوچکی که باعث مرگش شد یک تصادف بود، اما خودش هم این را باور نکرده است. هیچ کس نمی‌داند چرا لمس جولیت کُشنده است و تا زمانی که او به کسی صدمه نزند هیچ‌کس واقعاً اهمیت نمی‌دهد. دنیا آن‌قدر مشغول یک دولت فاسد و تکیه‌کردن به سازمان احیاء است که کسی به یک دختر 17 ساله اهمیتی نمی‌دهد. 

اعضای سازمان احیاء به جولیت می‌گویند که قرار است یک هم‌سلولی داشته باشد؛ اما جولیت به‌شدت غافلگیر می‌شود. معلوم می‌شود که هم‌سلولی‌اش یک پسر با چشمان آبی است و این جولیت را عصبی می‌کند. هم‌سلولی‌اش تخت و بالشت او را می‌دزدد و از او می‌پرسد چرا اینجاست، هرچند جولیت پاسخی به او نمی‌دهد. آدام بسیار مرموز است و جولیت سر از کارهایش در نمی‌آورد اما کم‌کم به حضور او عادت می‌کند و بیشتر با هم صحبت می‌کنند. تا این‌که یک روز آدام بالاخره جولیت را لمس می‌کند اما نمی‌میرد و جولیت حیران می‌ماند که چطور چنین چیزی ممکن است! و حالا جولیت سعی می‌کند به کمک آدام از آسایشگاه و از دست فرماندهٔ ظالمِ آن بخش، وارنر، فرار کند.

خردم كن
عنوان کتاب:
خردم كن
ناشر:
کتاب مجازی
نویسنده:
طاهره مافی
قیمت:
139,500 تومان
1,550,000

در بخشی از کتاب خُردم کن می‌خوانید:

«دارم می‌سوزم. 
طناب نازک پاهایم را چنان می‌ساید و تبدیل به توده‌ی آتشین دردناکی کرده که متعجبم چرا از دود خبری نیست. درد را تحمل می‌کنم چون چاره‌ی دیگری ندارم. تشنج و آشفتگی سراسریِ ساختمان رعب و وحشت به جانم می‌ریزد، و باران خطر اطرافمان می‌بارد. آدام از پایین فریاد می‌زند، به من می‌گوید بپرم، قول می‌دهد که مرا می‌گیرد. خجالت می‌کشم اقرار کنم که از افتادن می‌ترسم. 
هرگز مجالی نداشته‌ام تا خودم تصمیم بگیرم.
سربازها داخل جایی که زمانی اتاقم بود سرازیر شده‌اند، فریاد می‌زنند و سردرگم‌اند، احتمالاً از پیداکردن وارنر در چنین وضعیت نزاری یکه خورده‌اند. مغلوب کردنش واقعاً آسان بود. همین نگرانم می‌کند.
مرا به فکر می‌اندازد نکند یک جای کار اشتباه کرده باشیم.
چند سرباز سرشان را از پنجره‌ی خردشده بیرون می‌آورند و من سراسیمه تاب‌خوران پایین می‌روم اما آن‌ها دارند دست می‌برند تا قلاب را آزاد کنند. دارم خودم را برای احساس تهوع‌آور سقوط آزاد آماده می‌کنم که متوجه می‌شوم آن‌ها قصد ندارند من را پایین بیندازند. سعی دارند من را بالا بکشند و داخل اتاق برگردانند.»

 

جلد یک و نیم: ویرانم کن

کتاب ویرانم کن رمانی کوتاه است که شکاف بین جلد اول و دوم مجموعهٔ خُردم کن را از دیدگاه آرون وارنر، فرماندهٔ ظالم بخش 45 پُر خواهد کرد. در جلد اول می‌بینیم که جولیت با اغوای وارنر از سازمان احیاء فرار می‌کند و به شانهٔ وارنر شلیک می‌کند، اما ظاهراً خلاص‌شدن از شر وارنر چندان آسان نیست. 

وارنر پس از بهبودی زخم تقریباً کشنده‌اش، باید تمام تلاشش را به‌کار ببندد تا سربازانش را تحت‌کنترل نگه دارد و هرگونه اشاره به شورش را سرکوب کند. اولویت اولش برگرداندن جولیت و دیگر خیانتکاران است که به او کمک کردند فرار کند. اما زمانی که فرماندهٔ ارشد یعنی پدرش، برای تصحیح اشتباهات پسرش از راه می‌رسد مشخص می‌شود که او برنامهٔ دیگری برای جولیت دارد؛ برنامه‌ای که وارنر باید جلویش را بگیرد.

ویرانم کن
عنوان کتاب:
ویرانم کن
ناشر:
کتاب مجازی
نویسنده:
طاهره مافی
قیمت:
67,500 تومان
750,000
در بخشی از کتاب ویرانم کن می‌خوانید:
«آن‌قدر توی حمام می‌مانم که حساب زمان از دستم در می‌رود.
قبلاً هرگز پیش نیامده بود.
همه‌چیز غیرعادی و نامتعادل است. به تصمیم‌هایم خرده می‌گیرم، به تمام چیزهایی که قبلاً اعتقاد نداشتم شک می‌کنم، و برای اولین بار در عمرم واقعاً تا مغز استخوان خسته‌ام.
پدرم ای‌جاست.
زیر یک سقف نکبت‌زده می‌خوابیم؛ چیزی که امیدوار بودم دیگر هرگز تجربه نکنم. اما او این‌جاست، در محل اقامت شخصی‌اش در پایگاه می‌ماند و تا وقتی خاطرجمع نشود نمی‌رود. این یعنی مشکلاتمان را با ویرانی ناحیه‌ی 45 حل خواهد کرد. این یعنی تا سطح عروسک خیمه‌شب‌بازی و پیام‌رسانش تنزل پیدا می‌کنم، چون پدرم هرگز چهره‌اش را به کسی نشان نمی‌دهد مگر به آن‌هایی که می‌خواهد بکشدشان.
او فرمانده‌ی کل سازمان است، و ترجیح می‌دهد به‌صورت ناشناس دستوراتش را دیکته کند. همه‌جا با همان گروه سربازهای منتخب سفر می‌کند، فقط از طریق افرادش پیام‌هایش را ابلاغ می‌کند، و فقط در شرایط بسیار نادر پایتخت را ترک می‌کند.»

 

جلد دوم: کشفم کن

کتاب کشفم کن دومین کتاب از مجموعهٔ «خُردم کن»، ادامهٔ داستان فرار جولیت به نقطهٔ اُمگا است. اینجا مکانی برای افرادی مانند او است؛ کسانی که نیروهای خارق‌العاده دارند و همچنین مقر مقاومت شورشیان است. او بالاخره از سازمان احیاء فرار کرده و آن‌ها دیگر نمی‌توانند از او به‌عنوان سلاح استفاده کنند و حالا او که عاشق آدام شده، می‌تواند عاشق او بماند. 

اما جولیت هیچ‌گاه از تماس مرگبارش رها نخواهد شد یا از وارنر، که بیش از آن‌چه همه فکر می‌کردند به دنبال دستگیری جولیت است. حالا جولیت باید بین آنچه که می‌خواهد و آن‌چه که فکر می‌کند درست است، یکی را انتخاب کند و می‌داند تصمیمش، زندگی‌اش را تغییر خواهد داد. در نهایت جولیت گرفتار موقعیتی می‌شود که مجبور می‌شود بین احساسش و زندگی آدام یکی را انتخاب کند.

کشفم کن
عنوان کتاب:
کشفم کن
ناشر:
کتاب مجازی
نویسنده:
طاهره مافی
قیمت:
198,000 تومان
2,200,000
در بخشی از کتاب کشفم کن می‌خوانید:
«دیروز فکر خوبی بود. باید در می‌رفتم، بیرون می‌رفتم. فعال و بدردبخور می‌شدم. و حالا باید به نصیحت کنجی عمل کنم و با خودم کنار بیایم. باید درست فکر کنم. باید روی اولویت‌هایم تمرکز کنم. باید بفهمم این‌جا چکار می‌کنم و چطور می‌توانم کمک کنم. و اگر کوچک‌ترین علاقه‌ای به آدام دارم، سعی کنم از زندگی‌اش فاصله بگیرم.
بخشی از وجودم آرزو می‌کند کاش می‌توانستم ببینمش؛ می‌خواهم خاطرجمع شوم واقعاً روبه‌راه می‌شود، حالش دارد خوب می‌شود و درست غذا می‌خورد و شب‌ها خوابش می‌برد. اما بخش دیگری از وجودم الان می‌ترسد او را ببیند. چون دیدن آدام به‌معنای خداحافظی است. به این معنی است که واقعاً باید بپذیرم که دیگر نمی‌توانم با او باشم و بدانم که باید زندگی تازه‌ای برای خودم پیدا کنم. تنها. اما دست‌کم در نقطه‌ی امگا گزینه‌هایی دارم. و شاید اگر بتوانم راهی پیدا کنم که از این وحشت‌زدگی دست بردارم، در حقیقت می‌فهمم چطوری با بقیه دوست شوم. قوی باشم. خودم را توی مشکلاتم غرق نکنم.»

 

جلد دو و نیم: رهایم کن

کتاب رهایم کن رمانی شصت صفحه‌ای است که وقایع بین رمان‌های کفشم کن و جلد سوم این مجموعه با نام «آتشم بزن» را روایت می‌کند. این کتاب سرنوشت نقطهٔ اُمگا و شورشیانی است که در مقابل سازمان احیاء قرار می‌گیرند. داستان‌های آن بلافاصله پس از رمان «کشفم کن» آغاز می‌شود و از دیدگاه شخصیت آدام روایت می‌شود.

این کتاب از زمانی شروع می‌شود که جیمز، آدام را صبح زود از خواب بیدار می‌کند. مردم در مورد چگونگی فرار وارنر از نقطه‌ٔ اُمگا صحبت می‌کنند و همه در حال آماده‌شدن برای حمله به سربازان ناحیهٔ 45 هستند. آدام خیلی چیزها را احساس می‌کند و خود را آمادهٔ جنگی سخت می‌کند. او که احساسش تغییر کرده حالا نگران جولیت، کنجی و برادر ناتنی‌اش است و می‌خواهد آن‌ها از هر اتفاقی در امان باشند.

رهایم کن
عنوان کتاب:
رهایم کن
ناشر:
کتاب مجازی
نویسنده:
طاهره مافی
قیمت:
72,000 تومان
800,000
در بخشی از کتاب رهایم کن می‌خوانید:
«نگاهی به چهره‌اش کافیست تا درد در تمام سینه‌ام بپیچد، اما حقیقت این است که دیگر نمی‌دانم چه بین‌مان می‌گذرد. به او قول دادم راهی برای این مسئله پیدا کنم، و با تمام توان تلاش کرده‌ام، از دل و جان مایه گذاشته‌ام، اما دروغ چرا، بعد از ماجرای دیشب کمی نگرانم. لمس کردن او خطرناک‌تر از آن است که فکر می‌کردم.
ممکن بود کنجی را بکشد، هنوز هم مطمئن نیستم این کار را نکرده باشد. 
اما با وجود همه این اتفاق‌ها، باز هم آینده‌ام را با او می‌خواهم. می‌خواهم روزی در جایی امن آرام بگیریم و در آرامش کنار هم زندگی کنیم. هنوز برای دست‌کشیدن از این رؤیا آماده نیستم. هنوز نمی‌توانم ما بودنمان را به فراموش بسپرم.»



واکنش‌ها به مجموعهٔ خُردم کن

مجموعهٔ «خردم کن» پس از انتشار با استقبال مخاطبین و منتقدان مواجه شود. بوک‌لیست کتاب را «بسیار مبتکرانه» دانست و آن را «یک ماجراجویی خروشان و عاشقانه» خواند. نشنال پست کانادا این مجموعه را تحسین کرد و گفت «خردم کن کتابی عالی است و هیجان‌ آن بسیار مناسب همهٔ کسانی است که رمان‌های فانتزی و آخرالزمانی دوست دارند». کایرکاس ریویوز این مجموعه را به‌خاطر داستان عاشقانه‌اش ستود و گفت «پایان آن بسیار مطلوب است». پابلیشرز ویکلی اشاره کرد طاهره مافی اصلاً این کتاب را مانند تازه‌کارها ننوشته و این‌که «در اولین اثرش توانسته به زیبایی مسائل روانشناسی را با داستان‌های ماجراجویانه ترکیب کند و درنهایت یک کتاب خواندنی جذاب بنویسد.»

طاهره مافی و تصویر جلد کتاب‌های اصلی مجموعه خردم کن

دربارهٔ طاهره مافی؛ نویسندهٔ مجموعه داستان‌های خُردم کن

طاهره مافی نویسندهٔ ایرانی-آمریکایی در 10 نوامبر 1988 به دنیا آمد. او هم‌اکنون در سانتا مونیکای کالیفرنیا زندگی می‌کند و بیشتر به‌خاطر نوشتن داستان‌های نوجوانان شناخته شد. 

مافی در شهر کوچکی در کنتیکت به دنیا آمد. او کوچک‌ترین فرزند خانواده‌اش است و چهار برادر بزرگتر دارد. پدر و مادرش از مهاجران ایرانی هستند. او در 12 سالگی با خانواده‌اش به کالیفرنیای شمالی نقل‌مکان کرد و در 14 سالگی همراه آنان به اورنج‌کانتی رفت. مافی تحصیلاتش را در دانشگاه سوکای آمریکا در کالیفرنیا به پایان رساند و تقریباً به 8 زبان مختلف مسلط است. او یک ترم از دانشگاهش را نیز در خارج از کشور در اسپانیا به تحصیل پرداخت. 

 

آثار طاهره مافی

طاهره مافی عنوان کرد که قبل از نوشتن اولین رمانش با نام «خردم کن» پنج نسخهٔ دست‌نویس از آن نوشت تا درک بهتری از نوشتن یک کتاب داشته باشد. او حقوق ساختِ فیلم از مجموعهٔ «خردم کن» را به شبکهٔ فاکس فروخت. در سال 2016 یک رمان تخیلی دیگر از این نویسنده منتشر شد و داستان آن دربارهٔ دختری است که رنگ‌پریده است و در دنیایی پر از رنگ و جادو زندگی می‌کند اما از هیچ‌کدام این‌ها بهره نبرده است. 

آخرین جلد از مجموعهٔ خردم کن از این نویسنده در 6 مارس 2018 منتشر شد. کتاب آخر طاهره مافی با عنوان «وسعت بسیار بزرگ دریا» در 16 اکتبر 2018 منتشر شد و در فهرست جایزۀ ملی کتاب برای ادبیات نوجوان قرار گرفت.

دنیاهای آخرالزمانی، کابوس انسان‌ها

نویسندگان در کتاب‌های آخرالزمانی معمولاً دنیاها یا جوامعی را به تصویر می‌کشند که به دلیل محرویمت یا ظلم یا وحشت انسان‌ها دچار فلاکت یا بدبختی شده‌اند و نویسندگانی مانند طاهره مافی گاهی به قهرمان‌هایشان قدرت ویژه می‌دهند تا نشان دهند حتی انسان‌هایی با قدرت‌های ویژه نیز می‌توانند بترسند و تنها با همدلی و اتحاد است که می‌توان با ظلم مبارزه کرد. شما تاکنون چند داستان آخرالزمانی خوانده‌اید؟

به نظر شما این سبک کتاب‌ها خواندنی‌تر هستند یا کتاب‌هایی مانند 1984 که قهرمان‌هایی از جنس انسان‌های واقعی دارند؟ نظرتان را با ما در میان بگذارید.

معرفی کتاب کتاب بربادرفته؛ داستانی واقعی از جنگ و عشق
مهرناز بهروش
27 دقیقه

شاید بتوان گفت که بربادرفته برای افراد زیادی در سراسر جهان شناخته شده است. حتی اگر کتاب بربادرفته را نخوانده باشید، حتماً اقتباس سینمایی جذابِ آن را تماشا کرده‌اید و شخصیت‌های آن تقریباً برایتان آشنا هستند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب ارباب حلقه‌ها؛ شاهکار دنیای ادبیات فانتزی
مهرناز بهروش
23 دقیقه

«ارباب حلقه‌ها» یک سه‌گانهٔ حماسی و فانتزی اثر جی آر.آر. تالکین، نویسندهٔ بریتانیایی است؛

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب سخت‌پوست؛ یک نوولای متفاوت
بامداد برزویه
15 دقیقه

داستان بلند یا «نوولا» در ادبیات داستانی ایرانی همیشه جایگاه متمایزی داشته است. گاهی آن را رمان خوانده‌اند و گاهی داستان کوتاه، در حالی‌که نوولا در طبقه‌بندی شکل‌های ادبی همواره جایگاهی مستقل داشته است.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب معرفی کتاب سایه‌های میان ما
مهرناز بهروش
15 دقیقه

نسل امروز مخاطبان ادبیات فانتزی، خوانندگانی هستند که کتاب خواندن را معمولاً با هری پاتر شروع کرده‌اند و با ارباب حلقه‌ها به اوج لذت رسیده‌اند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب بی‌حدومرز؛ کشف قدرت‌های واقعی مغز
بامداد برزویه
20 دقیقه

ما معتقدیم که با دیگر موجودات فرق داریم و توانایی‌ها و قابلیت‌های متفاوتی داریم و مغزمان در صدر این فهرست قرار دارد.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب دلایلی برای زنده ماندن؛ روایتی براساس واقعیت
مهرناز بهروش
22 دقیقه

همهٔ مردم ممکن است مجبور شوند در زندگی‌شان با یک بیماری روانی دست‌وپنجه نرم کنند. حتی اگر خودمان آن‌قدر خوش‌شانس باشیم که دچار چنین مشکلاتی نشویم، دوست یا عزیزی داریم که مجبور است با این بیماری کنار بیاید.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب سایکوسایبرنتیک جدید؛ علم اصلی اصلاح خود
مهرناز بهروش
19 دقیقه

شخصیت خود را چگونه توصیف می‌کنید؟ آیا اغلب عصبانی یا بیش از حد سختگیر هستید و در جنبه‌های مختلف زندگی‌تان به مشکل برمی‌خورید؟ آیا فکر می‌کنید تصوراتی که از خودتان دارید از درون‌تان نشأت گرفته یا القایی از یک رئیس سخت‌گیر یا گروهی از دوستان است که به شما برچسب زده‌اند؟

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب تکه‌هایی از یک کل منسجم؛ ارکسترِ کلمات
مهرناز بهروش
20 دقیقه

خودتان را شکست خورده می‌دانید؟ حس می‌کنید هر چقدر هم تلاش ‌کنید باز هم در رابطه یا کار شکست می‌خورید و گاهی حتی ادامهٔ زندگی هم برای‌تان دشوار است؟ این احساسی است که بسیاری از مردم در مقاطعی از زندگی یا حتی در کل زندگی‌شان با آن دست به گریبان هستند و گاهی راهی برای تغییر آن نمی‌یابند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب دیزی دارکر؛ داستان جنایتی هولناک
بامداد برزویه
20 دقیقه

آلیس فینی یکی از نویسندگان پُرخوانندهٔ ژانر تریلر روانشناختی و معمایی است که تا امروز توانسته با رمان‌هایش بسیاری از خوانندگان را میخکوب کند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب مغازه‌ی جادویی؛ مأموریت یک جراح مغز و اعصاب
مهرناز بهروش
25 دقیقه

کتاب مغازه‌ی جادویی شرحی بر خاطرات متحول‌کنندهٔ دکتر جیمز آر. دوتی جراح مغز و اعصاب است. او در این کتاب از قدرت ذهن‌آگاهی می‌گوید و این‌که چگونه به پسری بدون امید برای یافتن آینده‌ای جدید کمک کرد.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب شبهای روشن؛ داستانی عاشقانه از خاطرات یک رؤیاپرداز
الناز آذری
20 دقیقه

داستان کوتاه شب‌های روشن اثر فئودور داستایوفسکی نویسندهٔ نامدار و شهیر روسی اولین‌بار در سال 1848 منتشر شد. داستایوفسکی استاد نوشتن داستان‌هایی با مضامین روان‌شناسانه است و شاید عالی‌ترین نمونۀ آن را در کتاب «جنایت و مکافات» خوانده باشید.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب آشنایی با بهترین‌های ادبیات روسیه
الناز آذری
23 دقیقه

‌ریشۀ ادبیات روس به قرون وسطی برمی‌گردد، زمانی که حماسه‌ها و وقایع‌نگاری به زبان اسلاوی شرقی ثبت می‌شدند. بی‌شک اثرگذارترین دورۀ ادبیات روسیه قرن‌های نوزدهم و بیستم بوده است.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب معرفی کتاب افسانه کاریزما
بامداد برزویه
14 دقیقه

آیا تابه‌حال با یک فرد کاریزماتیک برخورد داشته‌اید؟ معمولاً زمانی که با فردی کاریزماتیک روبه‌رو می‌شوید، بدون این‌که واقعاً شناخت خاصی از او داشته باشید، ناخودآگاه شیفتهٔ او می‌شوید و احساس امنیت و شوق خاصی می‌کنید و درواقع تحت‌تأثیر قدرتِ شخصیت چنین فردی قرار می‌گیرید.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب معرفی کتاب سفر به انتهای شب | سرگردانی در زندگی نابسامان
بامداد برزویه
20 دقیقه

بسیاری معتقدند انسان‌ها ذاتاً شرور هستند و از مهربانی عاجز. شاید تعجب کنید اما مردم از زمان دوران باستان هم چنین دیدگاهی نسبت به انسان‌ها داشتند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب کتاب حیوانات شب‌رو؛ رمانی قدرتمند
مهرناز بهروش
15 دقیقه

کتاب حیوانات شب‌رو که ابتدا در سال 1993 با نام «تونی و سوزان» منتشر شده بود یک تریلر ادبی خارق‌العاده و متفاوت، اثر آستین رایت نویسنده و منتقد آمریکایی است.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب معرفی کتاب تصمیم گرفتم بی‌خیال باشم
شادی صارمی
12 دقیقه

چشمان خود را ببندید و تصور کنید نوشیدنی موردعلاقه‌تان را می‌نوشید، شمع موردِ علاقه‌تان را می‌بویید، جلوی آتش و در میان پتویی نرم نشسته‌اید و بوی شیرینی‌های تازه‌پخته شده به مشام‌تان می‌رسد.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب به دنیای بهترین داستان‌های علمی تخیلی قدم بگذارید
الناز آذری
18 دقیقه

ادبیات علمی تخیلی، شکلی از داستان‌نویسی است که نویسنده در آن علم امروزی یا علمی خیالی مربوط به آینده را دستمایۀ خلق اثر قرار می‌دهد.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب وابی‌‌سابی: بینشِ ژاپنی درمورد زندگیِ نه‌چندان بی‌نقص ولی کامل
مهرناز بهروش
23 دقیقه

ما در دنیایی مملو از استرس زندگی می‌کنیم؛ زندگی‌ای سریع داریم و هدف‌هایی غیرواقعی برای خود تجسم کرده‌ایم که همگی می‌توانند زندگی را پُراسترس‌تر کنند. ژاپنی‌ها یک شیوهٔ زندگی باستانی دارند که به آن وابی‌سابی می‌گویند و شاید این همان چیزی است که برای فاصله‌گرفتن از این زندگی به آن نیاز داریم.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب با این کتاب‌ها موسیقی را بشناسید
شادی صارمی
15 دقیقه

موسیقی نقش مهمی در فرهنگ‌ کشورهای سراسر دنیا ایفا می‌کند. موسیقی زبانی است که مردم سراسر جهان را به هم متصل می‌کند.

خواندن مقاله Left Arrow
معرفی کتاب ایکیگای: راز زندگی شاد و طولانی مردم ژاپن
الناز آذری
18 دقیقه

معنای زندگی چیست؟ آیا هدف ما باید فقط داشتن زندگی‌ای شاد و طولانی باشد یا باید به‌دنبال هدفی والاتر بود؟ چرا بعضی از مردم می‌دانند چه می‌خواهند و شوق زندگی دارند، درحالی‌که برخی دیگر در پریشانی و آشفتگی دست‌وپا می‌زنند؟

خواندن مقاله Left Arrow
بعدی
قبلی
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
نظرت راجع به این مقاله چیه؟
0/200
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت می کنید.